ماهواره‌بر ذوالجناح به عنوان یکی از جدیدترین موشکهای ایرانی در حوزه حاملهای فضایی، با ثبت یک پرتاب زیرمداری موفق آماده ارسال انواع ماهواره‌های ایرانی به فضا در آینده نزدیک شده است.

برنامه فضایی جمهوری اسلامی ایران از اواخر دهه ۸۰ شمسی تا به امروز، با فراز و نشیب های مختلفی همراه بوده و اکنون دو نهاد مهم در کشور، پس از فرصت سوزی مفصل مسئولان دولت سابق، در بخش پرتاب محموله ها به فضا فعال شده اند تا خون جدیدی در رگ های این صنعت ارزشمند، درآمدزا و موثر در حوزه های مختلف نظامی و اقتصادی جریان پیدا کند.

خوشبختانه پس از آنکه یخ عدم موفقیت و بروز مشکلاتی در تزریق ماهواره های ایرانی به فضا، توسط نیروی هوافضای سپاه شکسته شد، حالا به نظر می رسد وزارت دفاع نیز با دومین آزمایش ماهواره بر ذوالجناح، به دنبال یک شروع جدید و موثر در این بخش است.
ذوالجناح چیست و چه خواهد کرد؟
اولین تصاویر و اطلاعات مربوط به ماهواره بر نسل جدید ایرانی به نام ذوالجناح در بهمن ماه سال ۱۳۹۹ منتشر شد.  طبق این توضیحات، این پرتابگر ایرانی (ذوالجناح) در حقیقت یک سامانه سه مرحله ای است که دو مرحله اول آن از سوخت جامد بهره برده و مرحله نهایی آن از سوخت مایع بهره می برد. توجه به شکل موشک در زمان تست اول، مشخص کرد که آزمایش انجام شده ماهواره بر ذوالجناح که تصاویر آن نیز پخش شده ظاهرا یک مرحله از سه مرحله مورد نظر بوده و در این مرحله سیستم پیشران به مدت ۷۰ ثانیه فعال بوده و توانسته به ارتفاع ۱۵ کیلومتری برسد.

پرتاب اول ماهواره بر ذوالجناح مربوط به سال ۱۳۹۹
قدرت یا همان تراست مرحله اول و دوم این ماهواره که سوخت جامد هستند هر کدام ۷۴ تن است که این تراست می تواند به ۱۰۰ تن نیز برسد. قطر موتورهای سوخت جامد مرحله اول و دوم در ماهواره بر ذوالجناح که قدرتمندترین پیشران سوخت جامد در کل کشور تا به اینجا هستند ۱.۵ متر و قطر مرحله سوم ۱.۲۵ متر است. طول این ماهواره بر در حالت کامل ۲۵.۵ متر و وزن آن نیز ۵۲ تن است و می تواند یک ماهواره به وزن ۲۲۰ کیلوگرم یا مجموعه چند پرتابه به وزن نهایی ۲۲۰ کیلوگرم را تا مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین برساند.
برای مقایسه بد نیست بدانید که ماهواره بر سفیر به عنوان نسل اول ماهواره بر های ایرانی در بخش پیشران قطری در حدود ۱.۲۵ متر داشته و وزن کلی آن نیز ۲۶ تن بود و نهایتا می توانست یک ماهواره ۵۰ کیلوگرمی را به مدار ۴۵۰ کیلومتر برساند.
مثال دوم برای فهم بهتر قدرت این ماهواره بر، اینکه ذوالجناح با سه مرحله کامل خود می تواند حدود ۱۰ ماهواره نور ۱ را در یک پرتاب به فضا ارسال کند. چه در تست اخیر  و چه در پرتاب آزمایشی سال ۱۳۹۹ یکسری از حسگرهای لازم برای انجام محاسبات لازم برای برآورد از نحوه عملکرد سامانه های این ماهواره بر در داخل آن نصب شده بود که به وسیله آنها اطلاعات لازم به ایستگاه زمینی ارسال می شود.
آزمایش دوم؛ یک مرحله جدید برای آزمایش ذوالجناح
از مدتی قبل، رسانه های داخلی و خارجی، به نزدیک بودن دومین پرتاب ماهواره بر ذوالجناح اشاره کرده و این مسئله نیز مشخص شده بود که در این مرحله، آزمایش مرحله دوم این ماهواره بر مد نظر بوده و تست در نهایت جزو پروازهای زیر مداری به حساب می آید و مشخصا برنامه خاصی برای رساندن محموله به مدار زمین یا حتی آزمایش مرحله سوم این ماهواره بر وجود نداشته است.

خوشبختانه پس از آنکه یخ عدم موفقیت و بروز مشکلاتی در تزریق ماهواره های ایرانی به فضا، توسط نیروی هوافضای سپاه شکسته شد، حالا به نظر می رسد وزارت دفاع نیز با دومین آزمایش ماهواره بر ذوالجناح، به دنبال یک شروع جدید و موثر در این بخش است.
ذوالجناح چیست و چه خواهد کرد؟
اولین تصاویر و اطلاعات مربوط به ماهواره بر نسل جدید ایرانی به نام ذوالجناح در بهمن ماه سال ۱۳۹۹ منتشر شد.  طبق این توضیحات، این پرتابگر ایرانی (ذوالجناح) در حقیقت یک سامانه سه مرحله ای است که دو مرحله اول آن از سوخت جامد بهره برده و مرحله نهایی آن از سوخت مایع بهره می برد. توجه به شکل موشک در زمان تست اول، مشخص کرد که آزمایش انجام شده ماهواره بر ذوالجناح که تصاویر آن نیز پخش شده ظاهرا یک مرحله از سه مرحله مورد نظر بوده و در این مرحله سیستم پیشران به مدت ۷۰ ثانیه فعال بوده و توانسته به ارتفاع ۱۵ کیلومتری برسد.

پرتاب اول ماهواره بر ذوالجناح مربوط به سال ۱۳۹۹
قدرت یا همان تراست مرحله اول و دوم این ماهواره که سوخت جامد هستند هر کدام ۷۴ تن است که این تراست می تواند به ۱۰۰ تن نیز برسد. قطر موتورهای سوخت جامد مرحله اول و دوم در ماهواره بر ذوالجناح که قدرتمندترین پیشران سوخت جامد در کل کشور تا به اینجا هستند ۱.۵ متر و قطر مرحله سوم ۱.۲۵ متر است. طول این ماهواره بر در حالت کامل ۲۵.۵ متر و وزن آن نیز ۵۲ تن است و می تواند یک ماهواره به وزن ۲۲۰ کیلوگرم یا مجموعه چند پرتابه به وزن نهایی ۲۲۰ کیلوگرم را تا مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین برساند.
برای مقایسه بد نیست بدانید که ماهواره بر سفیر به عنوان نسل اول ماهواره بر های ایرانی در بخش پیشران قطری در حدود ۱.۲۵ متر داشته و وزن کلی آن نیز ۲۶ تن بود و نهایتا می توانست یک ماهواره ۵۰ کیلوگرمی را به مدار ۴۵۰ کیلومتر برساند.
مثال دوم برای فهم بهتر قدرت این ماهواره بر، اینکه ذوالجناح با سه مرحله کامل خود می تواند حدود ۱۰ ماهواره نور ۱ را در یک پرتاب به فضا ارسال کند. چه در تست اخیر  و چه در پرتاب آزمایشی سال ۱۳۹۹ یکسری از حسگرهای لازم برای انجام محاسبات لازم برای برآورد از نحوه عملکرد سامانه های این ماهواره بر در داخل آن نصب شده بود که به وسیله آنها اطلاعات لازم به ایستگاه زمینی ارسال می شود.
آزمایش دوم؛ یک مرحله جدید برای آزمایش ذوالجناح
از مدتی قبل، رسانه های داخلی و خارجی، به نزدیک بودن دومین پرتاب ماهواره بر ذوالجناح اشاره کرده و این مسئله نیز مشخص شده بود که در این مرحله، آزمایش مرحله دوم این ماهواره بر مد نظر بوده و تست در نهایت جزو پروازهای زیر مداری به حساب می آید و مشخصا برنامه خاصی برای رساندن محموله به مدار زمین یا حتی آزمایش مرحله سوم این ماهواره بر وجود نداشته است.

دادگاه جنایی مصر، اداره اول مبارزه با تروریسم، امروز (سه شنبه) به ریاست قاضی «محمد شیرین فهمی» تشکیل جلسه داد و ۱۰ عضو اخوان‌المسلمین را در رابطه با قضیه «گردان‌های حلوان» به اعدام محکوم کرد. ۵۶ نفر نیز به حبس ابد محکوم شدند.
به نوشته وبگاه الیوم السابع، این افراد متهم هستند که از تاریخ ۱۴ آگوست تا پنج فوریه ۲۰۱۵ در استان‌های قاهره و جیزه اقدام به تشکیل گروه مسلح برای حمله به نیروهای نظامی و انتظامی و مزاحمت برای مردم و ضربه امنیت اجتماعی کرده‌اند و در مجموع این پرونده ۲۱۵ متهم دارد.
طبق این گزارش دادستانی عالی امنیت ملی رهبران زندانی اخوان‌المسلمین از داخل زندان اقدام به دادن دستور‌العمل و دستورات لازم به گروه «گردان‌های حلوان» می‌‌کردند تا به ادعای دادستانی به مراکز پلیس، تأسیسات عمومی و اموال خصوصی مردم حمله کنند.
تیر ماه سال گذشته نیز دادگاه تجدیدنظر مصر که عالی‌ترین نهاد قضایی در این کشور به شمار می‌رود حکم حبس ابد برای «محمد بدیع» رهبر اخوان‌المسلمین و ۱۰ نفر دیگر از اعضای ارشد این جنبش را تایید کرد.
در جریان اعتراضات پس از کودتای ۲۰۱۳ علیه «محمد مرسی» که به اعتراض گسترده اخوان المسلمین مصر و تحصن آن‌ها در مسجد «رابعه عدویه» در قاهره و چندین نقطه دیگر در مصر انجامید، رهبر جماعت اخوان المسلمین و به دنبال او، هزاران نفر از اعضای این گروه بازداشت شدند و دادگاههای مصر هر از چند گاهی تعدادی از آن‌ها را در ارتباط با پرونده‌های مختلفی که برایشان باز شده، به اعدام و حبس‌های طولانی مدت محکوم می‌کنند.
انتهای پیام/

در سالروز شهادت آیت‌الله دکتر بهشتی و یاران ایشان و به مناسبت روز قوه قضائیه، رئیس و مسئولان دستگاه قضایی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

۸

۹

ج

رهبر معظم انقلاب اسلامی روایتی کمتر شنیده شده از روز ترور خود در ۶ تیر۱۳۶۰ را روایت کرده‌اند.

 

ویدئو

حوزه شناخت یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مطالعاتی است که کشورهای مختلف و مجامع علمی متعدد سال‌های متمادی با هدفِ درک بهترِ کارکرد و کاربرد آن به پژوهش و مطالعه پرداخته‌اند. گستردگی کارکرد و مطالعات این حوزه و هم‌چنین میان‌رشته‌ای بودن آن منجر شده است اندیشمندان مختلفی از حوزه‌هایی مانند: فلسفه، روان‌شناسی، علوم اجتماعی، عصب‌شناسی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم رایانه و هوش مصنوعی به پژوهش، گفتگو و هم‌افزایی در این حوزه بپردازند.

ظرفیت‌شناختی علوم شناختی

علوم شناختی از جمله حوزه‌های مطالعاتی است که احتمالاً طی چند سال آینده تمام کنش‌ها و واکنش‌های فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی و… با آن مرتبط بشود و هر کشوری از سیر مطالعاتی و پژوهشی این حوزه «عقب بیفتد، سرنوشتش، سرنوشت آن ملّت‌هایی است که در آغاز انقلاب صنعتی عقب افتادند و سرنوشتشان شد استعمارزدگی، شد زیر دست بودن، شد فقیر ماندن، شد ذلیل شدن.»[۱] ما نیز با توجه به موقعیت استراتژیک کشورمان در جهان «اگر در زمینه‌ی علوم شناختی و فنّاوری‌های شناختی تلاش نکنیم، کار نکنیم، حرکت جدّی نکنیم و یک ذرّه غفلت کنیم و خوابمان ببرد، به‌سرعت سقوط خواهیم کرد.»[۲]

آنچه مسلم و یقینی است برای رسیدن به جایگاهی مطلوب در این حوزه نباید از ذره‌ای تلاش، کوشش، پژوهش، مطالعه، تحقیق و آزمایش فروگذاری کرد و مطمئناً با توجه به کارکرد علوم شناختی طی چند سال آینده تمام ساحت‌های زندگی ما گره‌خواهد خورد به حوزه‌های مختلف علوم شناختی، از نقش فناوری‌های نوین شناختی گرفته تا جایگاه علوم شناختی در حوزه‌های آموزشی و تربیتی.

طی‌سال‌های آینده صنایع ما در صورتی موفق و پیشامد خواهند بود که مسلط به فناوری‌ها باشند و حوزه‌های فرهنگی و مذهبی ما نیز زمانی می‌توانند راهبردها و راهکارهای دقیقی را استخراج نمایند که تسلط کامل به روش‌های استخراج انگاره‌های ذهنی جامعه داشته باشند و مسیر برنامه‌ریزی فرهنگ و تولید آثار رسانه‌ای را از مسیر ذهن و قلب مخاطبان آغاز نمایند و در سایه‌سار شناختی‌سازی ابزارها، صنایع، راهبردها و راهکارها یقیناً اقتصاد کشور نیز پویا و شکوفا خواهد شد.

با امعان نظر به تمام نکاتی که طرح شد و تأکید چندباره بر ظرفیت عظیم علوم شناختی چند تهدید اساسی مطرح است که اگر توجه کافی به آن نداشته باشیم پیش از آنکه نطفه‌ای منعقد کرده باشیم می‌خواهیم زایمان انجام بدهیم و یا زایمانی زودهنگام و فرزندی نارس متولد کنیم.

درکشتزار گندم، جو درو کردیم

طی تاریخ چهل‌ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران تهدیدها و فرصت‌های مختلفی بر سر راه مدیران، نخبگان، پژوهشگران و اندیشمندان قرار گرفته است و هر کس به فراخور یک نیاز از دغدغه‌ی جهاد، ایثار و کارهای بر زمین مانده گرفته تا دغدغه‌ی شهرت، ریاست و… نوعی مواجهه با تهدید‌ها و فرصت‌ها داشته است و با وجود دغدغه‌های خالص و پاک و حضور متخصصین متعهد موفقیت‌هایی شکل گرفته است فراتر از انتظار وگاهی با وجود دغدغه‌های ناصواب با وجود کاشت گندم پس از چندین ماه انتظار جو درو کردیم.

رفتارهای ناصواب مدیریتی

حوزه مطالعاتی علوم شناختی برای همه‌ی کشورهای مطرح جهان خصوصاً جمهوری اسلامی ایران زمینِ بازی است که جایگاه زیادی برای خطاها و رفتارهای ناصواب قرار نداده، اشتباهات کوچک در این حوزه تبعات سترگ خواهد داشت؛ به همین جهت در حوزه مدیریتی این حوزه به شدت باید از تصمیم‌گیری و ورود افراد شتاب‌زده، عجول، لجوج، عنود و ناکارآمد جلوگیری شود.

هضمِ قبل از نشخوار

در حوزه پژوهش، آزمایش و تحقیقات علوم شناختی نیز بایستی مراقبت‌های ویژه‌ای انجام بشود آفتی که گریبان‌گیر برخی از اصطلاحات علمی و فرهنگی شد اگر گریبان علوم شناختی را بفشارد باید فاتحه‌ی نتایج و کارکردهای عظیم این حوزه را خواند، برخی از مدیران و شبه‌محققان و پژوهشگران در حوزه‌های مختلف فرهنگی بیش از آنکه پیرامون تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، نفوذ فرهنگی، جنگ روانی، بیانیه‌ی گام دوم و…. فکر کنند و فهمیده باشند، سخن گفته‌اند و قبل از نشخوار هضم کرده‌اند؛ اگر فضای مطالعاتی علوم شناختی نیز دچار چنین آفتی بشود یقیناً خسارت‌های جبران ناپذیری به‌دنبال خواهد داشت.

رأفتِ قلم زیر چرخ شهوت علم

طی سال‌های گذشته در حوزه‌های مختلف علمی با انسان‌های عجیبی مواجه شده‌ایم، افرادی که تمام دغدغه‌ی ذهنی‌شان وزن مقالات علمی و پژوهشی است و هدفی جز ارتقاء رتبه‌های علمی و استادی در سطح دانشگاه‌های کشور ندارند. برخی از اساتید مراکز علمی کشور قداست و رأفت قلم را زیر چرخ شهوت علم از بین بردند و فراموش کردند نگارش یک مقاله و پرورش یک فرضیه یا نظریه به‌مثابه‌ پرورش یک فرزند است که همیشه بند بند وجودش در ذهن طنین انداز است نه صرفاً جمع‌آوری تعدادی از کلمات تکراری و به فراموشی سپردن آن‌ها پس از تأیید نهایی مراکز به ظاهر علمی.

بنگاه‌های معاملاتی الفاظ و مفاهیم

هرچند نهاد علم در کشور ما مشکلات متعددی دارد و بیش‌ از آنکه شبیه به مهد و مراکز علمی باشد بیشتر شبیه است به بنگاه‌های معاملاتی الفاظ و مفاهیم، اما با توجه به اهمیت و جایگاه علوم شناختی و نوپدید بودن این حوزه قبل از آنکه دلالان آن را مُثله نمایند و کتاب‌هایی که به‌فراخور اهدافشان باشد به مترجمان از پیش تعیین شده بسپارند برای ترجمه و پس از چند سال با اساتید و علمی مواجه بشویم که صرفاً افراد و مراکزی خاص آن را متوجه می‌شوند و هرکس حق ورود و اظهارنظرهای منطقی در آن حوزه را نداشته باشد، باید به داد آن رسید و نجاتش داد.

نتیجه‌گیری

برای استفاده از ظرفیت و کارکرد‌های مهم علوم شاختی پیش آنکه آفت‌های طرح شده بیش از این گریبان‌گیر شود بایستی مراکز علمی و پژوهشی با دغدغه‌های راستین و حضور متخصصان به پژوهش، تحقیق و آزمایش پیرامون آن بپردازند و چه بسا لازم باشد حاکمیت یک متولی عاقل و منطقی به جهت‌‌ هم‌افزایی مراکز علمی و اساتید و متخصصان نیز تشکیل بدهد، افراد مختلف از دریچه‌ها و حوزه‌های متفاوت سخن بگویند، فکرکنند وآثار مختلف علمی در قالب‌های فرضیه و نظریه منتشر بشود و تا زمانی که نتایج علمی این حوزه حداقل در سطوح اولیه به نتایجی نرسیده است از اظهارنظرهای غیر تخصصی و سخن گفتنِ افراد مدعی هرچند در جایگاه‌های رفیعِ علمی، رسانه‌ای و مدیریتی جلوگیری شود.

* مجید رحیمی،‌نویسنده و پژوهشگر

_____________________

منابع

[۱] . بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و محققان ستاد توسعه علوم شناختی.

[۲] . همان.

کتاب «زندگی فردی ناشناخته» گزارشی ناب و خواندنی از حوادث سال‌های اولیۀ تأسیس حوزۀ علمیه قم است که توسط انتشارات شهیدکاظمی به چاپ رسیده است.

کتاب «زندگی فردی ناشناخته» گزارشی ناب و خواندنی از حوادث سال‌های اولیۀ تأسیس حوزۀ علمیه قم؛ از کشف حجاب تا درگیری رضاخان با آیت‌الله بافقی در سال‌های حکومت پهلوی توسط انتشارات شهیدکاظمی روانه بازار شد.

شیخ محمد حجتی بروجردی نویسنده کتاب از سال 1305 که برای تحصیل به قم آمده است خاطرات خود را به صورت تلگرافی و کوتاه در برگه‌های متعدد می‌نوشته است. این تکه کاغذ‌ها سال‌ها بعد شالوده اصلی کتاب «زندگی فردی ناشناخته»می‌شود. کتابی که قرار بوده بدون افشای هویت نویسنده‌اش به بازگویی تاریخ اجتماعی حوزه بپردازد؛ اما سرنوشت این کتاب طور دیگری رقم می‌خورد. نویسنده تعداد محدودی از کتاب را در اختیار برخی از دوستان صمیمی خود می‌گذارد و این آغاز افشای هویت او است.

شخصیت برون‌گرا و اجتماعی نویسنده و ارتباط نزدیکش با شیخ مرتضی حائری فرزند حاج‌شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه، باعث شده تا در جریان بسیاری از حوادث سال‌های اولیۀ تأسیس حوزه حضور فعال داشته باشد. از رهگذر همین حضور است که یادداشت‌های او دربردارندۀ نکات و اطلاعات مهمی پیرامون سال‌های نخستین تأسیس حوزه است. داستان علمای مهاجر به قم در اعتراض به نظام اجباری، درگیری رضاخان با آیت‌الله بافقی در حرم حضرت معصومه، کشف حجاب، جریان اتحاد لباس، حمله به مسجد گوهرشاد، خدمت سربازی طلاب، چگونگی برگزاری امتحانات از سوی حکومت وقت، وقایع پیش‌آمده پس از وفات حاج‌شیخ و زعامت حوزه در دورۀ مراجع ثلاث و حوادث پیش و پس از ریاست حوزه توسط آیت‌الله بروجردی ازجملۀ این موارد است.

از ویژگی‌ها بارز کتاب «زندگی فردی ناشناخته آن است که برخلاف اکثر شرح‌حال‌نویسی‌های حوزوی که به روایت زندگی مراجع تقلید و علمای شناخته‌شده می‌پردازند؛ با روایتی از زندگی یک طلبۀ عادی روبه‌رو هستیم. جایگاه اجتماعی، معیشت، تفریحات و به‌عبارت دیگر سبک زندگی یک طلبه در سال‌های ابتدایی بازتأسیس حوزۀ علمیه قم به‌خوبی در این کتاب منعکس شده است.

کتاب «زندگی فردی ناشناخته» گزارشی ناب و خواندنی از حوادث سال‌های اولیۀ تأسیس حوزۀ علمیه قم در سال‌های حکومت پهلوی به کوشش محمد حسین فروغی و محمدامین رفیعی در قطع رقعی و 256 صفحه به رشته تحریر در آمده و توسط انتشارات شهیدکاظمی منتشر شده است

علاقه‌مندان جهت تهیه این کتاب می‌توانند از طریق سایت nashreshahidkazemi.ir و یا از طریق ارسال نام کتاب به سامانه پیام کوتاه ۳۰۰۰۱۴۱۴۴۱ کتاب را تهیه کنند.

 انجمن اسلامی علوم سیاسی و روابط بین الملل ایران طی نامه‌ای به سران قوا تاکید کردند که  نادیده انگاری ژئوپلتیک ایران عمل مجرمانه اعلام شود.

متن نامه به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دکتر رییسی رییس محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر قالیباف رییس محترم مجلس شورای اسلامی
حجت الاسلام و المسلمین  جناب آقای محسنی اژه ای رییس محترم قوه قضاییه

اللهم صل علی محمد وآل محمد؛

باسلام و احترام به استحضار می رساند برابر اخبار رسمی منتشرشده از سوی دولت خدمتگزار و انقلابی افزایش ۲۰ درصدی تجارت خارجی به خصوص رشد ۸ تا ۴۵۰ درصدی مبادلات تجاری باهمسایگان سبب مثبت شدن تراز تجاری ایران در سه ماهه‌ اول سال جاری شد؛ با این پیش‌فرض و مستندات فراوان دیگر سوال مقدماتی انجمن و متخصصین وطن‌خواه این است که کدامین عوامل سبب نادیده انگاشتن چنین ظرفیت هایی از سرزمین بزرگ و پهناور ایران به ویژه در نسبت با ۱۵ کشور همسایه شده است؟

آیا می توان اجازه داد تا ممتازبودن ژئوپلتیک ذاتی ایران در دام مباحث افواهی، ژورنالیستی و مشهورات زدگی‌ها دائر بر نگاههای دولت‌های ادوار به غرب یا شرق گم و بی‌مقدار نشان داده شود؟

به راستی از حیث وجودی و واقعی، ایران در کجای جهان قرار دارد؟ آیا ایران در قاره آمریکا یا قاره اروپا و یا آفریقا قرار دارد؟ آیا غرب و شرق و شمال و جنوب در نسبت با سرزمین بزرگ ایران واجد یک معنای مساوی و یا یک مزیت و ظرفیت یکسان هستند؟

بله! ایران به جز رژیم غیرقانونی‌ و جعلی اسرائیل در ارتباط با دیگر کشورها منعی جز رعایت عزت، حکمت، مصلحت و منافع ملی خود ندارد اما آیا نسبت ما با آسیا، آسیای غربی و ۱۵کشور همسایه جزئی از حوادث موسمی و متغیرهای دولت‌های منتخب جناح های سیاسی گوناگون به شمار آمده یا از حیث وجودی به درازای تاریخ عمق و وسعت دارد؟ آیا عقلای عالم، اصالتا و بدوا، نسبت کشورهای متبوع خویش را با دانش واقعی و انضمامی ژئوپلتیک مرتبط با خود نادیده می‌انگارند؟

با قاطعیت علمی، عقلی و تاریخی باید اذعان کرد که گزاره‌های نگاه به شرق و نگاه به غرب و دستکاری هریک در افق محدود دولت های ادوار، تقلیل علوم و فنون ژئوپلتیک و ظلمی بزرگ به سرزمین ایران اسلامی است؛ ما بخواهیم یا نخواهیم در جایی قرار داریم که باید باشیم و اینجا مقر و موقف تاریخی‌ماست؛ ایران ۷۰۰۰ سال در اینجا قدمت تاریخی داشته و از حیث وجود تاریخی از چند کشور نژادپرست که اینک در حال ظلم به این سرزمین هستند بالاتر و والاتر است.

گو این که جایی که در آن قرار یافتیم از حیث ژئوپلتیک، چهارراه جهان است؛ اینجا وطن و سرای  ماست، دین ما، دولت ما و هویت ملی ما در اینجاست؛ به راستی دولت‌های ادوار با کدامین دلیل این مباحث عمیق علمی و تاریخی را درباره سرزمین ایران به مباحث سطحی سیاسی و محدوده فهم شخصی خویش تقلیل می‌دهند؟!

کدامین مدعی از کدامین جریان و حزب قادراست از حیث عقلی و تاریخی و عینی بین جغرافیا و سیاست و این اقلیم در سرزمین بزرگ ایران  به جدایی دستور دهد و یا خویش را در این امر بنیادین ملی به  تجاهل و تغافل زده و از احترام به امکان های ژئوپلتیکی ایران شانه خالی کند؟

وقتی شنیده می شود که از مجموع گردش مالی 2۰۰۰ میلیارد دلاری مبادلات تجاری در پانزده کشور همسایه ، سهم ایران بزرگ و این  سرزمین شاهراههای حیاتی جهان کمتر از دو درصد است باید خون گریست و نزد ایرانِ فردا شرمنده و سرافکنده بود نه اینکه علم و دانش و ظرفیت تاریخی، واقعی و تمدنی ژئوپلتیک را به آرایه های جعلی و ژورنالیستی غربزدگی و یا  شرق‌زدگی فروکاست؛ غربزدگی و شرقزدگی‌های رایج، فرع بر امر بنیادین ژئوپلتیک ایران است.

غفلت منطقه، و دوری ازهمسایگان و موقعیت ژئوپلتیکی از حیث وجودی آبستن حوادث بزرگ سیاسی، اجتماعی، امنیتی ، طبیعی و….. است؛ کما اینکه هیچ دشمنی را یارای نادیده انگاری ژئوپلتیک ایران نیست و تاکنون نیز  چنین نشده و تمام دست و پا زدن‌های دشمنان از اول تا به زمزمه های اخیر  باصطلاح ناتوی خاورمیانه ناشی از هراس نسبت به ژئو پلتیک ایران اسلامی است. 

سروران گرامی! اینک زمان اقدام و عمل است باید فراحزبی و فرادولتی برای ژئوپلتیک ایران بپاخاست؛ نباید در این ضرورت بنیادین از شارلاتانیزم رسانه‌ای سعودی ـ لندنی اندک هراسی به خود راه داد بلکه باید برای تدوین سند ملی ژئوپلتیکی ایران که مخصوص خود، همسایگان، آسیا و شرق عالم است باکمک نخبگان، دانشگاهیان و دستگاههای ذیربط اقدامی عالمانه اما عاجل  اتخاذ کرد؛ ایران بزرگ و اسلامی نیازمند حصول به چنین سندی متقن و ملی است؛ نادیده انگاری ژئوپلتیک ایران و ظرفیت های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن از سوی دولت های ادوار باید فراتر از برچسب‌های مبتذل جناحی، به عملی مجرمانه در فرهنگ عمومی و نزد کارگزاران کشور تبدیل شده و در پرتو جرم انگاری‌های صریح مجلس و دولت و تامین مواد قانونی آن، مراتب ازسوی مدعی العموم قابل پیگرد و مجازات شود؛ زیرا تبلور امکان های ژئوپلتیک امری حساس، پیوسته و مستمر است و باید آن را از هوس ها و نیات حزبی و گروهی جداکرد گو اینکه امکان جبران هرگونه انقطاع و گسست در تبلور ظرفیت های ژئوپلتیک نیازمند تحمل سال‌ها زحمت و مشقت خواهد بود.

انتظار می‌رود رؤسای محترم قوای سه‌گانه و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برای مراقبت از موقعیت ژئوپلتیکی ایران اسلامی از طریق تولید سند ملی ذیربط با کمک عالمان، زبدگان و همچنین تدوین قوانین برای جرم انگاری در نقض آن تدابیر لازم را اتخاذ نمایند.

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ششم تیر ۱۴۰۱

انجمن اسلامی علوم سیاسی و روابط بین الملل ایران

 انتهای پیام/

مجتبی زارعی عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس در یادداشتی در پاسخ به توئیت عباس عبدی  آورده است:

 

تبیین یک جنگ شناختی است و شناخت نسبت مستقیمی با اراده‌ها دارد ؛ به حمله شناختی عباس عبدی یعنی همان چریک تواب فتح لانه جاسوسی آمریکا و رُفقایش به اراده‌ی مردم توجه فرمایید؛

او میگوید رد و قبول توافق در برجام منحصرا با رهبریست که همین هم دروغه ! اما او نمیگوید این اختیار رهبری در نشانه گذار‌ های حضرت آقا برای تآمین منافع ملی ایرانیان و فرمان ممنوعیت پرداخت‌های نقدی ازنوع قجری – پهلوی -روحانی ودریافت‌های نسیه و توخالی با ضمانت نامه‌ی جان کری تبلور یافته است ؛

رهبری برمبنای خرد و ایران دوستی می‌گوید مذاکره یعنی دادن و ستاندن نه فقط دادن ! مهارت روحانی و ظریف اما با وجود تذکر ایشان ، فقط دادن امتیازات بود در حالی که امتیاز دادن یک جانبه مربوط به عصر بی خبری و سده قاجاراست !

عبدی و دوستانش جزو بهترین دیپلمات‌های عصر فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه هستند ؛ چه کنیم که این دوستان ۱۰۰ سال دیر آمده اند !

در یادداشت مجتبی زارعی عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس آمده است:

عبدالکریم سروش را می‌شناسیم ؛فعال دهه ۵۰ که عضو کمیته ویژه ستاد انقلاب فرهنگی ، مجذوب امام خمینی و از تلاشگران سرسخت اسلامی شدن دانشگاه در دهه ۶۰ بود ! در دهه ۷۰ اما علیه سیاست دین و فقه اجتماعی و سیاسی وارد جدل وتخاصم شد ، در حلقه کیان دوگانه تصنعی مدیریت علمی و مدیریت فقهی را ساخت و این برساخته را وارد ادبیات سیاسی کرد ، دین به عنوان‌ یک مکتب را به یک ساحت آنهم فقه فردی تقلیل و چنین دینی را برای اداره انسان و دنیا ناکارآمد اعلام کرد ؛ شگفتا که اما ۳۲ سال است کسی بیاد ندارد او حتی از یک اختراع و کشف علمی دانشمندان ایران و دانشگاهیان وطن خوشحال شده باشد ؛ بر عکس ذهنیت او دستگاه معرفتی ولایت فقیه پیشتازترین حامی دانشمندان ، توسعه آزمایشگاهها ، پیشرفتگی علوم و فنون نوین در ایران اخیر شد او اما در تولید بیانیه ، سخنرانی و میتینگ ها علیه اسلامی شدن نظام سیاسی حدی نگه نداشت و در بسط سکولاریسم و نفی اسلام سیاسی و برچسب استبداد به ولایت فقیه هرچه خواست در آزادی کامل بر زبان و کاغذ آورد ؛ قرآن را وحی ندانسته و نوعی تجربه شخصی نبوی اعلام کرد و حالا بعد از سی سال از تکرار ترجمه ی تجربه پروتستانتیسم اروپا برای کشورهای اسلامی بخصوص سرزمین ایران به عنوان زیست بوم تجدید حیات تمدنی دین خاتم ، می گوید همین حرف ها و لوتری بازی ها و این مخالف خوانی ها را در کالیفرنیا در ۱۷۰۰ بیت به شعر و نظم در آورده است ! باید گفت آقای سروش! اشکال ازصنعت خطابه و جدل های “منثور” تان نبود که حالا همان در لباس “منظوم” کارگر اُفتد خیر! اشکال در مبادی معرفت شناختی و ماده ی تحلیل شماست؛ وضعی تقلیدی که شما کماکان و با تعصب ، تجربه ی مدرن شدن غرب مسیحی در برابر ارباب تفتیش عقاید کلیسایی را با گوهر و تجربه دین اجتماعی و فطرت گرای محمدی و حکمت مدنی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام یکسان می پندارید! یادآوری می کنیم شما و آقای دکتر بشیریه پروژه هایی جداگانه اما با هدف واحد فلسفی و جامعه شناختی قیام علیه نظام دینی را هم زمان شروع کردید.
، بشیریه اما بعد از سی سال به صراحت گفت اشتباه کرده و بی توجه به مختصات جامعه ایران به نظریه پردازی می پرداخت از این رو به تآلیف کتاب احیای علوم سیاسی روی آورد و اعتراف کرد که باید بجای انگاره های ایدئولوژیک پوزیتیویستی به حکمت روی آورد ؛ اما تو کماکان در فرمالیسم مدرن شدن متوقف و اینک با مآیوس شدن از نثر و خطابه دست به دامان شعر شدی آنهم در تنهایی های کشنده کالیفرنیا ! آقای سروش! تکرار از عُقلا مذموم است ! نثر و نظم فرقی نمی کند ! مشکل این است که از شب نامه های کالیفرنیا در برابر آفتاب تابان ایران اسلامی کاری ساخته نیست ! بدتر اینکه ایرانیان پیامبری شاعر از کالیفرنیا را به رسالت نمی پذیرند !

 

مسکو – ایرنا – سرگئی بابورین معاون پیشین دومای روسیه گفت: انقلاب اسلامی ایران مانع بزرگی در برابر سلطه طلبی آمریکا بوجود آورد و از سلطه این کشور استعمارگر بر جهان جلوگیری کرد.

بابورین که نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری روسیه در سال ۲۰۱۸ بود، روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا در مسکو تصریح کرد: مردم کشورهای مواجه با سلطه گری آمریکا در منطقه خاورمیانه توانستند با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی و مبارزات امام خمینی(ره) رهبر کبیر این انقلاب با آمریکا به مبارزه بپردازند.

بابورین اظهار داشت: خروج حقارت بار نیروهای اشغالگر آمریکا و ناتو از افغانستان در ماه اوت سال گذشته و نیز مجبور شدن آمریکا برای خارج سازی نیروهای خود از عراق از ثمرات انقلاب اسلامی ایران بود.

این فعال سیاسی روس و از کارشناسان سیاسی امور خاورمیانه معتقد است که آمریکا برای مدت طولانی به عراق آمده بود اما حرکت های انقلابی مردم این کشور و پیروی از راهنمایی های آیت الله خامنه ای باعث شد تا عرصه بر آمریکا در عراق تنگ شود.

بابورین خاطرنشان کرد که مبارزات مردم فلسطین برای آزادی سرزمین خود نیز با پیروی از انقلاب اسلامی بوده و تاکنون توطئه های بزرگی همچون معامله قرن که دونالد ترامپ رئیس جمهوری سابق آمریکا برای اشغال نهایی فلسطین و رسمیت بخشیدن به آن مطرح کرده بود، شکست خورده است.

وی اظهار داشت: امروز میلیونها نفر در مناطق مختلف جهان بویژه کشورهای منطقه خاورمیانه با ارج نهادن آرمان های انقلابی رهبر کبیر انقلاب اسلامی از آن برای مبارزه با استعمارگران الهام می گیرند.

انقلاب اسلامی باعث پیشرفت و ترقی ایران شد

بابورین در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه انقلاب اسلامی شرایط برای پیشرفت و ترقی همه جانبه ایران را فراهم کرد، اظهار داشت: ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در همه عرصه ها در مسیر پیشرفت حرکت کرد.

وی تصریح کرد: این پیشرفت ها در عرصه های علوم و فناوری، انرژی، اقتصادی و فرهنگی، انسانی بویژه با توجه به موانعی که با اعمال تحریم های یکجانبه آمریکا و هم پیمانان غربی آن علیه ایران بوجود آمد، بسیار حائز اهمیت است.

بابورین که چند بار تاکنون به ایران سفر کرده است، اظهار داشت: ارزش‌های انقلاب اسلامی پس از ۴۳سال روز به روز در حال گسترش است و این امر نشان دهنده حقانیت این مسیر است که امام خمینی (ره) آغازگر آن بود.

وی خاطرنشان کرد که جوانان ایرانی با باور کردن توانایی های خود، در استقلال و خودکفایی ایران نقش افرینی می کنند و همین تلاش های مردمی سبب عصبانیت بیشتر سران آمریکا شده و مدام برای توقف این حرکت، تحریم های جدید وضع می کنند.

معاون سابق دومای روسیه تصریح کرد: ایران سیستم سلطه جویی آمریکا را به چالش کشیده و ثابت کرده است که بدون تایید آمریکا هم می توان به پیشرفت و ترقی دست یافت و مهم تر از همه اینکه استقلال خود را حفظ کرد که دستاورد بسیار گرانبهایی است.