در خانه‌های تیمی مجاهدین چه می‌گذشت؟

تصویر واقعی خانه‌های تیمی سازمان مجاهدین خلق

براساس تصویر ارائه‌شده توسط سازمان مجاهدین خلق، خانه‌های تیمی خانه‌هایی بودند که اعضای آنها با برگزیدن زندگی ریاضتی و دل کندن از همه مواهب دنیوی خود را برای مبارزه با رژیم پهلوی آماده می‌کردند و درنهایت در فرآیند مبارزه کشته می‌شدند. اما آیا به‌راستی این تصویر واقعی خانه‌های تیمی سازمان مجاهدین خلق است یا اینکه زیر این لایه، مسائل دیگری وجود داشت؟
تصویر واقعی خانه‌های تیمی سازمان مجاهدین خلق
«تیراندازی مداوم چریک‌های مسلح به‌سوی مأموران ساواک و پلیس و مبارزه تا آخرین قطره خون و یا خوردن سیانور و به استقبال مرگ رفتن.» این تصویری است که همواره اعضای سازمان مجاهدین خلق در پیش از انقلاب اسلامی سعی داشتند از خانه‌های تیمی خود در اذهان عمومی جا اندازند؛ خانه‌هایی که اعضای آن با برگزیدن زندگی ریاضتی و دل کندن از همه مواهب دنیوی خود را برای مبارزه با رژیم پهلوی آماده می‌کردند و درنهایت در فرآیند مبارزه کشته می‌شدند. اما آیا به‌راستی این تصویر واقعی خانه‌های تیمی سازمان مجاهدین خلق است و یا اینکه زیر این لایه به‌ظاهر زیبا مسائل دیگری وجود داشت؟ طرح چنین سؤال‌هایی سبب شد تا تلاش کنیم تا در این نوشتار این مسائل را مورد بررسی قرار دهیم.

بعد از قیام 15 خرداد 1342 و سرکوب هرگونه فعالیت مسالمت‌آمیز توسط رژیم پهلوی، سه نفر از جوانانی که سابقه نزدیکی به سران نهضت آزادی داشتند، به نام‌های سعید محسن، محمد حنیف‌نژاد و عبدالرضا نیک‌بین به این نتیجه رسیدند که دیگر روش‌های متداول فعالیت سیاسی تأثیری بر روند تصمیم‌گیری رژیم  پهلوی نداشته و باید شیوه جدیدی برای مبارزه اتخاذ کنند. براین اساس آنها با ایجاد سازمان چریکی که بعدها عنوان سازمان مجاهدین خلق را برای آن برگزیدند، مبارزه مسلحانه را به‌عنوان یگانه راه تغییر کشور انتخاب کردند. سازمان بعد از مدتی به این نتیجه رسید که تربیت نیروی مبارز نیازمند چریک تمام‌وقت و آموزش دوره‌های فشرده به آنها در خانه‌های تیمی است. همین مسئله سبب شد تا این مسئله در دستور کار آنها قرار بگیرد.

طاهرزاده (فیروز) از اعضای اولیه سازمان مجاهدین، که ارتباط نزدیکی با حنیف‌نژاد رهبر این سازمان داشته، درباره خانه‌های تیمی می‌گوید: «با تدوین اصول تشکیلاتی گرایش به ایجاد خانه‌های جمعی که سرآغاز ایجاد خانه‌های تیمی در شهر بودند، آغاز شد. خانه‌های جمعی در از بین بردن اقتضائات زندگی شخصی و ایجاد روح جمعی و پیوستگی با سازمان نقش بسیار مهمی داشت. در خانه‌های جمعی فرآیند همسازی اعضا شروع شد. با تشکیل خانه‌های جمعی سعی می‌شد تا ضربه‌پذیری تشکیلات کاهش بیابد».1

سازمان مجاهدین در آن زمان به‌منظور برقراری امنیت در خانه‌های تیمی اقدام به انتشار جزوه‌ای با عنوان «سازمان‌دهی و تاکتیک‌ها» کرد. در بخشی از این جزوه آمده است: «هر خانه تیمی به‌منزله پایگاه چریک است. هر پایگاه باید یک فرمانده و معاون داشته باشد. فرمانده باید کلیه اعمال و رفتار افراد تیم را دقیقا زیر نظر داشته» باشد؛ همچنین در جای دیگری از جزوه بر لزوم اطاعت بی‌چون‌وچرا از فرمانده خانه تیمی تأکید می‌شود. «مسئول تمام قوانین انضباطی و تاکتیکی تیم، فرمانده می‌باشد و تمام اعضا موظف‌اند که دستورات امنیتی و قوانین انضباطی تیم را حتی به‌صورت دگم اجرا نمایند و به‌هیچ‌وجه حق ندارند اصول قبول‌شده پایگاه را زیر پا بگذارند.»2

محسن نجات‌حسینی، از اعضای سابق مجاهدین، هم درباره خانه‌های تیمی می‌گوید: «در خانه‌های جمعی افراد بر همه جنبه‌های زندگی هم نظارت کرده و از یکدیگر انتقاد می‌کردند. وقت باارزش‌ترین سرمایه بود که هر کس آن را در اختیار سازمان قرار می‌داد. هر عضوی یک بیلان کاری روزانه داشت که باید آن را در اختیار مسئول بالاتر قرار می‌داد. در این بیلان چگونگی گذراندن هر شبانه‌روز به‌طور دقیق نوشته می‌شد؛ اینکه چند ساعت از روز در کار تشکیلاتی گذشته است. کسی که ساعت بیشتری کار تشکیلاتی کرده بود، کارنامه بهتری داشت».3

نجات‌حسینی سپس می‌گوید که داشتن علایق عاطفی در خانه‌های تیمی ممنوع و کاری ناپسند بوده؛ چراکه این مسئله سبب می‌شده تا تمام نیروی افراد در اختیار سازمان قرار نگیرد. بر اساس روایت نجات‌حسینی سازمان از خانه‌های تیمی به‌عنوان وسیله‌ای برای کنترل تمام جنبه‌های زندگی افراد و قطع ارتباط آنها با دنیای بیرون استفاده می‌کرده است تا از این طریق آنها به افرادی تبدیل شوند که فقط خود را متعلق به سازمان بدانند. او می‌گوید: «اگر عضوی احساسی عاطفی نسبت به بستگان خود نشان می‌داد، به‌شدت مورد انتقاد و سرزنش قرار می‌گرفت. از دیدگاه ما یک فرد انقلابی باید بر همه غرایز و عواطف خود چیره می‌شد».4

احمد احمد هم از اعضای سابق سازمان روایت می‌کند که مجاهدین وقتی در خانه‌های تیمی روابط عاطفی افراد متأهل را می‌دیدند، سعی می‌کردند تا با انواع ترفندها این روابط را تضعیف کنند
به غیر از این، مسائل اخلاقی یکی دیگر از مشکلاتی بود که همواره سازمان با آن در خانه‌های تیمی روبه‌رو بود. محمد گرگانی، از اعضای سابق سازمان، دراین‌باره می‌گوید: «اگر مردی مسئول دخترخانمی می‌شد، باید دو مسئله را با هم جمع می‌کرد: از یک‌سو مسئولیت سازمانی و رابطه عاطفی بین فرد و مسئولش بود. از سوی دیگر روحیه انقلابی و استقلال خودش را باید حفظ می‌کرد. این کار اقتضا می‌کرد که رابطه او با این خانم در سطح یک موضوع انقلابی مربوط با منافع کل کشور باشد. حفظ این مرزها و حدود، گاه ذهن بعضی افراد را مشغول می‌کرد به‌ویژه دخترها بعضی جوان و ازدواج‌نکرده بودند و احساساتی سرریزشده داشتند».5

احمد احمد هم از اعضای سابق سازمان روایت می‌کند که مجاهدین وقتی در خانه‌های تیمی روابط عاطفی افراد متأهل را می‌دیدند، سعی می‌کردند تا با انواع ترفندها این روابط را تضعیف کنند تا افراد فقط خود را در اختیار سازمان قرار دهند. او می‌گوید که فردی به نام پرویز در سازمان بود که به او گفته شده تو به همسرت خیلی وابسته هستی، سپس به او دستور می‌دهند تا با یکی از دختران سازمان دوست شود و این مسئله را به‌گونه‌ای جلوه دهد تا همسرش متوجه این مسئله شود. همین اقدام سازمان سبب از هم پاشیدن خانواده او می‌شود.6

حجت‌الاسلام شجونی در خاطرات خود می‌گوید: «تفسیر قرآن آنها عجیب بود. چطور می‌شود که دو، سه تا دختر نمازخوان و با حجاب و دعای کمیل، به مدت شش ماه با پسران جوان، در یک خانه تیمی زندگی کنند و برایشان مشکلی هم پیش نیاید؟! اینها این آیه را به خورد این دخترها می‌دادند که “ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن” ما می‌گوییم مواضع زینت را، که بالای گردن و بالای دست‌ها باشد، نباید جز به شوهرهایشان نشان بدهند، اما اینها جور دیگر معنا می‌کردند و می‌گفتند: “بعولتهن” را به معنای “شوهر” نمی‌گرفتند، بلکه به معنای “هم‌سنگر” می‌دانستند و می‌گفتند زن‌ها نباید مواضع زینتشان را به کسی نشان بدهند مگر به هم‌سنگرها».7

بررسی‌ها نشان می‌دهد که سازمان از خانه‌های تیمی به‌منظور بازسازی فکری افراد به‌منظور تبدیل آنها به افرادی مطیع استفاده می‌کرده است. در خانه‌های تیمی با یک برنامه تدریجی سعی می‌کردند تا نحو نگرش فرد به جهان را تغییر دهند. نامتعادل کردن حس خویشتن فرد، واردکردن شدید فرد به بازخوانی تاریخ زندگی‌اش و به‌طور ریشه‌ای عوض کردن جهان‌بینی‌اش و قبول صور جدید واقعیت و انگیزه‌هایش و به‌وجود آوردن وابستگی به سازمان در فرد و متعاقبا تبدیل فرد به مأمور صفوف اول سازمان ازجمله تاکتیک‌هایی بود که سازمان در خانه‌های تیمی آنها را به کار می‌بست.8

درمجموع بررسی روند حاکم بر خانه‌های تیمی مجاهدین نشان می‌دهد که هرچند این سازمان این خانه‌ها را با هدف تربیت کادر مبارز تمام‌وقت ایجاد کرد، اما در عمل از این خانه‌ها برای از بین بردن شخصیت افراد و تبدیل آنها به افرادی که بی‌چون‌وچرا از دستورات سازمان اطاعت می‌کردند، استفاده شد. سازمان برای دستیابی به این هدف سعی می‌کرد تمام روابط عاطفی افراد با خانواده و نزدیکانشان را از بین ببرد. همین مسئله سبب می‌شد تا اعضای سازمان دچار آسیب‌های عاطفی و روحی شدیدی بشوند؛ به‌طوری‌که بسیاری از آنها بعد از دستگیری توسط ساواک از خود ضعف نشان داده و اطلاعات سایر اعضا را لو می‌دادند.

مریم قجر عضدانلواز از دریچه پنجره‌ای کوچک، به جمع فشرده آن سوی پنجره گل هدیه می‌دهد


مریم قجر عضدانلو از دریچه پنجره‌ای کوچک، به جمع فشرده آن سوی پنجره گل هدیه می‌دهد. این تصویر نمادی روشن از مناسبات اعضای سازمان با رهبری آن است.

به نقل از موسسه پژوهشکده تاریخ معاصر.

دکتر مجتبی زارعی خطاب به کارگزاران نظام:

✍🏻نامه  انتقادی به کارگزاران نظام  ؛ سلام علیکم ، رهبر حکیم انقلاب دهها بار بر ضرورت توجه به ایران تآکید کردند؛  در دهه اخیر نیز بارها گفتند اگرکسی رهبری را و ج..ا.ا را هم قبول ندارد می تواند ایران رامحور کنش های  خود قراردهد با این ترک فعلِ کارگزاران نظام در تحقق ظرفیت های این فرمان ،شاید زمان ورود سازمان بسیج مستضعفین به مفهوم ایران است. https://mobile.twitter.com/MojtabaZarei50

https://mobile.twitter.com/MojtabaZarei50

 

«آشوب‌سازی بیگانگان در ایران، بستر‌ها و پیامدها» در گفت‌وشنود با دکتر مظفر نامدار- بخش نخست
آشوب‌های دو ماهه اخیر ایران، بسا تحلیلگران را به بازخوانی این پدیده در تاریخ معاصر کشورمان واداشته است. در گفت‌وشنود پی آمده – که آغازین بخش از آن را پیش‌رو دارید- دکتر مظفر نامدار، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران به بیان دیدگاه‌های خویش در این باره پرداخته است. امید آنکه علاقه‌مندان را مفید آید.

 سمیرا سجودی
آشوب‌های دو ماهه اخیر ایران، بسا تحلیلگران را به بازخوانی این پدیده در تاریخ معاصر کشورمان واداشته است. در گفت‌وشنود پی آمده – که آغازین بخش از آن را پیش‌رو دارید- دکتر مظفر نامدار، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران به بیان دیدگاه‌های خویش در این باره پرداخته است. امید آنکه علاقه‌مندان را مفید آید.
در تاریخ معاصر ایران، آشوب و اغتشاش تا چه حد توانسته است تعیین کننده باشد به ویژه در نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت؟
بسم‌الله الرحمن الرحیم. معمولاً آشوب و اغتشاش، این دو واژه‌ای که استفاده می‌کنیم، دو مفهوم نوپدید است. البته نه اینکه در نظام‌های سیاسی گذشته چنین مفهومی نبوده، ولی امروزه به شیوه‌ای روشمند و سیستماتیک اتفاق می‌افتد. به تعبیری می‌گویند این دو واژه برای دنیای مدرن و بیشتر برآمده از دولت‌های جدیدی است که عموماً در غرب تأسیس شده‌اند. چون بخش اعظم این دولت‌ها با مردم رابطه تنگاتنگی ندارند به همین دلیل نمی‌توانند به خوبی خواسته‌های جامعه را تحقق بخشند، بنابراین، نارضایتی‌ها یک بخش از آن به شکل آشوب، اغتشاش و درگیری، خود را نشان می‌دهد. درست می‌فرمایید که در کشور ما هم تقریباً از دوران مشروطه این اتفاق افتاد. چون دولت مشروطه هم به مفهوم سیاسی، یک دولت مدرن به شیوه جدید بود و دولت‌های مدرن، عموماً اراده معطوف به قدرت دارند. به طور طبیعی رابطه بسیاری از این دولت‌ها با ملت‌هایشان گسسته و بریده است. ما از دوران مشروطه که یک نظام سیاسی به شکل جدید و تحت عنوان نظام سیاسی مشروطه سلطنتی در ایران پایه‌ریزی شد، گرفتار همین مسئله بودیم که امروزه از آن تحت عنوان اغتشاش و آشوب یاد می‌شود. شاید به جرئت بتوان گفت یکی از عوامل اصلی شکست جنبش مشروطه در ایران، همین مسئله بود. نهایتاً هم این دولت پس از یک مدت زمان ۱۰ ساله، به کودتای سیاه رضاخان انجامید و دست خارجی‌ها پشت دولت جدید قرار گرفت. در واقع بخش اعظم سقوط دولت مشروطه و وقوع کودتا در ایران به دلیل وجود گروه‌ها و جریان‌هایی بود که در قالب احزاب سیاسی و گروه‌های فشار و ذی‌نفوذ که عموماً در دنیای غرب در سیاست تأثیرگذارند، سر و کله‌شان در ایران پیدا شد. این احزاب و گروه‌ها، چون به هر دلیل نتوانستند در نظام مشروطه به بعضی از مطامع خود برسند، برای ساقط کردن این نظام، به ایجاد فتنه، شورش و اغتشاش در سطح اجتماعی رو آوردند. انقلاب فرانسه هم همین تیپ رفتاری را داشت. انقلاب روسیه هم در حقیقت یک انقلاب ملی بود. فردی به نام الکساندر کرنسکی، ابتدا به عنوان رهبر جنبش ملی این انقلاب را پیروز کرد، ولی جریان‌های کمونیستی و چپ به رهبری لنین، با ایجاد بلوا و آشوب، جامعه را خسته کرده و امنیت را از بین بردند. آن‌ها با این اقدام، عملاً شرایط را برای کودتای کمونیستی فراهم کردند. همین اتفاق در کشور چین هم رخ داد. رهبری انقلاب چین، با سون یات سن بود. سون یات سن، یک رهبر ملی بود و کمونیست در چین معنی نداشت ولی مائو که آن زمان رهبر کمونیست‌ها بود، با اجرای شیوه ایجاد بلوا و آشوب و برهم زدن نظم اجتماعی و خسته کردن دولت و گرفتن فرصت‌ها از دست دولت، توانست دولت ملی سون یات سن را ساقط کند و عملاً یک نظام کمونیستی را سرکار بیاورد.
در دوره نهضت ملی ایران، این اغتشاش‌ها چه پیامدی را به همراه داشتند؟
نهضت ملی هم توسط گروه‌های قارچ مانندی که در آن دوره تأسیس شد، مثل حزب توده و دیگر احزاب شکست خورد. دست کم این مسئله، یکی از مهم‌ترین دلایل آن است. در واقع از زمانی که بحث ملی شدن صنعت نفت در ایران مطرح شد، گروه‌ها و جریان‌های ذی‌نفوذ و احزاب سیاسی، بخشی از این ملی شدن را به نفع اربابان خودشان نمی‌دیدند. مثلاً گروه‌های سکولاری که عموماً متمایل به انگلیس یا بعضی کشور‌ها مثل فرانسه یا شوروی بودند، ملی شدن صنعت نفت ایران را بر نتابیدند. طبیعی بود این گروه‌ها برای اینکه این نهضت شکست بخورد، به بعضی از مسائل دامن بزنند و آن را به سطح اجتماعی بکشانند. به عنوان مثال در همین دوران کمونیست‌ها و در رأس آن حزب توده، سودای گرفتن امتیاز نفت شمال را برای شوروی داشتند، اما ملی شدن صنعت نفت، عملاً این آرزو‌ها و تمایلات گروه‌های کمونیستی در ایران را به باد می‌داد! طبیعی بود که آن‌ها برای اینکه ملی شدن صنعت نفت در ایران تحقق پیدا نکند و منافع اربابانشان به خطر نیفتد، روش‌هایی را به کار می‌گرفتند که به واسطه آن بتوانند دولت را خسته کند و به زانو در بیاورند. از جمله آن روش‌ها، ایجاد بلوا‌ها و آشوب‌های خیابانی بود که واقعاً هم اتفاق افتاد. آن‌ها آنقدر در کشور بلوا ایجاد کردند که در آخر برای اینکه مردم از شر این آشوب‌ها راحت شوند، به اجبار به کودتای ۱۳۳۲ تن دادند؛ بنابراین عملاً شاهد بودیم کودتای دوم، در تاریخ ایران اتفاق افتاد. ما دو کودتا در پس دو جنبش اجتماعی در تاریخ‌مان داریم. جنبش اول جنبش مشروطه بود که پس از چند سال بلوا و آشوب، به یک کودتای سیاه رسید. جنبش دوم هم جنبش ملی شدن نفت بود که مصالح ملی ما را در حقیقت تأمین می‌کرد که آن هم به یک کودتا انجامید. از پس این دو رخداد، باید درسی تاریخی گرفت و آن اینکه در پس همه شورش‌ها و آشوب‌ها یقین بدانید یک دولت ملی مردمی روی کار نمی‌آید. صددرصد یا یک دولت غیرمردمی وابسته به خارج روی کار می‌آید یا یقیناً از طریق یک کودتا به بهانه اینکه امنیت برقرار شود و این شورش‌ها را سرکوب کنند، یک دولت نظامی – که همان دولت کودتایی است- سر کار می‌آید و دولت‌های کودتا، چون پشتوانه مردمی ندارند، بی‌تردید برای تداوم حکومت، خود را به قدرت‌های بیگانه آویزان می‌کنند. از اول انقلاب هم همین نقشه را دشمنان برای جمهوری اسلامی کشیده بودند. گروهک‌ها در این مقطع برای دستیابی به مطامع خود، شورش و بلوا ایجاد کردند. الحمدلله در این مقاطع با وجود رهبری واحد و قوی حضرت امام، گروهک‌ها نتوانستند به منافع خود دست یابند. بنابراین بلوا، آشوب و شورش، یکی از ابزار‌های مورد استفاده گروه‌های فشار و ذی‌نفوذ، برای ساقط کردن دولت‌هایی است که مورد رضایت‌شان نیست.
اخیراً در فایل صوتی که از خبرنگار بی‌بی‌سی هم پخش شد، آمده که رسانه‌های برانداز در پی ایجاد دموکراسی در ایران نیستند… 
از چه زمان در تاریخ، دموکراسی از طریق بلوا و آشوب به دست آمده است؟ تا جایی که غربی‌های حقه باز در متون بزک شده علوم سیاسی- که در دانشگاه‌های ما هم تدریس می‌شود- گفته‌اند، دموکراسی زاده افکار عمومی اکثریت عاقل است. هیچ به‌یاد ندارم گفته باشند دموکراسی از دل آشوب، کشتار و تخریب یک گروه اقلیت، شبکه‌ای و زیاده‌خواه – که آرمانی جز برهنه شدن ندارند- حاصل می‌شود! در واقع بلوا و آشوب، ضد‌دموکراسی‌ها و مضمحل کننده آن است. آشوبگران، ضددموکراسی هستند و آرای مردم را برنمی‌تابند. از دل بلوا، آشوب و اغتشاش، اصلاً امکان ندارد دموکراسی‌زایی صورت گیرد تا جایی که تاریخ به ما می‌آموزد، از دل آشوب‌ها فقط نظام‌های توتالیتر، کودتایی، سرسپرده، وابسته به خارج، خشونت گرا و بی‌رحم زاده می‌شود. اگر کسانی این توهم را در سر دارند که با بلوا و آشوب یک دولت قانونی و ملی- اسلامی را بخواهند ساقط کنند و از دل آن حکومت مردمی بیرون بیاورند یا اصلاً سیاست را نمی‌شناسند یا می‌خواهند با زور و تخریب و ایجاد رعب و وحشت، بر مردم سلطه یابند و گرفتار فضای مجازی شده‌اند! مگر اینکه در فضای مجازی این اتفاقات بیفتد وگرنه در دنیای واقعی، این اتفاق رخ نخواهد داد. مردم به نظام جمهوری اسلامی رأی داده و دوست دارند این نظام باشد و بار‌ها هم این علاقه را نشان دادند. آخرین باری هم که مردم علاقه‌شان به نظام را نشان دادند، راهپیمایی ۱۳ آبان امسال بود. در صورتی که اصلاً سابقه نداشته در تاریخ ایران راهپیمایی ۱۳ آبان، جمعیت چنین پرشور باشد. شما رفراندوم قوی‌تر، دموکراتیک‌تر و مردم سالارانه‌تر از این در هیچ نظام سیاسی دنیا نخواهد دید.
پایه‌گذاران آشوب و اغتشاش پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چه عناصر و جریاناتی بودند؟
کسانی که به هر دلیل به منافع حزبی و گروهی‌شان یا به تضمین مطامع اربابان خود در داخل کشور دست نمی‌یابند و، چون از طریق آرا نمی‌توانند اعتماد مردم را جلب کنند، برای برهم زدن وضع جامعه دست به اغتشاش و آشوب زدند و قصد داشتند دولت قانونی و مردمی را ساقط کنند. هر اقدامی خارج از گفتگو و خارج از روش‌های مسالمت آمیز برای ساقط کردن یک دولت ملی و قانونی، اغتشاش است. عنایت بفرمایید این واژه مهم است. چون برخی خوانندگان ممکن است بگویند شما هم در دوران انقلاب و علیه رژیم شاه، این کار را انجام دادید، اما باید به این‌ها گفت رژیم پهلوی اصلاً رژیم قانونی نبود و با کودتا روی کار آمده بود. آن رژیم از طریق تمایلات و آرای مردمی روی کار نیامده بود. هیچ دولت کودتایی هم دولتی قانونی نیست. بنابراین حضرت امام و تمام کسانی که در آن دوره مبارزه می‌کردند، رژیم پهلوی را قانونی نمی‌دانستند که بخواهند از طریق قانون با آن مبارزه کنند. رژیم پهلوی بر خلاف قانون اساسی مشروطه و از طریق حمایت خارجی و کودتا روی کار آمده بود، اما جمهوری اسلامی یک نظام قانونی است. نظامی است که مردم آزادانه و با تمایل خود، به آن رأی دادند. بنابراین در همه جای دنیا، اگر رژیمی از طریق آرای مردم روی کار بیاید و مردم آن را قبول داشته و بار‌ها هم با شرکت در انتخابات و راهپیمایی آن نظام را تأیید کرده باشند، اگر برای انتقاد یا ساقط کردن آن رژیم، از هر روشی غیر از روش مسالمت آمیز و گفت‌وگوی عاقلانه استفاده شود، غیرقانونی و غیرانسانی است، چراکه هیچ نظام دموکراتیکی در دنیا این مسئله را نمی‌پذیرد. حتی از نظر نظام‌هایی مثل فرانسه، آلمان، انگلیس و امریکا که این اغتشاشگران به آن‌ها تکیه کرده و پول از آن‌ها می‌گیرند هم چنین رفتاری پذیرفته نیست. دیگر چه رسد به اینکه بخواهند از طرف جامعه ما مورد پذیرش قرار گیرند. برای همین است که شما می‌بینید امریکایی‌ها، فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها و سایر کشور‌های مدعی دموکراسی، حتی تظاهرات مسالمت آمیز مردم خود را سرکوب می‌کنند، چون معتقدند در حکومت‌های دموکراتیک، مسائل در کف خیابان حل و فصل نمی‌شود، بلکه از طریق انتخابات و سایر روش‌های مدنی حل و فصل می‌شود. این یک قاعده در سیاست است. من این را به عنوان یک دانشجوی سیاست که ۴۰، ۵۰ سال درس خوانده و تمام نظام‌های سیاسی دنیا را تدریس کرده، عرض می‌کنم. اگر قرار است در نظام‌های قانونی تغییری ایجاد کنید، فقط از طریق انتخابات، گفتگو و روش‌های مسالمت آمیز باید این انتقادات و تغییرات صورت بگیرد. چون همه نظام‌ها، با آشوب و بلوا برخورد می‌کنند. البته ما که تابه‌حال مماشات کردیم و این از لطف و کرامت جمهوری اسلامی است. در حالی که نظام خیلی سریع‌تر و قوی‌تر می‌توانست این آشوبگران را ساقط کند و با آن‌ها برخورد‌های شدید انجام دهد، ولی این کار را انجام نداد.
اغتشاشات دهه نخست انقلاب اسلامی، به چه دلیل نتوانست به اهداف مقرر دست یابد؟
 نظام جمهوری اسلامی، سه رکن دارد؛ رکن اول مردم، رکن دوم مکتب و رکن سوم رهبری است. هیچ‌کدام را به نفع دیگری، نه می‌توان مصادره و نه می‌توان تعدیل یا حذف کرد. این یک قاعده است. در فرمایشات حضرت امام و رهبری عزیز هم آمده: اصلاً نظام جمهوری اسلامی بدون مردم، مکتب (یعنی اسلام) و رهبری (یعنی ولایت‌فقیه) پایدار نمی‌ماند. یک دلیل عدم موفقیت دشمنان در این مسیر، به‌خاطر این است که با وجود همه آن توطئه‌هایی که در تمام ادوار و تا به امروز علیه جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است، این سه رکن کنار هم بودند. جالب است که تمام این توطئه‌ها، در هر دوره‌ای که اتفاق افتاد، ناظر به یکی از این ارکان بود. مثلاً در دهه اول انقلاب که ما درگیر منافقین اهل بدعت بودیم، تمام تهاجمات به طرف مکتب بود. می‌گفتند دین این استعداد را ندارد که انقلاب و نظام سیاسی با ثبات تأسیس و پیشرفت کند! حتماً باید با مکاتب دیگر ادغام شود!… در دهه دوم انقلاب یعنی تقریباً از سال ۱۳۷۰ به بعد، علاوه بر اینکه تهاجمات منافقین اهل بدعت را داشتیم، گرفتار منافقین اهل شبهه هم شدیم. تمام تهاجمات این‌ها ناظر به رکن بعدی یعنی رهبری بود. آن‌ها در تهاجمات‌شان در دهه ۷۰ و ۸۰، قصد داشتند با دروغ پردازی و شایعه‌سازی، رهبری را تضعیف کنند و تحت فشار بگذارند و با ناتوان نشان دادن رهبری، از ایشان اعتمادزدایی کنند. هرچند در دهه اخیر، چون از تهاجم به مکتب و رهبری به نتیجه‌ای نرسیدند، بخش اعظم تهاجمات خود را به سوی مردم برده و در این پنج سال آخر، جنگ ترکیبی راه انداختند! یعنی هر سه رکن را با هم مورد تهاجم قرار دادند. اینکه ما می‌گوییم گرفتار جنگ ناشناخته ترکیبی هستیم، منظور این است. در حقیقت در این جنگ ترکیبی، هدف مردم هستند و بخش عمده تهاجمات متوجه مردم است. برای آنکه در جامعه اعتبارزدایی و اعتمادزدایی صورت گیرد. یعنی اعتبار نظام جمهوری و اعتماد مردم را به مسلخ ببرند. بخش دیگر آن ناظر به مکتب است، به این معنا که عموماً ناظر به مشروعیت‌زدایی از مکتب می‌شود. بخش آخر هم ناظر به کارآمدی نظام سیاسی است. یعنی کارآمدی‌زدایی که ناظر به رهبری است. با مطرح کردن اینکه رهبری دیگر توانایی ندارد و نمی‌تواند جامعه را هدایت کند! یعنی چهار دوره همه با هم جمع شدند و چهار ابر استراتژی مشروعیت‌زدایی، کارآمدی زدایی، اعتبارزدایی و اعتمادزدایی را تعقیب می‌کنند. پشت این چهار ابر استراتژی، یک جریان نفاق خوابیده است. نفاق اهل بدعت که هنوز وجود دارد. نفاق اهل شبهه که هنوز کار می‌کند و نفاق اهل فتنه هم که ما از سال ۱۳۸۸ با آن مواجه شدیم. امروزه هر سه جریان نفاق برای زدن آن سه رکن، کنار هم قرار گرفته‌اند و آن چهار ابر استراتژی را تعقیب می‌کنند. البته کنارش هم چند استراتژی در نظر گرفتند که ماهیت کارکردی دارد. چون آن‌ها راهبرد هستند و این چهار ابر استراتژی، کارکردی است. مثل استراتژی ایجاد بحران قومیتی و هویتی که اول انقلاب بود، ولی الان هم وجود دارد. استراتژی حذف نیرو‌های نظام که از اول انقلاب شروع شد، ولی هنوز که هنوز است در گوشه و کنار آن را می‌بینیم. آن زمان ناظر به رهبران سیاسی و دینی ما بود، الان ناظر بر نخبه‌های علمی ما شده است. شما استراتژی هتک حیثیتی نیرو‌های نظام را ببینید، چقدر تهمت و افترا به این نیرو‌ها زده شد که در بانک‌های خارجی پول دارند. استراتژی ایجاد تفرقه، استراتژی تغییر ساختار و تحریف آرمان‌های نظام، استراتژی تخریب و تضعیف توانمندی‌های نظام، استراتژی مهار توانمندی نظام که مخصوصاً در این دهه آخر اتفاق افتاد و انتهای خط ترکیب همه آن‌ها با هم است، یعنی جنگ ترکیبی که در انتها به تحریم همه جانبه نظام رسید.
آشوب‌های دهه دوم انقلاب، ماهیتاً با اغتشاشات دهه اول متفاوت بود. این تفاوت‌ها از چه قرار هستند؟
همانطور که عرض کردم ما اول انقلاب، با سه جریان نفاق درگیر بودیم. مخصوصاً می‌گویم نفاق، چون ظاهر و باطن‌شان فرق می‌کند. حرف‌هایی که در ظاهر می‌زنند، با آن نیات و اهدافی که در درون دارند، تفاوت دارد. الحمدلله جریانی که در رأس آن منافقین بودند، جای پایی درون نظام، حداقل در بخش کلان تصمیم‌گیری نداشتند. البته در بخش‌هایی هنوز خرده پا‌هایی هستند که برای ایجاد وحشت در دل مردم، کار‌هایی انجام می‌دهند. چون هر کس در جمهوری اسلامی مردم را اذیت، ناامید و خسته کند، چه دلش بخواهد و چه نخواهد، منافق است و نفاق دارد ولی عموماً ساختار مرکزی و هسته تصمیم‌گیری نظام، اهل ایجاد بدعت در درون آن نبود. از دهه دوم، این نفاق به درون نظام منتقل شد. به طور طبیعی هم تمایلات‌شان، دیگر تمایلات ایدئولوژیکی به مفهومی که مثلاً بدعتی در دین بگذارند و علناً آن را بگویند، نبود؛ بنابراین برای اینکه در توانایی‌ها و قدرت نظام شبهه ایجاد کنند، بخش اعظم ساختار دیوان‌سالاری ما را آرام آرام به اشغال خود در آوردند. یکی از معضلات بزرگ که به تعبیر ما ایرانی‌ها چشم سیاوش جمهوری اسلامی و به تعبیر غربی‌ها پاشنه آشیل است، این نفاق اهل شبهه و اهل فتنه است. ما از دهه دوم انقلاب، شاهد نفاق اهل شبهه و اهل فتنه، درون ساختار نظام و مخصوصاً در دل دیوان‌سالاری هستیم. دیوان‌سالاری که عرض می‌کنم، فقط قوه مجریه نیست، می‌تواند قوه مقننه و قوه قضائیه ما و حتی شیوه‌های تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی و سیاستگذاری و اجرایی ما هم باشد. می‌تواند در دانشگاه‌ها و مدارس و مخصوصاً در آموزش و پرورش ما هم باشد. به حوادث اخیر نگاه کنید. خیلی از افرادی که در فتنه اخیر دستگیر شدند، در آموزش و پرورش، مخصوصاً در مدارس غیرانتفاعی شاغل بودند. البته ما معلمان شریف زیاد داریم، اما خدا نبخشد آن‌هایی را که این مدارس فتنه‌انگیز را به جان مردم انداختند. مدارسی که به نظر من، هیچ کنترلی بر آن‌ها نیست و کسانی که هیچ‌کدام‌شان تجربه و سابقه تدریس ندارند را با حقوق کم استخدام و با دریافت پول کلان از مردم، تجارت می‌کنند. این‌ها مدارس غیرانتفاعی نیستند، این‌ها به تمام معنا مدارس انتفاعی هستند! متأسفانه این فتنه هم از دوره دولت آقای هاشمی شروع شد. پایه‌گذارش هم بعضی از معاونان وزارت آموزش و پرورش بودند. کسانی که اول آن مدارس عترت را درست کرده و پایه گذارش بودند. هم نفاق اهل شبهه و هم نفاق اهل فتنه به درون دیوانسالاری منتقل شد. طبیعی است که سیستم در این حالت، کمی ماهیت به ظاهر مکتبی خودش را از دست دهد و از جنس خواسته‌هایی شود که مردم با آن درگیر هستند. مثل معیشت، امنیت، اخلاق و تربیت. حال شما نگاه کنید و سطح خواسته‌ها را در این فتنه اخیر ببینید که چقدر حقیر و مبتذل شده است! باید اعتراف کنم متأسفانه جمهوری اسلامی، از این جنبه هم مظلوم است! علتش هم این است که منتقدان و مخالفان جمهوری‌اسلامی، از جنس آدم‌های فرهیخته نیستند. بر خلاف انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه و انقلاب‌های دیگر دنیاست. تمام منتقدان و مخالفان آن‌ها از جنس فیلسوفان، متفکران و روشنفکران بودند، اما مخالفان و منتقدان ما لمپن‌ها هستند! عموم آن‌ها در جلد آدم‌های فرومایه و پستی ظاهر شده‌اند که همه آرمان‌های‌شان خلاصه می‌شود در اینکه خودشان را برهنه کنند! یعنی از فرهنگ غرب، فقط برهنگی‌اش را یاد گرفتند. اصلاً توجهی به قانون، قاعده و دموکراسی نداشته‌اند. حال شما می‌خواهید، به چنین افرادی چه پاسخ بدهید؟ چون اصلاً این مدل خواسته‌ها پاسخ ندارد و در پس آن منطقی نیست که شما بخواهید آن را تغییر دهید.
معترضان معتقدند جمهوری اسلامی، به آن‌ها ظلم و حقوق اساسی‌شان را پایمال کرده است. این انگاره را چگونه می‌بینید؟
 بله درست می‌گویند! جمهوری‌اسلامی به آن‌ها ظلم کرده است! چون از دوره پهلوی برای خیلی از آن‌ها اصلاً ناموس، عفت، شرافت و عزت زنان اهمیت نداشت و زن کالا بود. بله جمهوری‌اسلامی به آن‌ها ظلم کرده و اجازه نداده که سیاست کالایی شدن زنان که برای فروش یک آدامس خروس نشان، باید هزار بار در تلویزیون می‌رقصیدند تا بگویند آدامس ما خوب است، این را بخرید یا نخرید، اجرا شود. جمهوری اسلامی ۴۰ سال مقابلشان ایستاده و اجازه نداده برهنه کردن زن را دستاویز لذت طلبی‌های پست خود کنند و در خیابان‌ها روسری از سر بردارند. حالا مثلاً روسری‌ات را هم برداشتی، آیا آزاد شدی؟! اگر آزاد شدی، چه آزادی حقیر و نکبت باری! یک سؤال منطقی این است که از چه آزاد شدی؟ آزادی از شرافت و کرامت انسانی؟ آزادی از عفت، حیا، شرم و شخصیت زن؟ بله، جمهوری‌اسلامی ۴۰ سال به بعضی‌ها ظلم کرده، چون می‌خواستند مثل سابق کشور را به امریکایی‌ها و اروپاییان بفروشند، برده غربی‌ها که سابقه تاریخی در برده‌داری دارند، باشند که آن‌ها بیایند و ما را در حد سگ بپذیرند! همان حرفی که هویدا زد و برادرش آن را در کتاب «خاطرات سقوط شاه» نوشت. صفحه ۶۸ این کتاب را بخوانید: «متفقین در تمام مراکزی که بر آن سیطره داشتند و از آن خودشان در ایران می‌دانستند و کشور ما را اشغال کردند، اولین چیزی که نوشتند این بود که ورود ایرانیان و سگ ممنوع!…» آن‌ها ناراحت هستند از اینکه ۴۰ سال جمهوری اسلامی اجازه نداده همتراز با سگ‌ها باشند! ببینید سطح خواسته‌های اغتشاشگران چقدر سخیف است! حال شما وقتی می‌خواهید از جنس خودشان به آن‌ها پاسخ بدهید، باید تا سطح همان‌ها تنزل و افول کنید تا بتوانید جوابی هم سطح خودشان به آن‌ها بدهید. ما که نمی‌توانیم نه در فضای مجازی و نه در صحبت با آن‌ها این کار را انجام دهیم. این هم از آن ظلم‌هایی است که به نظام جمهوری اسلامی شده است.
براندازان مدعی هستند که خواسته‌های ما از جنس فرهنگ و اقتصاد است. دیدگاه شما در این باره چیست؟‌
می‌دانید حکایت این ادعا مثل چه می‌ماند؟ مثل آن سارق و دزد اموال مردم می‌ماند که می‌گوید هدف من دزدیدن اموال مردم نیست، ولی، چون کار ندارم و گرسنه هستم و جنس‌ها گران شده و نمی‌توانم بخرم، بالاجبار دزدی می‌کنم! یا آن راننده دیوانه‎ای که می‌گوید، من مقصودم این نیست که ماشینم را با حداکثر سرعت به کسی بزنم و جان مردم را به خطر بیندازم، بلکه می‌خواهم سریع به مقصدم برسم، ولی هیچ راهی ندارم مگر اینکه عده‌ای را له کنم و بروم! آخر این چه منطق سخیفی است که این‌ها دارند؟ ببینید مخالفان و دشمنان ما چقدر سطح دلایلی که می‌آورند سخیف است! امروزه همه دنیا حتی مشهورترین و قدیمی‌ترین حکومت‌های شبه دموکراتیک مثل: فرانسه، انگلیس، امریکا، آلمان و… گرفتار معضلات اقتصادی است. به دلیل اینکه نزدیک به دو، سه قرن است که سرمایه‌داری بر دنیا سلطه دارد و حکومت می‌کند. سیستم سرمایه‌داری هم، چون به سود سرمایه‌دار‌ها فکر می‌کند نه به جیب مردم، معلوم است که حجم عظیمی از جوامع باید دچار فقر و بدبختی باشند. ما هم به‌دلیل اینکه سال‌ها حکومت سرمایه‌داری در کشورمان سیطره مطلق داشت و حکومت پهلوی دستورات این نظام را در کشور پیاده می‌کرد و تمام ساختار دیوان‌سالاری ما در خدمت نظام سرمایه‌داری بود و متأسفانه هنوز هم برخی از مدیران‌مان برای اداره کشور تمایلات سرمایه‌داری دارند، مردمان گرفتار فقر و بدبختی می‌شوند. وقتی شما از گذشته تا به امروز، همه چیز را به دلار، سیاست خارجی، روابط خارجی و نظام‌های سرمایه‌داری و تصمیمات کدخدا وصل می‌کنید، می‌خواهید سودش را ببرید و از ضایعاتش در امان باشید؟ این دیگر یک تقاضای ابلهانه است! سودش را نمی‌برید، چون آن‌ها به جای سود، تمام ضایعاتشان را به شما منتقل می‌کنند! ما الان گرفتار همین مسئله هستیم. اگر امروزه این مشکلات وجود دارد، فقط برای عده خاصی نیست که به همین بهانه به کف خیابان بیایند و اموال مردم را تخریب کنند و شرارت بخرج دهند. همه مردم مظلوم ایران، گرفتار این مشکلات هستند. اصل و فرع همه این اغتشاشگران در سراسر ایران را با هم جمع کنند، به یک میلیون نفر هم نمی‌رسد! البته منظورم آن عده‌ای است که آدمکشی، تخریب و اغتشاش می‌کنند و نه مخالفان و منتقدان. وجود منتقدان اشکالی ندارد، همه نظام‌های سیاسی منتقد دارند و نظام‌ها باید به انتقادات فکر کنند و برای آن راه‌حل بیابند. نظام ما هم باید همین کار را انجام دهد. اگر هم تا به حال به طور جدی چنین نکرده‌اند، به خاطر این بوده که گرفتار جناح بازی‌ها بودند. این جناح‌ها خودشان را قبول داشتند و اعتنایی به مردم نمی‌کردند. به همین دلیل عده‌ای از مردم عصبانی می‌شوند و کار‌هایی می‌کنند ولی عصبانی شدن به معنی این نیست که شما بگویید من چاقو را برداشتم، حال کاری ندارم که این چاقو برای یک کار خوب تولید شده یا نه، حال که تولید شده، من با این چاقو شکم مردم را پاره می‌کنم! یا تولیدش نکنید یا حالا که تولید می‌کنید، من هم چنین خواهم کرد! واقعاً نمی‌دانم چه کسی چنین منطقی را می‌پذیرد.
آینده نظم بین‌الملل لیبرال

آینده نظم بین‌الملل لیبرال

 

مجموعه استدلال‌ها درباره نظم بین‌الملل، لیبرالیسم و نقش آمریکا، بر چارچوب‌های نظری متفاوتی استوار است که مناظره درباره موضوعی مهم چون آینده نظم بین‌الملل را می‌سازند. با توجه به اهمیت این موضوع به‌مثابه یک «پیچ تاریخی» مهم که بر سیاست‌گذاری امنیت ملی و منافع ملی کشورها اثرگذار است، کتاب پیش‌رو می‌کوشد تا از منظرهای گوناگون به تحلیل وضعیت جاری و آینده نظم بین‌الملل بپردازد.

برای مترجمان، توجه دادن به بحران در نظم بین‌الملل لیبرال (که مورد اذعان و پیش‌فرض حتی اندیشمندان لیبرال بوده است) بسیار حائز اهمیت بوده است، چه اینکه مخاطب دانشگاهی را از منظری انتقادی، درگیر با موضوع نظم بین‌الملل مطلوب آینده می‌سازد. به‌ویژه مخاطبان دانشجو بایستی ضمن شناخت زوایای گوناگون نظری موجود در دانش روابط بین‌‎الملل، باید بتوانند به‌خوبی از ابزار نظریه و سطوح تحلیل استفاده نمایند. هدف دیگر مترجمان برای گردآوری، انتخاب و ترجمه مقالات مرتبط با آینده نظم بین‎‌الملل، بهینه‌‎سازی تصمیم برای دستگاه سیاست خارجی است که فراتر از مسائل جاری دو و چندجانبه سیاست خارجی، آینده تحولات و فرایندهای کلان مرتبط با نظم جهانی را رصد نمایند.

در گردآوری مقالات این کتاب تلاش شده است تا ضمن پوشش کامل نظریات عمده روابط بین‌الملل، از آثار اندیشمندان مهم و صاحب سبک استفاده گردد. بر همین اساس از منظر واقع‌گرا به آثار متأخر؛ «جان مرشایمر» و «استفن والت» و از منظر لیبرال به آثار «جان ایکنبری» و «جوزف نای» توجه شده است. «بلکویل» و «رایت» نیز از منظری لیبرال اما با رویکرد سیاست خارجی به موضوع پرداخته‌اند. «دونکامب» و «دون» منظرگاه مکتب انتقادی را در این اثر نمایندگی می‌کنند و «آمیتا آچاریا» با رویکردی منطقه‌گرا و از منظر نظریات غیرغربی روابط بین‌الملل به موضوع ورود می‌کند.

به نقل از موسسه ابرار معاصر.

تفاوت فتاوا

بر اساس فتاوای حضرت امام خمینی قدس سره و حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی

  • ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی
  • نویسنده: دفتر مطالعات فقهی و پاسخگویی به مسائل شرعی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)
  • تعداد صفحات: 160
  • سال انتشار: 1401
  • نوبت چاپ: اول
  • قطع: رقعی
  • شابک: 9786227491678

در این کتاب ۲۶۷ مورد اختلاف فتوای فقهی حضرت امام خمینی (قدس سره) و حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) مورد بررسی قرار گرفته و در ۴۹ مورد که از حضرت امام خمینی (ره) فتوایی یافت نشده، نظر آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) تحت عنوان مسئله‌ی اختصاصی بیان شده است.همچنین در این کتاب، برای سهولت در تشخیص موارد اختلاف، زیر قسمتهای مورد تفاوت فتوا خط کشیده شده است.

این کتاب برای استفاده‌ی هر چه بهتر طلاب، کارشناسان مسائل شرعی و پژوهشگران دینی در دسترس قرار گرفته است.

ضرورت جهاد تبیین و حمایت جامعه دانشگاهی از اصلاحات اقتصادی

در میان قشرهای مختلف اجتماعی، جامعه دانشگاهی در حمایت معنوی و علمی از اقدام اصلاحی دولت نقش بی بدیلی دارد. زیرا دانشگاهیان بیش از هر قشر دیگری بر لزوم جراحی اقتصاد و ساماندهی آن واقف‌اند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و اندیشه: حجت‌الاسلام داود مهدوی زادگان، سرپرست سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی در علوم اسلامی و انسانی (سمت) در یادداشتی به ضرورت جهادتبیین در مسئله اصلاحات اقتصادی دولت پرداخته است.

مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید؛

اقتصاد ایران از پیش از انقلاب اسلامی نا سالم و غیر علمی پایه گذاری شده است و رفته رفته به اقتصادی بیمار تبدیل گشته است. نسخه پیچی‌های سطحی نگرانه و بعضاً دیکته شده نهادهای بین المللی نظام سلطه نه تنها این بیماری را بهبود نکرد بلکه وضعیت را بدتر کرد. آخرین نسخه درمانی‌های غیر علمی طرح ارز ۴,۲۰۰ تومان معروف به ارز جهانگیری است که ابتکار آن از دولت لیبرال مسلک تدبیر است. آثار منفی این ایده خیلی زود معلوم گشت. از سویی بیماری اقتصاد شدت گرفت و به بیماری مزمن تبدیل گشت. از سوی دیگر، گشایشی در زندگی مردم ایجاد نکرد بلکه مردم در خرید کالاهای اساسی مشمول این طرح اثر جدی و نمایانی را احساس نکردند. از سوی دیرتر، قدرت افساد گری دلالان و ابر سرمایه داری لجام گسیخته نو کیسه که فرصت استفاده انحصاری از رانت ارزی پیدا کرده‌اند، بسیار بیشتر شد. ثروت نامشروعی که اینان از این طریق به دست آوردند، قدرت بی سابقه خنثی سازی و مداخله در تصمیمات اصلاحی دولت و بر هم زدن تعادل بازار و زندگی عادی مردم را برای آنان بوجود آورده است.

اکنون نابسامانی و عدم سلامت اقتصاد ایران در آستانه غیر قابل تحملی رسیده است. بطوری که سالم سازی اقتصاد بر دولت‌ها واجب و ضروری گشته است. لیکن پرداختن به این امر مهم نه فقط به همت عالی و شجاعت و عزم جدی دولت بلکه به حمایت ملی همه اقشار جامعه نیاز دارد. و دقیقاً به همین خاطر، دولت‌های پیشین، اهتمام چندانی در ورود به این مساله مهم از خود نشان نداده‌اند. آنها یا از فقدان آن عزم جدی و شجاعت عالی رنج می‌بردند و یا باور چندانی به حمایت‌های مردمی نداشتند. اما اکنون به نظر می‌رسد دولت مردمی آیت الله رئیسی از این دو ضعف اساسی به دور است. ایشان برای جراحی عمیق اقتصادی هم شجاعت و توان خطرپذیری را همراه خود ساخته است و هم باور عمیق دینی به حمایت ملی و مردمی را دارد. بی جهت نیست که برای ارزیابی برنامه اصلاح یارانه‌ها در صبح جمعه به میدان شهر می‌رود و بدون حاجب و دربان مستقیماً با مردم گفت‌وگو می‌کند.

بی تردید ایمان دینی بالا و جوان بودن دولت مردان آیت الله رئیسی در اقدام به چنین کار اصلاحی بزرگ ملی مؤثر است. و دقیقاً به همین خاطر، دولت سیزدهم برای اصلاح همیشگی و بنیادین اقتصاد بیمار به حمایت معنوی همه اقشار جامعه نیازمند است. چنانکه ولی فقیه در دیدار اخیرشان با کارگران بر این امر تأکید فرمودند: «امروز کارهایی که دولت در زمینه‌ی اقتصاد در پیش دارد، کارهای مهمّی است و احتیاج به کمک همه دارد؛ یعنی همه‌ی دستگاه‌ها، قوای مختلف، آحاد مردم، مجموعه‌ها، همه ان‌شاءالله باید به دولت کمک کنند که بتواند به این نتایج دست پیدا کند.» (بیانات: ۱۹/ ۲/ ۱۴۰۱).

اما در میان قشرهای مختلف اجتماعی، جامعه دانشگاهی در حمایت معنوی و علمی از اقدام اصلاحی دولت نقش بی بدیلی دارد. زیرا دانشگاهیان بیش از هر قشر دیگری بر لزوم جراحی اقتصاد و ساماندهی آن واقف‌اند. آنان با راه انداختن جهاد تبیین از سویی می‌توانند مردم را به ضرورت چنین کاری آگاه و همراه سازند و از سوی دیگر، در آسیب شناسی و ارزیابی انتقادی کار می‌توانند همیار علمی خوبی برای دولت باشند. از این رو، امروز حمایت معنوی و علمی جامعه دانشگاهی از یک کار اصلاحی بزرگ اقتصادی بیش از گذشته ضرورت پیدا کرده است. منزلت و جایگاه اجتماعی و علمی دانشگاهیان مجالی برای تنها گذاشتن دولت مردمی در انجام این اقدام بزرگ اصلاحی باقی نمی‌گذارد. باید دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و مؤسسات علمی در این جهاد تبیین مشارکت گسترده‌ای داشته باشند تا ملت شریف برای همیشه از نابسامانی اقتصادی رهایی پیدا کنند و در مسیر مسئولیت تاریخی خود؛ یعنی شکل گیری تمدن نوین اسلامی قرار گیرند.

ازمان سمت به عنوان عضوی از جامعه دانشگاهی به پیروی از فرمایش ولی فقیه و همگامی با دولت انقلابی و ملت شریف، وظیفه خود می‌داند که ظرفیت معنوی و علمی اش را در به ثمر رساندن برنامه اصلاح اقتصادی آیت الله رئیسی بسیج کند. انشاالله

به نقل از خبرگزاری مهر.

چرایی ، چیستی و نتایج اغتشاشات اخیر ایران و تاثیر بین المللی آن

در تاریخ ۲۳ مهرماه ۱۴۰۱ جلسه هئیت علمی شبکه ملی نخبگان موسسه مطالعات اندیشه سازان ، در این موسسه برگزار گردید.

در این جلسه یک کارشناس مسایل سیاسی ـ امنیتی نحوه شکل‌گیری اغتشاشات اخیر کشور را تشریح نمود. قره‌باغی در بخشی از سخنان گفت: این اغتشاشات از یک سازماندهی پیچیده برخوار بود. به گونه‌ای که یک گروه از تعدادی موتورسوار در نقطه‌ای شروع به سردادن شعار می‌کردند و به زودی یک گروه از افراد ساکن در ساختمان‌های مجاور به آنان می‌پیوستند و کار را به دست می‌گرفتند و پس از آن گروه موتورسوار به نقطه‌ای دیگر می‌رفتند و به همین صورت اغتشاش‌های کوچک در نقاط مختلف شهر شکل می‌دادند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: تفاوت‌های چندانی میان افرادی که در تهران درگیر اغتشاشات بودند با افرادی که در شهرهای کوچک و حاشیه‌ای کشور به صحنه می‌آمدند، وجود نداشت و این نشان‌دهنده وجود یک سازمان و آموزش و مدیریت واحد می‌باشد.
قره‌باغی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یکی از تفاوت‌های مهم این اغتشاش‌ها با موارد قبلی حجم گسترده خشونت توسط عناسر شرکت‌کننده بود. بعضی رفتارها بیانگر آن بود که فرد وقتی از فضای مجازیِ بازی‌های خشونت‌بار به فضای حقیقی وارد می‌شود، همان رفتارهای تند بازی‌گونه را در فضای حقیقی تداوم می‌بخشد و تنها زمانی که دستگیر شده و با عوالم مجازی منقطع می‌گردد، متوجه تفاوت‌ این دو فضا می‌گردد.
در ادامه این بحث اساتید عضو هیأت علمی شبکه ملی نخبگان کشور دیدگاه‌های خود را در خصوص اغتشاش‌ها بیان نمودند.

به نقل از موسسه اندیشه سازان نور

ملت، غلبه بر مهندسی تفرقه

اجتماعات پرشور مردم تهران در فواصل کوتاه، بیانگر حساسیت مردم در مقابل تحرکات تفرقه‌افکن دشمن می‌باشد.

سعدالله زارعی طی یادداشتی نوشت: یکی از هدف‌گذاری‌هایی که دشمن در اقدامات اساسی علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته است، «تفرقه» می‌باشد که گاهی تفرقه میان ارکان نظام، گاهی تفرقه میان مسئولان و گاهی تفرقه میان مردم مدنظر بوده است.

تفرقه دو کارکرد اصلی دارد؛ یکی کاهش قدرت مقاومت در برابر طرح‌های دشمن و دیگری آسیب‌پذیر کردن در تهاجم دشمن می‌باشد.انگلیسی‌ها در این زمینه ید طولایی دارند و عبارت «تفرقه بینداز و حکومت کن» به آنان نسبت داده شده و البته اعمال آنان در قرون اخیر پیگیری این عبارت را نشان می‌دهد. یکی از خاصیت‌های تفرقه این است که یک ملت و یک حکومت خود و دارایی‌های خود را کوچک‌تر از اندازه واقعی آن و ناتوان از انجام کارهای بزرگ و ضعیف در مقابل دشمنان خود می‌بیند.در این شرایط دشمنان مجال پیدا می‌کنند از صفوف مقابل که خود را کوچک فرض کرده‌، نیروگیری نمایند و در واقع از درون به این ملت ضربه بزنند.

ایران، جمهوری اسلامی، ملت، رهبری و بنیان‌های نظری و عملی انقلاب اسلامی در دنیا «بسیار بزرگ» دیده شده و دیده می‌شوند.

مگر می‌شود ایرانی که ده‌ها سال در مقابل نظام جهانی ایستاده و کار خود را پیش برده است را ضعیف دید؟ مگر می‌شود «نظام» جمهوری اسلامی که چهل و چند سال انواع تحریم‌ها، ترورها، جنگ‌ها و صف‌آرایی‌ها را پشت‌سر گذاشته و جاذبه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی – امنیتی آن از نظام‌های دیگری که تحت هیچ‌کدام از این تضییقات و فشارها نبوده‌اند، بیشتر است را قوی و مستحکم ندید؟ مگر می‌شود «ملت ایران» که در طوفان حوادث، یکپارچگی خود حفظ کرده و به‌طور مکرر میلیون میلیون در صحنه‌های حمایت از انقلاب و اسلام حضور می‌یابد را سربلند و قدرتمند ندید؟

مگر می‌شود «رهبری» که ایران را به قله منطقه رسانده و در تلاش بیش از سه دهه، آن را به بزرگ‌ترین نفع برنده حوادث سهمگینی که حداقل یکی از کارکردهای آنان منزوی کردن ایران بوده، تبدیل کرده تا جایی که دشمنان بارها گفته‌اند هیچ موضوعی در غرب آسیا بدون همکاری ایران قابل مدیریت نیست، «برترین» ندید؟ مگر می‌شود بنیان‌های نظری و عملی انقلاب اسلامی که نه‌تنها دستمایه حل مسائل ایران که دستمایه حل مسائل و قدرت‌یابی ملت‌ها در غرب آسیا شده است را کارآمد و پیش‌برنده ندانست؟

اینکه نظام اسلامی در حل مسائل به نسخه‌های غیرمردمی غربی و شرقی در عالم متکی نشده و با روش‌های نرم و هزینه‌های اندک مسائل غامض امنیتی و سیاسی را حل‌وفصل کرده، از عظمت، پویایی و ماندگاری آن حکایت می‌کند. در همین آشوب‌های اخیر، رهبری و بقیه دستگاه‌های نظام با درایت و حکمت از تبدیل کشور به صحنه اختلاف که هدف اصلی دشمن بوده است، جلوگیری کرده‌اند. این یک نشانه از قدرت نظام و یک نشانه از تفاوت روش مواجهه نظام در صحنه داخلی نسبت به نظام‌های اقتدارگرای غربی و شرقی است.

خط تفرقه در ایران خط شناخته‌شده‌ای است. از اول انقلاب اسلامی، وحدت مهم‌ترین استراتژی نظام در خنثی‌سازی خط دشمنان بوده و به موازات آن مهم‌ترین راهبرد دشمن، تفرقه بوده است.

در بحبوحه انقلاب اسلامی، مردم ایران خطر تفرقه را درک کردند و لذا ندای آنان در مقابل احزاب و جریانات تفرقه‌افکن داخلی و در مقابل خط تفرقه‌افکنی دشمنان خارجی، این بود «حزب فقط حزب خدا – رهبر فقط روح خدا». بعد از ارتحال حضرت امام خمینی – رحمهًْ‌الله‌علیه – این شعار بدین‌صورت درآمد «حزب فقط حزب علی – رهبر فقط سیدعلی» این درک مردم از اهمیت وحدت و نگرانی آنان از خط و خطر تفرقه بود.در فتنه‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸، تفرقه مهم‌ترین دستورکار دشمن بود. در فتنه ۷۸ یک جریان که تلاش خود را طی دو سال معطوف به دوپارچه‌سازی ملت کرده بود، تلاش نمود تا تشکل‌های دانشجویی و دانشجویان را با نیروهای عظیم حزب‌اللهی و بسیجی درگیر کند و در نهایت بخشی از مردم را در مقابل بخش دیگری از مردم به صحنه آورد که البته قرین موفقیت نبود.

در فتنه‌ سال ۸۸ هم که از قبل روی دوپارچه‌سازی نخبگان کار شده بود، تلاش شد تا مردمی که به فلان کاندیدای شکست‌خورده رأی داده بودند را در مقابل مردمی که به کاندیدای پیروز رأی داده بودند، قرار داده و میان آنان جوی خون راه بیندازند.

این تلاش‌های تفرقه‌افکن در صحنه کنونی کشور به شکل دیگری دنبال می‌شود. دشمن می‌داند که اقتدار ایران و در قله ایستادن جمهوری اسلامی و شکست انواع دسیسه‌های پرقدرت خارجی بر ضد آن که حاصل یکپارچگی و بصیرت و در صحنه بودن ملت بوده، بی‌جهت و اتفاقی روی نداده است.

دشمنان می‌دانند که درایت، توانمندی و جایگاه رفیع اجتماعی حضرت امام خمینی(ره) در طول ۲۷ سال رهبری انقلاب و ده سال رهبری جمهوری اسلامی، عامل اصلی وحدت‌بخش و در صحنه ماندن ملت ایران بوده و می‌دانند که هوشمندی، جایگاه بی‌بدیل اجتماعی و قدرت رهبری حضرت امام خامنه‌ای – دامت‌برکاته – در طول ۳۳ سال گذشته، عامل اصلی وحدت ملی ایرانیان و قدرت خیره‌کننده و پیشران آنان بوده است.از نظر روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی تاریخی، شاید هیچ ملتی به اندازه ملت ایران به «رهبر» متکی نبوده است تا جایی که می‌توان دوران‌های اقتدار و نیز ضعف ایران را به پیدایی رهبران قدرتمند و نیز ضعیف مرتبط دانست. دشمن به خوبی می‌داند در این چهل‌وچهار سال اگر وجود امام و رهبری نبود، ایران نمی‌توانست از طوفان‌ها و حوادث سهمگین به سلامت عبور کند.

بر این اساس رهبری بی‌وقفه در معرض تهاجمات قرار گرفته و هرچه جلوتر آمده‌ایم و درخشش منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی فزون‌تر شده، تهاجم به رهبری افزایش یافته است.ایجاد تفرقه در داخل فقط دشمنانه و عامدانه هم نبوده است. کمک به قطب‌بندی و دسته‌دسته کردن مردم گاهی ناآگاهانه و از سر دلسوزی هم صورت می‌گیرد. این نکته را باید توجه داشت که خصوصیت مردم ایران یکپارچگی حول محور ارزش‌ها و باورهای ملی است. جالب این است که در همین بحث حجاب هم براساس نظرسنجی مردادماه گذشته یک مؤسسه معتبر نظرسنجی، اکثریت بالای ۸۳ درصدی خانم‌ها معتقدند حجاب یک ضرورت و ارزش است و مانع فعالیت اجتماعی و آزادی عمل بانوان هم نمی‌شود. واضح است که درخصوص اصل اسلام و انقلاب اسلامی این اعداد بالاتر می‌باشد.

این یکپارچگی ملی در طیف‌های مختلف اجتماعی از جمله در طیف ورزشکاران و اهالی هنر ایران هم وجود دارد. در صحنه آشوب‌های اخیر تعداد ورزشکاران و هنرمندانی که در مقابل ضرباتی که آشوب‌طلبان به مردم زدند، رفتار غیرمسئولانه‌ای داشتند، در مقابل خیل عظیم فعالان این دو حوزه، واقعاً ناچیز بود.کار دشمن در این وادی از یک‌سو مخالف نظام معرفی کردن قاطبه ورزشکاران، هنرمندان و دیگر طیف‌های کشور و از سوی دیگر بزرگ‌نمایی افراد معدودی از این دو طیف بود که واقعاً در جامعه ورزشکاران یا هنرمندان جایگاه برجسته‌ای نداشتند.

بر دشمنان انتظاری جز این نیست اما در این میان بعضی از افراد از موضع انقلابی و در مقام پاسخگویی به این به اصطلاح سلبریتی‌های ورزشی و سینمایی وارد میدان شده و از ادبیاتی استفاده کردند که گویا جامعه ورزشی و جامعه هنری ایران از دست رفته‌اند! از آنجا که ادبیات اینچنینی به‌طور طبیعی با واکنش‌ جامعه ورزشی و هنری کشور مواجه می‌شود، این افراد در واقع ناخواسته در میدان و زمین دشمن که سیاست برجسته‌سازی مخالفت‌ها را در دستورکار داشته و به آن دامن می‌زند، بازی کردند.

یکی دیگر از میدان‌های تفرقه، تبدیل یک مشکل اجتماعی به مشکل سیاسی است. همه می‌دانند که اینهایی که در آشوب‌های اخیر به تخریب اموال و هتک ارزش‌های ملی و اسلامی دست زدند به دو دسته قابل تقسیم هستند؛ یک دسته که به ایفای مأموریت واگذارشده از سوی دشمنان ملت ایران پرداخته‌اند و یک دسته که گروهی از جوانان کم‌آگاه و هیجان‌زده است.تکلیف نظام با این دو دسته مشخص است؛ دسته اول مستحق برخورد قضایی و دسته دوم نیازمند آگاه‌سازی و تحذیر هستند.در این میان یک جریان سیاسی که ید طولایی در تفرقه‌افکنی دارد و در فتنه‌های گذشته هم مسئول خون‌های به زمین ریخته شده است، به صحنه آمد تا با معنابخشی سیاسی به این آشوب‌ها و کم‌رنگ کردن وجهه ضدامنیتی آن، وضعیت به وجود آمده را تداوم بخشیده و به خیال خود نظام را از اصول و ارزش‌های خود دور سازد.نگاهی به اظهارنظر چهره‌هایی که بازی آشکار را برعهده گرفته‌اند و بیانیه‌های حزبی و تیترها و یادداشت‌های روزنامه‌ها و سایت‌های این جریان مشخص می‌کند این افراد و این جریان در حال پیگیری و استمرار خط تفرقه در کشور هستند. در این روزها مردم ایران با هوشمندی، حضور متداومی در میدان دفاع از ارزش‌ها داشته‌اند. اجتماعات پرشور مردم تهران در فواصل کوتاه، بیانگر حساسیت مردم در مقابل تحرکات تفرقه‌افکن دشمن می‌باشد. اینها همان‌هایی هستند که در گاه خطر، روزانه هزار هزار به جبهه می‌رفتند و میلیون میلیون نفر، شهدا را در میان می‌گرفتند.

به نقل از کیهان.

بنا بر اسناد ساواک، تا سال 1355ش اعضای شورای عالی درجه 33 ماسونی در ایران شانزده نفر بوده‌اند که نام این چهره پیچیده در میان آنها به چشم می‌خورد. او با پیروزی انقلاب اسلامی، بر خلاف بسیاری از ماسون‌های شناخته‌شده، در ایران ماند و حتی نامه‌ای به امام خمینی(ره) نوشت
چهره پیچیده تشکیلات فراماسونری ایران
پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر؛ احمد هومن در سال 1288ش در تهران متولد شد. پدرش حاج رضا قلى‌خان از اصناف معتبر تهران بود. تحصیلات مقدماتى را در مدارس جدید انجام داد و وارد دارالفنون شد و از آن مدرسه دیپلم گرفت و بعد به مدرسه عالى حقوق رفت و موفق به اخذ لیسانس شد. چندى در فارس به شغل دبیرى اشتغال داشت، پس از آن به استخدام ِدادگسترى درآمد و در زمره محصلان دولتى براى ادامه تحصیل عازم اروپا شد (1308ش). وی در پاریس در رشته حقوق خصوصی و اقتصاد دکتری گرفت. او همچنین در همین دوره دیپلم عالی مدرسه عالی علوم سیاسیِ پاریس و دیپلم عالی علوم کیفری را نیز به‌دست آورد. هومن در سال 1317ش به ایران بازگشت و وارد خدمت قضایی دادگستری شد؛ البته فعالیت‌های او فقط به حوزه قضا و دادگستری محدود نماند و به‌‌تدریج وی وارد فعالیت‌های سیاسی نیز شد.

فعالیت در دادگستری
احمد هومن، پس از بازگشت به ایران، به واسطه داشتنِ تحصیلات عالی در رشته حقوق، وارد خدمت قضایی دادگستری شد و پست‌های مختلفی را بر عهده گرفت: وکیل عمومی پارکه دیوان جزا، بازپرس دیوان کیفر، رئیس دادگاه جنحه، دادستان تهران، دادستان تبریز، رئیس دادگاه عالی اعاده دادرسی و رئیس کل دادگاه‌های شهرستان تهران. اولین شغل قضائى وى ریاست دادگاه جنحه بود، پس از آن به دادستانى تبریز منصوب شد و نزدیک به یک سال در آن سمت بود تا به تهران منتقل شد و مجید آهى، وزیر دادگسترى وقت (1319 تا 1321)، او را به دادستانى تهران منصوب کرد. حضور او بر کرسی دادستانى تهران بیش از سه سال طول کشید و پس از آن، وی به ریاست دادگاه اعاده دادرسى برگمارده شد.[1]

احمد هومن


احمد هومن

شماره آرشیو: 2836-۵ع
اندکی بعد­، هومن به‌رغمِ داشتن مناصب عالی قضایی در سال ۱۳۲۲ش از مشاغل قضایی کناره‌گیری کرد و به وکالت روی آورد. در همین زمان به تدریس، کیفرشناسی، علم زندان‌ها و اقتصاد کشاورزی در دانشکده حقوق و دانشکده کشاورزی مشغول شد (از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۵ش). او پس از سیزده دوره ریاست سیدهاشم وکیل در کانون وکلا و درگذشت او، چند سالی به ریاست این کانون منصوب شد. همچنین، هومن نایب‌رئیس کنگره علمی انجمن بین‌المللی حقوقدانان ریودوژانیرو و نایب‌رئیس کنگره حقوقی سازمان حقوقی آسیا و باختر اقیانوس کبیر (اواسط دهه ۱۳۴۰) بود.[2]

ورود به صحنه سیاست
الف) عضویت در احزاب عدالت و افق آسیا
احمد هومن به طور مشخص از سال 1332ش در کنار فعالیت‌‌هایی حقوقی و قضایی به فعالیت‌هاى سیاسى روی آورد. در گام نخست، عضویت حزب عدالت را پذیرفت و سردبیریِ روزنامه «نداى عدالت» را که ارگان حزب یادشده بود، برعهده گرفت. حزب عدالت را باید اولین واکنش جدی رجال ایرانی هوادار بلوک غرب در قبال تأسیس حزب توده ایران (مهر 1320) ارزیابی کرد. در برنامه حزب عدالت، به‌رغم تأکید بر اصلاحات سیاسی و اجتماعی، استخدام مستشاران نظامی آمریکایی و مقابله با خطر حزب توده و کمونیسم از جایگاه اصلی برخوردار بود.[3]

در این میان، انگلوفیل‌ها به عنوان یک جریان قدرتمند در سال‌هاى 1320 ـ 1325 مـجموعه‌ای از فـعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی را در ضدیت با روس‌ها و با شعارهای ناسیونالیستی طراحی‌ کردند.[4] تلاش سرلشکر ارفع در تأسیس «حزب افق آسیا»، که احمد هومن چهره فکرى آن بود و احمدعلى سپهر، على دشتى، ابراهیم خواجه‌نورى و… نیز در کنار او در این حزب فعالیت می‌کردند، از آن جمله است. حزب روزنامه‌ای به نام «گروه آسیایی» منتشر می‌کرد که در آن از نفوذ کشورهای خارجی در سیاست مملکت انتقاد می‌شد.[5]

ب) ریاست هیئت تصفیه کارمندان دولت
در سال 1328ش، احمد هومن به عضویت «هیئت تصفیه کارمندان دولت» درآمد. هیئت یادشده حدود هزار پرونده را مطالعه و سپس کارمندان را به سه دسته تقسیم کرد: عده‏اى عنوان بند «الف» یافتند؛ یعنى در دستگاه دولت وجود آنها ضرورى است و دسته‏اى نیز در بند «ج» قرار داده شدند؛ یعنى بایستى از خدمت دولت برکنار شوند. بند دیگرى نیز به نام بند «ب» وجود داشت که دولت در ابقا یا اخراج آنها مخیر بود.[6]

با روی کار آمدن رجبعلی منصور در اوایل 1329ش، احمد هومن به ریاست کمیسیون پاکسازی این هیئت انتخاب شد. اما تصمیمات هیئت تصفیه کارمندان دولت در اوایل نخست‏وزیری رزم‌‏آرا انتشار یافت؛ چون بیشتر رجال و نمایندگان مجلس در بند «ج» گنجانیده شده بودند بسیاری به آن اعتراض کردند. در این میان نیز عده‏اى به طرفدارى از هیئت برخاستند. سردار فاخر حکمت، رئیس مجلس شوراى ملى، یکی از افراد گنجانده‌شده در بند «ج» لیست

بود؛ بنابراین، رهبرى مخالفان را به عهده گرفت و سرانجام مجلس تصمیمات هیئت تصفیه را باطل کرد.[7] از این رهگذر، هیئت تصفیه و شخص احمد هومن با واکنش‌ها و اعتراض‌های تند و گسترده‌ای روبه‌رو شدند و وجهه سیاسی هومن لطمه زیادى دید؛ چرا که چه مطبوعات و چه نمایندگان مجلس او را به باد انتقاد و افترا گرفتند، ولى در هر حال وی از این ماجرا جان سالم به دربرد.[8]

ج) از معاونت نخست‌وزیری تا معاونت وزارت دربار
هومن در سال 1329ش در کابینه رجبعلی منصور به معاونت نخست‏وزیرى و ریاست تبلیغات منصوب شد. رزم‏آرا، جانشین منصور، او را از آن شغل خارج کرد و هومن چندى بی‌کار ماند تا به معاونت وزارت دربار منصوب شد. در اسفندماه همان سال که حسین علاء، وزیر دربار، به نخست‏وزیری منصوب شد، هومن سرپرستی وزارت دربار را برعهده گرفت، ولى پس از بازگشت علاء به دربار، کماکان معاونت را داشت. پس از 1332ش هومن شغل وکالت دادگسترى را پیشه خود کرد و وکیل مبرز و معروفى شد و به جامع بین‏المللى راه یافت.[9]

د) همکاری با جریان فراماسونری
احمد هومن همراه برادرش محمود هومن از جمله چهره‌های پیچیده و کلیدی تشکیلات فراماسونری در ایران در دهه‌های 1330 و 1340ش بود. بنا بر روایتِ اسماعیل رائین، مؤلف کتاب «فراموش‌خانه و فراماسونری در ایران»، احمد هومن، که تا درجه استاد اعظمی در تشکیلات ماسونی دست یافته بود، یکی از مؤسسان اصلی لژ پهلوی (لژ همایون) به‌شمار می‌آید.[10]

بر اساس شواهد تاریخی، در سال‌هایِ 1327 تا 1328ش، فردی به نام محمدخلیل جواهری به ایران آمد و سعی کرد تشکیلات فراماسونری از نوع فرانسوی را در ایران احیا کند؛ به همین دلیل با سران لژ بیداری تماس گرفت و تقاضای کمک کرد، اما چون فرانسوی‌ها آمادگی نداشتند، او با لژ مصر و سوریه هماهنگی کرد و لژ پهلوی یا لژ همایون را به‌وجود آورد که محمدرضا پهلوی نیز عضو آن بود. ارنست پرون، همکلاسی شاه در سوئیس، احمد هومن و محمود هومن (مؤسسان لژ پهلوی در ایران) که با هدایت محمدخلیل جواهری شعبانی در خرمشهر، اهواز، آبادان، تبریز و تهران لژ تأسیس کردند، موفق شدند بیش از دویست تن از ایرانیان را به عضویت لژهای خود درآورند.[11]

احمد هومن همراه چند تن از اعضای لژ فراماسونری


احمد هومن همراه چند تن از اعضای لژ فراماسونری

شماره آرشیو: 13756-۳ع
در سال‌های 1330 تا 1347ش تحولاتی در تشکیلات ماسونی ایران رخ داد که در اواخر این دوره به انسجام چهار طریقت ماسونی انجامید. یکی از این طریقت‌ها تیم احمد هومن متشکل از محمود هومن، هومن، سعید ماک و دیگران بود که به تأسیس یک گراندلژ محلی تابع گراندلژ ملی فرانسه به نام لژ بزرگ ناحیه ایران دست زدند. تداوم همین نهاد بود که در اسفند 1347 به تأسیس شورای عالی ماسونی ایران به «فرمانروایی» دکتر محمود هومن و با همکاری ویژه احمد هومن انجامید.[12]

احمد هومن به واسطه فعالیت‌‎های بی‌‎وقفه خود در تشکیلات فراماسونری، تا عالی‌ترین سطح این تشکیلات، یعنی شورای عالی درجه 33، پذیرفته شد. بنا بر اسناد ساواک، تا سال 1355ش اعضای شورای عالی درجه 33 ماسونی در ایران شانزده نفر بوده‌اند که نام احمد هومن در کنار اشخاصی همچون محمود هومن، سرلشکر میرجلالی، علی کوچکعلی، محمود ضیایی، احمد هومن، مسعود هدایت، محمدحسن مشیری، عبدالحسین معدل، علیرضا امیرسلیمانی و… در این لیست شانزده‌نفره به چشم می‌خورد.[13]

با پیروزی انقلاب اسلامی، احمد هومن بر خلاف بسیاری از ماسون‌های شناخته‌شده از جمله برادرش، محمود هومن، که از ایران فرار کردند، در ایران ماند و حتی نامه‌ای به امام خمینی(ره) نوشت مبنی بر اینکه اصلا تشکیلات فراماسونری طرفدار اسلام و دین است و ما رهبری شما را قبول داریم. بااین‌حال، بر اساس اسناد موجود، وی دستگیر شد و مدتی را در زندان به سر برد، اما پس از مدتی از زندان آزاد شد.

سرانجام، احمد هومن در سال 1374 در تهران درگذشت و در روستای میگون در حوالی تهران به خاک سپرده شد.

پی‌نوشت‌ها

—————————————————–
[1] . عباس مبارکیان، چهره‌ها در تاریخچه نظام آموزش عالی حقوق و عدلیه نوین، تهران، پیدایش، 1377.
[2] . همان.
[3] . بهرزو طیرانی، اسناد احزاب سیاسی ایران: 1330-1320، ج 2، تهران، سازمان اسناد ملی، 1376، صص 95-97.
[4] . غلامرضا نجاتی، تاریخ سـیاسی بیست‌وپنج‌ساله ایـران (از کـودتا تا انقلاب)، ج 1، تهران، خدمات فرهنگی رسا، 1379، ص 48.
[5] . باقر عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، تهران، نشر علم، 1380، ص 81.
[6] . مجموعه قوانین موضوعه و مصوبات دوره پانزدهم قانون‌گذاری، تهران، مجلس، 1329، ص 4.
[7] . اطلاعات، 1329، ش 7356، ص 4.
[8] . باختر امروز، 1329، ش 282، ص 2.
[9] . باقر عاقلی، همان، ج 3، ص 1769.
[10]. اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ج 3، تهران، امیرکبیر، 1357، ص 29.
[11] . همان، ص 27.
[12] . همان، ص 68.
[13] . موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، اسناد فراماسونری در ایران، ج 2، 1380، صص 451-486
به نقل از موسسه تاریخ معاصر ایران.

بیانیه تبیینی مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه/ پروژه‌ ویران‌سازی ایران شکست مفتضحانه­‌ای خورد/ جزئیات اقدامات سرویس‌های جاسوسی به رهبری CIA برای زمینه‌سازی آشوب‌ها

وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در بیانیه مشترکی تاکید کردند: «پروژه‌ ویران‌سازی ایران» شکست مفتضحانه­‌ای خورد؛ همان پروژه­‌ای که قبلاً در افغانستان و عراق و سوریه و یمن و لیبی پیاده کردند، اما در ایرانِ قوی شکست سختی خورد.

بیانیه تبیینی مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه/ پروژه‌ ویران‌سازی ایران شکست مفتضحانه­‌ای خورد/ جزئیات اقدامات سرویس‌های جاسوسی به رهبری CIA برای زمینه‌سازی آشوب‌ها

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، بیانیه تبیینی مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران پیرامون حوادث اخیر در کشور منتشر شد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

باسمه تعالی

بیانیه­ تبیینی مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران

پیرامون «مداخلات رژیم آمریکا در اغتشاشات اخیر کشور»

با عرض تسلیت شهادت جمعی از هموطنان در حرم حضرت احمد بن موسی (علیه‌­السلام) و شهدای امنیت کشور و دعای متضرعانه در محضر خدای سبحان برای علّو درجات آن شهدا و صبر و اجر صبر برای بازماندگان داغدار آن­‌ها و شفای کامل و عاجل مجروحین و آسیب‌­دیدگان واقعه تروریستی آن حرم مطهر، همراه با عهدی از سوِیدای وجود با آن شهدا و با خدای عزوجّل بر پی‌گیری اطلاعاتی همه­ جانبه، دقیق و با تمام توان تا کشف و مجازات کلیّه­ عوامل این جنایت وحشیانه و حامیان آن­‌ها، در هر زمان و هر مکان که باشند، به استحضار ملّت شریف ایران می‌­رساند: در مورد ابعادی از اغتشاشات اخیر، پیش از این و طی بیانیه‌ا­ی تبیینی مورخ 8 مهرماه گذشته، اطلاعات و توضیحاتی ارائه شد. اینک با حصول اطلاعات متقن و جدید، همچنین با رفع محذورهای حفاظتی و امنیتی از بخش دیگری از اطلاعات موجود، توضیحات بیشتری را به آگاهی مردم سربلند ایران اسلامی می‌­رساند و در این راستا، پیشاپیش توضیح سه نکته را ضروری می‌داند:

نخست) در بیانیه­ حاضر، اتقان داده‌­ها و مستند بودن آن‌­ها مورد تأکید ویژه‌ای بوده است. بنابراین نهایت تلاش به­ کار رفته تا اطلاعاتِ حاصله از روش­‌های مختلف اطلاعاتی در این­جا عرضه شوند.

 دوم) بر اساس اطلاعات موجود، محرز شده است که زمینه‌­سازی، مقدمه­ چینی و نیز بخش مهمی از عملّیات اجرایی آشوب‌­های اخیر توسط سرویس‌­های جاسوسی بیگانه در قالب بسته‌ای طراحی و به ­واسطه برخی گروه­‌ها و شبکه­‌های مرتبط با آن­‌ها به روش‌­های مختلف درون کشور پیاده­‌سازی شده است؛ از سوی دیگر واقعیت مهم دیگری نیز وجود دارد مبنی بر این­که این سرویس­‌ها در عملّیات اخیر خود تلاش کرده‌­اند از بسترها و زمینه‌­های برخی نارضایتی‌های موجود در جامعه سوء استفاده کرده و حتی­‌المقدور پروژه­‌های اطلاعاتی خود را بر سوء استفاده از این بسترها و زمینه­‌ها استوار سازند.

سوم) رصدهای دقیق و مستمر اطلاعاتی در بیش از یک­سال گذشته، همچنین مستندات موجود از مقطع اغتشاشات اخیر و نیز اطلاعات به­ دست آمده از سناریوهای دشمن برای مقطع پسا بحران، مصادیق فراوان و استنادات غیرقابل انکاری از نقش‌­آفرینی همه جانبه­ رژیم تروریستی آمریکا در طراحی، اجرا و استمرار غائله مذکور دارد. بنابراین تمرکز مبنایی بیانیه­ حاضر بر نقش رژیم مافیایی آمریکا، هم­‌پیمانان و پیاده نظام­شان در اغتشاشات اخیر کشور، در سه مقطعِ پیش، حین و پسا آشوب‌­های کشورمان می‌­باشد.

بخش اول) مرحله­ پیش از آشوب

رژیم سفاک آمریکا در وقایع اخیر با مستمسک قرار دادن ماجرایی دردناک و پیش از اعلام نتایج تحقیقات (درگذشت مرحومه امینی)، با نوعی شعف و خرسندیِ پنهان ناشدنی که در کلیه­ سخنان و موضع­گیری­های مقامات آن رژیم موج می­‌زد، یک پروژه­ از پیش طراحی و آماده شده (و حتی چند نوبت به تعویق افتاده) را آغاز کرد. بدیهی است که رژیم آمریکا اساساً نسبت به رویدادهای جهان نگاهی ابزاری و سوء­استفاده­‌گر دارد. این در حالی است که آن رژیم در خصوص رویدادی عمدی، قطعی، دردناک، آشکار و ضدحقوق­بشری همچون قتل فجیع و مُثله­‌کردن وحشتناک جمال خاشقچی که به اذعان خودشان اقدامی تعمدی از سوی رژیم بَدَوی آل سعود بود و به وحشیانه­‌ترین شکل ممکن روی داد، بسیار آسان و سریع از کنار آن گذر کرد. همچنین است موضع آن رژیم در قبال قتل عمد (و نه فوت ناگهانی) خانم شیرین ابوعاقله توسط صهیونیست­‌های خون­خوار، که با بی­تفاوتی کامل دولت تروریست­پَرور آمریکا مواجه شد. از همین قبیل است قتل­‌های وحشیانه­ رنگین پوستان آمریکا توسط پلیس نژادپرست آن رژیم که روزانه به چندین جنایت منجر می‌­شود و تنها تعدادی از آن­‌ها که تصویربرداری شده­اند، به اطلاع عموم می‌­رساند.

مستندات اطلاعاتی موجود نشان می­‌دهند سرویس جاسوسی سیا (C.I.A) با همکاری سرویس­های جاسوسی هم پیمان و نیابتی­های مُرتجع، پیش از آغاز آشوب‌­ها، به شیوه‌هایی که اشاره خواهد شد برای راه‌­اندازی یک غائله­ی سراسری در ایران با هدف ارتکاب جنایت علیه ملّت بزرگ ایران و تمامیت ارضی کشور و نیز زمینه‌سازی برای تشدید فشارهای خارجی، طراحی مبسوطی به‌عمل آورده بود. طبق اطلاعات موجود نقش اصلی را در این میان آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (C.I.A) بعهده داشت و از همکاری نزدیک سرویس اطلاعات خارجی انگلیس خبیث، سرویس اطلاعات خارجی رژیم کودک­‌کش صهیونیستی (موساد) و سرویس اطلاعات خارجی اَشرافیت بَدَوی آل سعود و چند کشور دیگر برخوردار بود. اطلاعات معتبری در اختیار است که برنامه­‌ریزی و اجرای عملّیاتی بخش عمده­ آشوب­‌ها توسط سرویس موساد با همکاری شقی­‌ترین گروهک­‌های تروریستی صورت گرفته است.

شایان ذکر است که پیش از حادثه­ اخیر و از سال گذشته، ائتلاف مذکور، موضوعات و مناسبت‌­های دیگری را برای آغاز آشوب­‌ها طراحی کرده بودند که با الطاف حضرت احدیت و تلاش‌های سربازان گمنام امام زمان (عج) و جامعه­ اطلاعاتی پرافتخار کشور خنثی شده بودند؛ مقاطعی همچون سالگرد برخی وقایع سال­‌های گذشته، مقطع اجرای طرح بزرگ و ملّی مردمی­‌سازی یارانه‌­ها در اوایل سال جاری، و پروژه­ی آمریکایی کشف حجاب در 21 تیرماه گذشته و …

اما برخی اقدامات سرویس‌­های جاسوسی فوق­‌الاشاره برای زمینه­‌سازی آشوب­‌ها به شرح ذیل بوده است:

1- تأسیس شبکه­ «سازمان­‌های هم‌دستان»

      دولت تروریستی آمریکا پس از ناامیدی از مقابله با ملّت بزرگ ایران در عرصه­‌های نظامی و تحریم­‌های ظالمانه و غیر انسانی، در سال­‌های اخیر با بکارگیری شبکه­یی خبیث از سازمان­‌های موسوم به هم‌دستان(1) برای شبکه‌­سازی و نفوذ در بخش‌­های اجتماعی سرمایه­گذاری نموده است. سازمان­‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا در پوشش فعالیت‌­های حقوق بشری و ترویج دموکراسی، با اختصاص میلیاردها دلار بودجه در سال تلاش کردند عناصر مستعد را شناسایی و به شبکه‌­های همسو و غرب‌گرا متصل نمایند. این شبکه‌ نفوذی به عنوان پیاده نظام تغییرات اجتماعی، وظیفه ایجاد مطالبات کاذب، انحراف در مطالبات مردمی و تحریک عمومی برای ایجاد نارضایتی را برعهده دارند.

در سال­‌های اخیر بخش‌­هایی از این شبکه در سطوح و اصناف مختلف شناسایی و با همکاری جامعه اطلاعاتی کشور مورد برخورد قرار گرفتند. با ضربه به زنجیره تأمین مالی و شناسایی عناصر این شبکه­ نفوذی در رسانه‌ها و سایر بخش‌­ها، پروژه محوری دولت دژخیم آمریکا در دولت ترامپ برای ایجاد اعتراضات گسترده با شکست روبرو شد. با این حال دشمن طی ماه­‌های اخیر با صرف بودجه­ مضاعف و به­‌کارگیری روش‌­های متنوع تلاش نمود تا مجدداً زمینه شکل­‌گیری اغتشاش­‌ها را فراهم نماید.

 2– مصادیق تلاش آمریکایی‌­ها برای شکل­‌گیری و بحران‌­سازی در حوزه­‌های فرهنگی و اجتماعی:

1/2- برگزاری نشست حقوق بشر اسلو

این نشست سوم تا پنجم خرداد ماه سال جاری با حمایت دولت آمریکا و مؤسسات صهیونیستی در اسلو نروژ برگزار گردید. مهم‌ترین هدف این نشست، گستراندن پوشش به اصطلاح پشتیبانی از کمپین­‌های موسوم به «حمایت از حقوق زنان و اقلیت­ها در ایران» و ایجاد همگرایی بین این قبیل عناصر در ایران و افغانستان بوده است. منجمله در مذاکرات پنهان مقامات سیا در حاشیه این اجلاس با یکی از زنان مزدور (که از سخنرانان این نشست بود)، علاوه بر موضوع زنان، به لزوم بهره­‌برداری از هر حادثه­‌ای من­ جمله حادثه متروپل آبادان برای شکل‌­گیری اعتراضات گسترده تأکید می‌­نمایند! و البته آن عنصر ضدانقلاب پس از دریافت دستور از مقامات سازمان سیا در این زمینه بسیار تلاش کرد و تا مدت‌‍­ها سوءاستفاده از حادثه­ غمبار برج متروپل آبادان را در دستور کار خود داشت.

2/2- القای بحران کارآمدی

عوامل آمریکایی پس از حادثه ناگوار هواپیمای اوکراینی و نیز پس از واقعه متروپل آبادان، به عوامل رسانه­یی خود تأکید داشتند از هر چالش و مشکلی برای القای بحران کارآمدی و استنتاج عدم مشروعیت نظام در عرصه­ی داخلی و بین­المللی استفاده نمایند. این خط ابلاغی عیناً، هم در نارسانه‌های آمریکایی- انگلیسی- سعودی و نظایر آن­ها و هم در آشوب­های اخیر از دنباله­روان آن بلندگوها به کرات تکرار شد.

3/2- مطالبه سازی کاذب؛ با هدف پنهان کردن تأثیر تحریم­‌های ظالمانه

آمریکایی‌­ها با استفاده از شبکه نفوذی خود که بعضاً از عناصر تأثیرگذار اجتماعی بودند؛ تلاش کردند با مطالبه­‌سازی کاذب در حوزه­های فرهنگی و اجتماعی، تأثیر تحریم­‌ها بر زندگی مردم و کمبودهای موجود را به ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران منتسب نمایند. اطلاعات پنهان موجود نشان از طراحی موازی توسط مافیای رسمی آمریکایی دارد. از یک سو اعمال شدیدترین تحریم­‌های وحشیانه علیه ملّت ایران و از سوی دیگر ابلاغ به رسانه‌­های وابسته که برای کمبودها و مشکلاتِ مردم اشک تمساح بریزند و هر مشکل و کاستی پدید آمده را به کارگزاران نظام نسبت دهند و البته، هر جا صحبت از تعدیل تحریم­‌ها کنند، آن­را صرفاً در تقویت دسترسی به شبکه­‌های اجتماعی آمریکایی در فضای مجازی تعریف نمایند!

4/2- تمرکز بر اقشار به اصطلاح به حاشیه رانده شده

پس از اعتراضات سال 98، آمریکایی‌­ها بر ایجاد نارضایتی و تحریک اقشاری که «به حاشیه رانده شده» می‌خوانند، تمرکز بیشتری کردند. عوامل آمریکایی ده‌­ها پروژه که اسناد محرمانه آن کشف شده است در این زمینه طراحی نمودند تا به نوعی ظرفیت اقشار آسیب‌­پذیر را برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بکارگیری نمایند.

 3- دوره‌­های آموزش جنگ‌­های ترکیبی و براندازی نرم

 در بیانیه­ تبیینی مورخ 8 مهرماه گذشته اشاره شد که سرویس‌­های جاسوسی غربی و صهیونیستی دوره­های «آموزش مربیان جنگ­های ترکیبی» برای تعداد قابل توجهی از عناصر مرتبط و از پیش نشان شده برگزار و به آن‌ها مأموریت داده‌­اند که آموخته­‌ها را به دیگران منتقل و بر مبنای آن‌­ها به­ صورت تشکیلاتی عمل نمایند.

اکنون اضافه می­‌شود که رصد دقیق اطلاعاتی تحرکات مؤسسات همکار ستاد نفوذ حریف در فضای حقیقی و مجازی نشان از برنامه‌­ریزی جدی و مستمر با هدفِ تأثیرگذاری در لایه‌­های مختلف اجتماعی به ­ویژه در حوزه­‌های مربوط به زنان می‌باشد. مأمورین رژیم دژخیم آمریکا با برنامه‌­های به ­اصطلاح «توسعه دمکراسی و آزادی» تحت پروژه‌­های گوناگونی نظیر (2)POMED و (3)NERD و نظایر آن­‌ها، پیاده نظام اجاره­یی خود را تأمین مالی می­‌کنند، آموزش اقسام جنگ شهری و تکنیک­‌های شورش اجتماعی می‌­دهند، اراذل و اوباش را شناسایی و سازماندهی کرده و به جان مردم و اموال آن‌­ها می­‌اندازند و از سوی دیگر توسط عوامل خود یا افرادِ غافل، هر آن­ کس که سناریوی فوق‌­الذکر را کشف کند و آشکار نماید یا حتی مورد اشاره قرار دهد، بلافاصله به «توهم توطئه» منتسب می‌­سازند. تا آن­جا که شوربختانه، برخی خواص نیز به­ صورت آگاه یا ناآگاه گرفتار این دام شده و با جماعت پیش‌گفته هم­نوا می­شوند!

شایان ذکر است؛ مرکز فرماندهی و هدایت اقدامات آمریکا در عرصه­ نفوذ و جریان‌­سازی، ضمن استقرار در وزارت امور خارجه‌ی آن کشور، از اطلاعات و ظرفیت سایر دستگاه­های دولتی و اطلاعاتی جهت اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران بهره‌­برداری می‌­نماید. آمریکایی‌­ها به منظور جذب افراد مورد نظر خود، شبکه‌­سازی از آن­‌ها و انتقال ایده­‌های مبتنی بر ایجاد تغییرات اجتماعی در چارچوب اهداف پیش‌گفته، دوره‌های آموزشی متعددی را در کشورهای ثالث و بعضاً به­ صورت برخط برگزار نموده‌­اند. موضوع حائز اهمیت آن است که غالباً هماهنگی­های مربوط به حضور عناصر تحت آموزش در کشورهای ثالث توسط افراد و سازمان­های مُجری، از طریق دفاتر و نمایندگی­های وزارت امور خارجه رژیم مافیایی آمریکا صورت می­‌گیرد.

اطلاعاتِ معتبر موجود پیرامون برخی دیگر از ابعاد این دوره‌­ها به­ شرح ذیل است:

1/3- متولی دوره­های مذکور وزارت خارجه آمریکا می­‌باشد که از حمایت کامل سرویس جاسوسی C.I.A و تعداد معتنابهی از مؤسسات، بنیادها، دانشگاه‌­ها و اندیشکده­‌های به اصطلاح غیردولتی استفاده می‌­نماید. اطلاعات موثق حاکی است که رژیم غاصب صهیونیستی و تعدادی از کشورهای اروپایی، جملگی ذیل هدایت سیا با این پروژه همکاری می‌­نمایند.

2/3- مفاد دوره‌­ها در فشرده‌­ترین تعبیر در چارچوب مؤلفه­‌های «جنگ ترکیبی و براندازی نرم» تعریف می‌شود. ذیل این راهبرد، سرفصل‌­هایی با اسامی و عناوین موجه و غالباً انسان‌­دوستانه اما در عمل پی­جوی راهبردها و خط­ مشی دولت و دستگاه­های اطلاعاتی آمریکا می­‌باشند؛ همچون: شبکه‌سازی و کمپین­سازی در موضوعات گوناگون و از عناصر مختلف، توانمندسازی زنان، تولید بهانه­‌های حقوق بشری علیه ایران و گزارش به مبادی تعیین شده، توانمندسازی سندیکاهای تحت امر، آموزش وجوه مختلف نافرمانی مدنی، پرورش رهبران جوانِ گوش به فرمان، کنشگری به‌اصطلاح مدنی، خبرنگاری و خبرسازی در دوره بحران، کنشگری در توسعه اجتماعی و مدنی، آموزش جنبش‌­های آنلاین، آموزش امنیت ارتباطات در فضای مجازی، دوره‌­های آموزش وکالت رایگان برای حمایت از همکاران پروژه­های آمریکایی، دوره آموزش­های حمایتی از حقوق گروه‌های منحرف جنسی، آموزش روند مدیریت فرآیند مطالبه برای تغییر قوانین، راه­‌اندازی کلینیک‌­های حقوقی با هدف القای ناکارآمدی دستگاه قضایی، تعریف اقشار و نقش­‌ها برای فعالین مدنی در چارچوب کودتاهای رنگین و پشتیبانی از اغتشاشگران خیابانی، ترویج شهروند خبرنگاری مورد نیاز آمریکا، شبکه‌­سازی از عناصر مشهور، همسو و تأثیرگذار اجتماعی و…

3/3- محل برگزاری دوره­‌های آموزشی تاکنون کشورهایی همچون ترکیه، امارات، هلند، ارمنستان، گرجستان، مالزی، اندونزی، تایلند، جمهوری چک، آفریقای جنوبی، ایتالیا، جزیره سیشل (در اقیانوس هند) بوده که با آگاهی یا بدون آگاهی دولت­‌های مذکور تشکیل داده­‌اند. همچنان­ که ملاحظه می­‌شود محل برگزاری دوره­‌ها غالباً کشورهایی است که برای سفر اتباع ایرانی نیازمند ویزا نباشند و در مواردی که ویزا لازم باشد، با حمایت نمایندگی‌­های آمریکا و تحت پوشش ویزاهای توریستی یا علمی اقدام می‌­شود.

4/3- تعدادی از سازمان‌­های برگزار کننده دوره­‌ها تحت عناوین واقعی یا جعلی همچون اتحاد برای ایران، عدالت برای ایران، آیرکس، خانه­ آزادی، اِسمال مدیا، بنیاد سیامک پورزند، ائتلاف ایمپکت ایران، توانا تک، بنیاد عبدالرحمن برومند، کانون مدافعان حقوق بشر (به سرکردگی شیرین عبادی)، مؤسسه­ یلدا و افراد ایرانی خودفروختهی شناسایی شده و عناصر آمریکایی اطلاعاتی، نظامی و سیاسی بوده‌­اند. مؤسسات و افراد پیش‌گفته هر کدام بر یک قشر و صنف و جنسیّت تمرکز دارند.

5/3- هزینه­ دوره­‌ها اعم از بلیط رفت و برگشت به کشور هدف، هزینه هتل محل اقامت، غذا و برنامه‌­های تفریح و سرگرمی و هدایا توسط برگزارکنندگان دوره‌­ها پرداخت می‌­شود. مثلاً هزینه­ دوره­ی آموزشی چند روزه­ برگزار شده در کشور گرجستان توسط عنصر آواره و عضو فراکسیون اصلاحات در مجلس ششم، فاطمه حقیقت جو پرداخت شده است! (به عبارت دقیق‌تر او صرفاً مأمور پرداخت از طرف کارفرمای آمریکایی بوده است)

6/3- گرچه این دوره‌­ها بیش از هر کشوری علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شوند. اما طبق اطلاعات موجود، حسب ضرورت (از نظر رژیم آمریکا) و در مواردی که قصد مُجاب­‌سازی کشورهای دیگر را داشته باشند، از روش­‌های مشابه علیه آن‌­ها استفاده می­‌نمایند که تعدادی از مصادیق، در تبادلات اطلاعاتی با برخی از کشورها، به اطلاع آن‌­ها رسیده و از این پس نیز حسب مورد به اطلاع آن‌­ها خواهد رسید.

7/3- با توجه به حضور منابع اطلاعاتی ما در تعدادی از دوره‌­های فوق‌­الاشاره لذا مفاد آموزشی دوره­های مذکور و عناصر شرکت کننده در آن‌­ها در اختیار بوده و بنا به ضرورت تعدادی از شرکت کنندگان بازداشت، تعدادی از آن‌­ها جلب همکاری و عده­یی دیگر تحت نظر سربازان گمنام امام زمان (عج) می‌­باشند و از ارتباطات آن­‌ها با مراکز موردنظر برای حفظ اشراف اطلاعاتی استفاده می‌شود.

8/3- ردّ اطلاعاتی و عملّیاتی تعدادی از عناصر مذکور در اغتشاشات اخیر و پیش از آن نیز مشاهده و حسب مورد اقدام مقتضی به­عمل آمده است. به ­عنوان مثال انتشار اولین عکس از مرحومه امینی روی تخت بیمارستان توسط «ن.ح» صورت گرفت که از آموزش­دیدگان همین دوره­ها در خارج از کشور بود.

او با استفاده از پوشش خبرنگاری از اولین افرادی بود که در بیمارستان حضور و استقرار یافته، به تحریک بستگان متوفی و ارسال اخبار جهت‌­دار پرداخت. همچنین است اقدامات «الف.م» که با استفاده از همان پوشش با حضور فوری در شهرستان سقز، به تحریک اطرافیان مرحومه، کارگردانی برخی صحنه‌­ها و انعکاس اخبار و تصاویر جهت­‌دار از مراسم تشییع، تدفین و تجمعاتِ شکل­گرفته در آن شهر به ایفای مأموریت پرداخت. این فرد نیز آموزش‌­دیده­ دوره‌­های رژیم مافیایی آمریکا در کشورهای خارجی است؛ ضمن آن­که هر دو نفر نقش منابع اولیه­ خبرسازی برای رسانه‌­های بیگانه را ایفا کرده­اند.

در این­جا و به ­عنوان نمونه‌ای از کارکرد این مؤسسات و دوره­‌های آموزشی، اشاره‌ایی به اظهارات صریح مدیر مؤسسه اعانه­ ملّی برای دموکراسی می‌­شود که بیانگر کارکرد اصلی و پشت پرده آن‌­ها می­‌باشد. وی می‌­گوید: «کاری که 25 سال قبل سازمان C.I.A به­صورت پنهانی و با جاسوسی انجام می‌­داد، امروز ما از طریق مؤسسات و در بستر آموزش انجام می‌­دهیم!».

4 – نقش اندیشکده­‌ها و مؤسسات آمریکایی و غربی

طی ماه­‌های گذشته، اندیشکده­‌ها و مؤسسات آمریکایی- صهیونیستی و غربی به نظریه­‌پردازی و انگاره‌­سازی پیرامون نقش زنان در حوادث پیش روی ایران پرداخته­اند و این مبانی در محتویات محصولات آنان گفتمان سازی شده است. این اندیشکده­‌ها به مثابه مغز متفکر جریان تحریف، با بزرگ‌­نمایی یا کوچک‌­نمایی هدف­دار وقایع در قالب توصیه‌­نامه‌­هایی که به دستور کار فرمایان خود ارائه ­می­‌دهند، بر حجم توهمات مقامات رسمی آمریکا نسبت به ماهیت وقایع می‌­افزایند. به­‌عنوان نمونه به یکی از القائات اندیشکده­ میدل ایست (4)(MEI) اشاره می­‌شود. این  اندیشکده در تاریخ 17 اسفند 1400 آورده است: «در شرایط کنونی ایران، جریانات مختلف سیاسی، از سوسیالیست‌­ها گرفته تا لیبرال­‌ها و از سلطنت‌­طلب­ها تا جمهوری خواهان، همگی با یکدیگر همکاری می­‌کنند تا جایگزینی جدی برای جمهوری اسلامی ایجاد نمایند و زنان نقش اصلی را در این تلاش ایفا می‌کنند.»

اما غالباً مأموریت این اندیشکده‌­ها با گذر از پوشش گفتمان‌­سازی و ارائه­ توصیه­‌نامه، با یک یا چند واسطه وارد حوزه‌­های جنگ خیابانی می‌­شوند. نمونه آن بنیاد ملّی برای دفاع از دموکراسی‌ها (5)(FDD) است؛ تشکیلاتی با وابستگی به دولت‌های صهیونیستی و ایالات متحده که دارای ارتباط گسترده با افسران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و سرویس‌­های رژیم غاصب است. این تشکیلات کاملاً اطلاعاتی عمل می­‌کند و تمرکز ویژه­‌ایی بر جمهوری اسلامی تحت عنوان «پروژه ایران» دارد.

اطلاعات کاملاً معتبری که اخیراً بدست آمده حاکی است که این تشکیلات ماه­‌ها پیش از اغتشاشات اخیر، در حال فراهم آوردن تمهیداتی برای آن بوده است. از نگاه طراحان آمریکایی-صهیونیستی این پروژه، اولاً جنبش‌­ها موفق نخواهند بود مگر این­که با خشونت همراه باشند. ثانیاً به پیاده نظامی نیاز است که هیچ خط قرمزی نداشته و حاضر باشند دست به هر کاری بزنند. من­جمله اقداماتی که به عوامل مرتبط ابلاغ کرده‌­اند، توهین به ائمه معصومین (علیهم‌­السلام) و آتش زدن مسجد و قرآن، قتل مأمورین نظامی امنیتی و انتظامی، حمله به پاسگاه‌­ها و مقرهای نظامی و انتظامی، حمله به روحانیت و… می‌­باشد. اما علاوه بر تشکیلات FDD، ده‌­ها مؤسسه­ پوششی آمریکایی و پروژه­های متعدد دیگر تحت عناوین مختلف در حال فعالیت علیه ایران اسلامی می‌­باشند. از قبیل:

1- مؤسسه اعانه ملّی برای دموکراسی و نهادهای وابسته نظیر مؤسسه دموکراتیک ملّی و مؤسسه بین‌­المللی جمهوری خواهی

2- مرکز آمریکایی برای همبستگی کارگران

3- بنیاد جامعه باز

4- خانه آزادی

5- صندوق ژرمن مارشال آمریکا

6- بنیاد دموکراسی در ایران

7- مرکز بین­‌المللی برای انتقال دموکراسی

5– زنجیره‌­های ارتباط مالی سرشبکه‌­های خارجی با مزدوران داخلی

انتقال و توزیع پول بیگانگان بین عوامل مزدبگیر داخلی که متولی پروژه‌­های نفوذ هستند به روش‌های مختلف و متنوعی صورت می­‌گیرد. تاکنون شیوه­‌های گوناگونی کشف و عوامل متعددی بازداشت شده‌­اند. به ­عنوان مثال اخیراً شبکه­‌ایی شناسایی و بازداشت شد که از «روش تهاتر» با افراد ایرانی متردد به خارج از کشور، همچون دانشجویان و فعالین حوزه­ ساخت و ساز مسکن سوء استفاده می­‌کرد. در این شیوه، عامل اصلی یا کارگزار وی در یکی از کشورهای همسایه، افراد نیازمند ارز خارجی در کشور مقصد را شناسایی کرده، مبلغ مورد نیاز آن­ها به ­همراه پورسانت همکاری را تأمین نموده و از آنان می­‌خواستند وجه را پس از بازگشت به کشور به حساب تعیین شده (حساب پیاده نظام آمریکا) واریز کنند.

در شیوه­ دیگر، انباشت یا سود برخی از وجوه سرمایه­‌گذاری شده در بسترهایی همچون کارگاه­های خرد، مجموعه‌­های مرتبط با بازاریابی شبکه‌ایی داخلی، سوءاستفاده از رمزارزها، بهره­‌گیری از صرافی­های غیرمجاز و … را به پروژه‌­های آمریکایی‌­ها در داخل کشور تزریق می­‌نمودند. با این شیوه­‌ها عملاً مبدأ و مقصد وجوه پروژه‌­های نفوذ، مخفی شده و کار شناسایی آن دشوار می‌­شد. اما به رغم اقدامات عوامل CIA برای پیچیده سازی ابعاد انتقال وجه به داخل، ردیابی اطلاعاتی – مالی چند لایه در مورد واریزکنندگان و دریافت­کنندگان وجوه مربوط به پروژه­‌ها انجام و نهایتاً تبادلات مالی و اطلاعاتی شبکه‌­های یاد شده شناسایی و عوامل آن بازداشت شدند.

6- شناسایی و سازمان­دهی شبکه­ اراذل و اوباش

سرویس‌­های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال‌­های گذشته از طریق شناسایی اراذل و اوباش متردد به خارج از کشور در مراکز قمار و فساد و فحشاء و ارتباط‌­گیری بعدی با آن­‌ها در داخل کشور، تلاش‌­های گسترده‌ایی برای تزریق پول و امکانات، مسلح کردن آن­‌ها به سلاح گرم و انواع دیگر تجهیزات، ارائه آموزش به طرق مختلف به منظور توانمند کردن آنان برای عملّیات خرابکارانه علیه مراکز و تأسیسات مهم، راه‌­اندازی آشوب و تولید خشونت علیه مردم عادی و همچنین نیروهای انتظامی و بسیج به عمل آورده‌­اند. متأسفانه حضور پرحجم و اقدامات مجرمانه اراذل و اوباش و نو پدیدها درآشوب­‌های اخیر کاملاً مشهود و حکایت از سازماندهی قبلی داشت. اما پیش از آشوب­ اخیر، حضور اراذل و اوباش در چندین طرح ترور، عملّیات ایذایی، خرابکاری، تهدید و ایجاد وحشت، احراز شده بود که در جملگی موارد به استخدام صهیونیست­ها، آمریکایی‌­ها یا گروهک منافقین درآمده بودند و تعداد قابل توجه از آن‌­ها بازداشت و بعضاً اعترافات آن­ها از صدا و سیما پخش گردید. (همچون مستندهای وفا و لات مجازی که از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید).

7 – سندیکا سازی و پیوند آن­ها به یکدیگر

یکی از محورهای اصلی تحرکات زمینه­‌ساز سرویس‌­های اطلاعاتی دشمن برای وقوع آشوب در کشور، تلاش برای تأثیرگذاری بر اقشار شریفی همچون معلمان، کارگران و دانشجویان از طریق ایجاد گروه‌­های جعلی و آلوده و رهبر سازی برای سوءاستفاده این طبقات بوده که هوشیاری، میهن دوستی و احساس مسئولیت مثال‌زدنی این اقشار ارجمند موجب خنثی‌­سازی توطئه‌­های بیگانه شده است. مأموران اطلاعاتی و امنیّتی کشور بر بسیاری از ابعاد آن قبیل تحرکات اشراف داشته و در مواردی مشارکت مستقیم اتباع بیگانه و مرتبط با سرویس‌­های اطلاعاتی کشورهای اروپایی را در این باره مورد ضربه قرار داده و نتیجه را به استحضار مردم شریف ایران رسانده‌­اند (من‌جمله مستند «داستان یک مأموریت» مربوط به اقدامات مجرمانه­ دو مأمور فرانسوی که اخیراً از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد).

 8 – تشدید و ترکیب سیاست فشار حداکثری ترامپ توسط بایدن

دولت کنونی آمریکا علی‌رغم ادعای تغییر راهبرد نسبت به دولت قبلی، عملاً در ادامه مسیر فشار حداکثری ترامپ و با توجه به شکست آن خط مشی، به تصریح خود مقامات آمریکایی، حوزه‌های نوینی به آن افزوده است؛ من‌جمله با حفظ سیاست فشار حداکثری تحریمی، حوزه تأثیرگذاری در درون کشور، قطبی­سازی و تلاش برای از بین بردن بافت اجتماعی قدرتمند مردم ایران را هدف قرار داده است. در این راستا، دولت آمریکا که سابقه کودتاهای ننگین نظامی در ایران را دارد، منابع برنامه­‌هایی را که در لفّافه­ عناوین پرزرق و برقی چون توسعه دموکراسی و مقابله با تروریسم پیچیده شده افزایش داده و درخواست ارتقای آن را برای سال مالی 2023 در موضوع ایران دارد. این برنامه اساساً معطوف به بی­ثبات سازی محیط امنیتی داخل کشور، توسعه نفرت و خشونت و ایجاد ناامنی روانی در جامعه ایران است. در این راستا علاوه بر تقویت و توسعه ساختاری و مالی بخش ویژه در واحد (6)NCS در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، بودجه و منابع انسانی حوزه‌­های شبه مدنی در وزارت خارجه در موضوع ایران مانند دفتر اطلاعات و تحقیق، دفتر امنیت بین الملل، دفتر مبارزه با تروریسم و دفتر امور خاور نزدیک را افزایش داده است که در واقع منابع مالی لایه میانی مذکور را تأمین کرده­اند که در ادامه به برخی از این بودجه‌­ها اشاره خواهد شد.

9- حمایت از گروهک­های تروریستی و تلاش برای ائتلاف آن­ها!

دولت تروریست ایالات متحده در ادوار و دولت‌­های مختلف خود سابقه­ رسوای حمایت از  خون­خوارترین گروهک‌­های تروریستی را داشته و دارد. از آن جمله است تضاد رفتاری شگفت‌­انگیز از مرحله­ی قرار دادن نام جانیانِ آلبانی­نشین در لیست سیاه تروریستی تا خارج کردن اسم جنایتکاران منافق از آن لیست، حمایت مادی و معنوی از آن­ها، تا حضور بلند پایگان رژیم مافیایی در اجلاسیه های نمایشی منافقین! مِنجمله حضور افرادی همچون جان بولتون، پمپئو و مایک پنس (مشاور امنیت ملّی اسبق رژیم، رئیس سازمان سیا و وزیر خارجه سابق و معاون اول رئیس جمهور سابق رژیم دژخیم آمریکا) و تعداد فراوانی نماینده کنگره و سناتور آمریکایی در مقر گروهک تروریستی منافقین در سال‌­های گذشته. برای سال جاری نیز از رئیس جمهور سابق و قاتل سردار بزرگ جهان اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی برای حضور در جمع کفتارهای آن گروهک دعوت شده بود که بنا به گفته اعضای گروهک منافقین، برخی حوادثِ روی داده در آستانه مراسم آن­‌ها در کشور آلبانی و احتمال وجود تهدید جدی به جان آن قاتل، حضور وی (ترامپ) در آن مراسم منتفی و اصولاً برگزاری مراسم مورد نظر آن‌­ها لغو گردید!

از همین سنخ است تماس آمریکایی ها با گروهک جنایت پیشه و شخص عبدالمالک ریگی معدوم در گذشته تا ارتباطات این روزها با گروهک های مختلف تروریستی که نام اقوام شریف ایرانیِ کُرد، تُرک، عرب و بلوچ را بر خود می­‌نهند اما جملگی آن گروهک ها، دشمنان آن اقوامِ عزیزِ غیورِ گرامی بوده و تجزیه­طلبانی هستند که مأموریت آمریکا و اذنابش را دنبال می‌­کنند.

 بخش دوم) مرحله حین آشوب­‌ها

در بخش اول به اختصار بخشی از تمهیداتِ ائتلاف شیطان بزرگ برای آماده­‌سازی قبلی و زدن جرقه­ آشوب‌­ها مورد اشاره قرار گرفت. در این بخش نیز صرفاً به گوشه­‌ایی دیگر از خباثت‌­های آن ائتلاف و البته در حدّی که ملاحظات امنیتی اجازه می­‌دهند، اشاره می­‌شود. شاید در آینده با کاهش محذورهای مذکور تشریح مبسوطی از برنامه­‌های حریف به­ عمل آید:

1- بودجه­ ویژه فضای سایبر در زمان آشوب­

طبق اطلاعات کاملاً موثق، سازمان CIA علاوه بر بودجه سالیانه­ اختصاص داده شده برای سازمان­های سابق‌الاشاره­، اخیراً و پس از آغاز آشوب­‌ها در ایران، بودجه کمکی معادل حدود 53 میلیون دلار دیگر، با ترک تشریفات اداری- مالی در دو مرحله به آن سازمان­‌ها اختصاص داده و توصیه کرده است که این بودجه در درجه اول برای امور به ­اصطلاح رسانه­‌ایی و تقویت ابزارهای اینترنتی به ­منظور حفظ ارتباط با آشوبگران هزینه شود!

2- اقدامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در حوزه­‌های فناوری و رسانه

در ماه­‌های گذشته اجرای عملّیات‌­های گسترده علیه امنیت روانی مردم ایران در قالب کمپین‌های گسترده سیاسی و اجتماعی، حوزه‌­ایی از تلاش‌­های سرویس اطلاعاتی آمریکا برای فشار بر مردم ایران بود. راه­‌اندازی جنگ اطلاعاتی و شناختی با عاملّیت نهادهای اطلاعاتی و نظامی مانند سیا، سایبرکام و سنتکام، امروز در خود آمریکا نیز هیاهو به راه انداخته است. به‌طوری‌که افشای بخش کوچکی از عملّیات فریب سایبری گسترده آمریکا علیه افکار عمومی ملّت ایران، باعث شد تا واکنش‌­های مقامات آمریکایی را برانگیزد و حتی پس از آن برخی رسانه‌­های آمریکایی تلاش کردند تا برای درزگیری از رسوایی بوجود آمده برای دولت آمریکا از سطح و گستره عملّیات‌­های ننگین انجام شده بکاهند، البته خود می‌­دانند که پرداختن بیشتر به این موضوع و افشای ابعاد بیشتر آن و نهایتاً اعتراف به شکست‌­های تحمیل شده، هزینه­‌های این سرویس‌­ها را به شدت افزایش خواهد داد.

ردیابی، شناسایی، ضربه و افشای چند صد هزار حساب کاربری قلابی فارسی زبان، که با توسل به اخبار جعلی و بزرگ‌­نمایی مشکلات و کوچک‌­نمایی دستاوردها، به ­طور ناشیانه‌ا­یی اقدام به تولید میلیون­‌ها پیام و محتوای گمراه کننده برای فریب مخاطبین فارسی زبان می کردند، ناکارآمدی توان عملّیاتی دست اندرکاران این پروژه‌­ها را به کارفرمایان آمریکایی خود اثبات کرد. هدف پنهانی این کمپین­ ها ترویج تنفر در جامعه ایرانی و ایجاد رفتارهای خشن قطبی بود. افزون بر این، تأمین مالی و شبکه­ سازی کنش­گران اجاره ­ای ضدانقلاب برای اجرای جنگ شناختی علیه مردم ایران از طریق آن­چه که «مرکز تعامل جهانی» (7)(GEC) نامیده ­اند، نمونه ­ای از فعالیت­ های ضربه خورده دیگر آمریکا در این حوزه بوده که تحت اشراف قرار گرفته است. آمریکایی­ ها در عرصه فناوری و فعالیت‌های رسان ه­ای با عنایت به افزایش اثرگذاری شبکه ­های اجتماعی و مرجعیت خبری آن ها، عملّیات ­های تأثیرگذاری و جنگ ترکیبی بزرگی علیه مردم مظلوم ایران در فضای سایبر به راه انداختند که ذیلاً مواردی به اختصار مورد اشاره قرار می ­گیرند:

1/2- توییتر

توییتر به دستور رژیم آمریکا، میدان نبرد و جنگ رسانه­‌یی علیه جمهوری اسلامی ایران را با نادیده گرفتن همه قوانین بین ­المللی و دستورالعمل‌های فنّی و حقوقی توییتر، به سود دشمنان ایران هموار کرد تا پیاده نظام اجاره‌­یی و ضدانقلاب خارج نشین به هدایت سرویس‌­های اطلاعاتی، و با ساختن هزاران کاربر جعلی (ربات) و انتشار اخبار هدفمند و دروغ، افکار عمومی را در ایران و جهان فریب دهند. بر اساس پایش توییتر فقط در بازه زمانی 20 شهریور 1401 تا 20 مهر 1401 بیش از پنجاه هزار کاربر جدید فارسی زبان با هویت­ های جعلی در توییتر ساخته شده است تا بر علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت کنند. این در حالی است که پیش از آن ماهانه حداکثر در حدود چهار هزار کاربر فارسی زبان در توییتر ایجاد می­ شده است. همچنین، توییتر با حداقل ده برابر کردن ظرفیت انتشار پیام برای هر کاربر در ساعت و لغو بسیاری محدودیت­ های دیگر، نهایت سعی خود در کمک به بزرگ‌­نمایی و برجسته‌­سازی اخبار جعلی و تشدید جنگ ترکیبی علیه جامعه فارسی زبان در سراسر جهان را اعمال کرد.

فراوانی این اقدامات موجب شد برخی جناح­ های سیاسی آمریکا نسبت به این موضوع احساس خطر کرده و در گزارش­ های متعدد مانند گزارش CNN با عنوان “کمپین دستکاری هماهنگ” به تخلفات توییتر از قوانین اعتراض نمایند!

2/2- اینستاگرام

در پرده‌ایی دیگر شرکت متا، مالک اینستاگرام و واتساپ نیز مشابه توییتر، تمام قوانین بین‌المللی و قوانین رسمی خود را در مقطع اغتشاشات ایران زیر پا گذاشت و با اقداماتی از قبیل دستکاری عمدی الگوریتم ­های هوش مصنوعی باعث شد اخبار جعلی، موارد نفرت افکنی و اقدامات خشونت ­آمیز با شدت بسیار زیاد برای جامعه ایرانی به صورت هدفمند منتشر شود. همچنین، این شرکت همانند توییتر به دستور سرویس اطلاعاتی آمریکا، با حمایت همه جانبه از صفحه ­های دروغ پراکن ضدانقلاب خارج نشین و مزدوران سعودی و با پر تعداد نشان دادن مخاطبین اخبار و اطلاعات این صفحات مانند صفحه­ رسمی نارسانه­ سفارشی کار موسوم به ایران اینترنشنال، سعی در ایجاد خطای محاسباتی در ذهن مخاطب ایرانی نمود.

اینستاگرام با برانگیختن احساسات جامعه ایرانی خصوصاً جوانان و نوجوانان سعی در ایجاد ناامیدی، بالا بردن سطح خشونت و ایجاد شکاف اجتماعی در لایه­ های مختلف جامعه داشت و با اجرای عملّیات تأثیرگذاری سایبری بر افکار عمومی، کاربران ایرانی این فضا را مورد حملات شناختی قرار داد. یکی از معروف ­ترین شگردهای این جنگ شناختی، «اجاره انسان رسانه ­ها» نام دارد. در این روش، دشمن برخی از حساب­های کاربری معروف در اینستاگرام و دیگر شبکه ­های اجتماعی آمریکایی مربوط به چهره­ های معروف (سلبریتی ها) که دارای دنبال ­کنندگان میلیونی هستند را برای مدتی اجاره می­کند و با انتشار اطلاعات جعلی یا جهت‌دار، از هویت آن چهره ­ها برای باورپذیری مخاطب سوء استفاده می­ کند. بر اساس اطلاعات موثق در اغتشاشات ایران برخی از انسان­ رسانه ­های مقیم آلمان و امارات حساب­ های کاربری خود را به­ طور کامل به عوامل شناخته شده سرویس اطلاعاتی آمریکا اجاره دادند!

جامعه فهیم ایرانی سانسور تصاویر سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی را در این شبکه­ های اجتماعی آمریکایی فراموش نکرده است و جای این سؤال وجود دارد که ابلاغیه مربوط به سانسور، محدودسازی و اجرای آن­ را کدام تشکیلات اطلاعاتی به این شرکت ها داده است و آن ها چه دلیل قانع کننده ­ای برای این رفتار دوگانه و حمایت همه ­جانبه از اغتشاشگران برای افکار عمومی جامعه ایرانی دارند؟

 3/2- استارلینک

اگر چه آزادی دسترسی به اینترنت یکی از شعارهای دروغین لیبرال دمکراسی غرب است و آن‌ها مدعی هستند که اینترنت آزاد باید در دسترس همگان باشد اما بسیاری از خدمات اینترنتی و نرم­افزارهای مفید برای جامعه جهانی و مردم ایران توسط دولت آمریکا مسدود شده است. این مدعیان دروغین آزادی با ارائه اینترنت­ های خارج از حاکمیت کشورها مثل استارلینک که طبق قوانین بین­المللی باید با نظارت و رضایت کشور میزبان ارائه شود، سعی در گسترش دیکتاتوری اینترنتی آمریکا را دارند. مصداق روشن این تضاد رفتاری علاوه بر موارد فوق ­الذکر، اقدام دولت آمریکا مبنی بر انسداد و محدودیت خدمات ­رسانی ابزارها و فناوری­ های ارتباطی و اینترنتی غیرآمریکایی در آمریکا می­ باشد.

کارگزاران دولت مافیایی آمریکا در اقدامی مداخله ­جویانه به شرکت استارلینک دستور دادند بدون رعایت ضوابط و مقررات بین­المللی و بدون دریافت مجوزهای لازم در ایران، برای دسترسی اغتشاشگران، اینترنت غیرقانونی ارائه دهد. همزمان سرویس ­های اطلاعاتی دشمن نیز ظرفیت ­های مختلف خود برای قاچاق تجهیزات غیرقانونی این شبکه به داخل کشور را فعال کردند.

4/2- حملات سایبری

حملات سایبری رژیم مافیایی آمریکا و دست پروردگان و مزدبگیران آن مقوله­ مبسوطی است که به بحثی جداگانه نیاز دارد. اما صرفاً به ­عنوان نمونه، به ده ­ها گروه­ هکری که وابستگی آنان به آمریکا محرز است می توان اشاره کرد که با حملاتِ هدفمند چه به­ صورت حملات منع سرویس (DDOS) و چه نفوذ و از کار انداختن خدمات و روش ­های دیگر تلاش داشتند تا ضرباتی بر روند عادی کشور وارد نمایند که با تدابیر اتخاذ شده، در بسیاری حملات، از شیطنت­ های آن­ ها پیشگیری به عمل آمد.

حمله به سامانه ­هایی که خدمات عمومی و مردمی ارائه می ­دهند، هدف مشخص و تعریف شده آن­‌هاست؛ چنان­که در حمله به سامانه­ی سوخت کشور در سال گذشته، حمله به سامانه ­های شهرداری تهران و حمله به سامانه‌های سرویس مدارس نشان دادند که ایجاد مزاحمت برای مردم هدف اصلی آن ­ها بوده است. در مقطع اغتشاشات نیز ده­ ها حمله­ هکری به سازمان­های خدمات­ دهنده به مردم به ­عمل آمد که با تدابیر دستگاه­ های ذی­ربط، خنثی شدند.

اقدامات رژیم دژخیم آمریکا در عرصه فن­آوری و رسانه به این چهار محور خلاصه نمی‌­شود و خباثت ­ها و مزاحمت­ های آن رژیم مقوله­ گسترده‌ا­­یی است که در فرصت مناسب به آن پرداخته خواهد شد.

3- حضور تیم سازمان سیا در مقر گروهک‌­های ضد انقلاب

در تاریخ 29/06/1401 تیمی از C.I.A با پوشش وزارت خارجه­ی آمریکا، با حضور در مقر گروهک تجزیه­طلب موسوم «به حزب دمکرات کردستان ایران» در شهر اربیل کردستان عراق با سرکرده­ آن گروهک بنام مصطفی هجری دیدار و گفت‌وگو کرد. تیم سازمان جاسوسی آمریکا ضمن تقدیر از ادغام دو جناح گروهک، از آن­ها می­خواهند که در اغتشاشات رخ داده در برخی شهرهای کردستان ایران، بیش از این ایفای نقش نمایند. در این نشست، طاهر محمودی، کمال کریمی، محمد نظیف قادری و محمد صالح قادری، سرکرده گروهک را همراهی می­‌کردند.

شایان ذکر است؛ که در گذشته نیز سازمان سیا، مصطفی هجری و عبدالله مهتدی (سرکرده­ی گروهک کومله) را به آمریکا فراخوانده و به آن­ها ابلاغ نموده بود که باید با یکدیگر ادغام شوند و الّا کمک­ های مالی و تسلیحاتی رژیم مافیایی آمریکا به هر دو گروهک قطع خواهد شد! در اجرای آن دستور و به ­عنوان گام اول، دو جناح انشعابی حزب منحله­ موسوم به دموکرات کردستان ایران در تابستان گذشته با یکدیگر ادغام شدند و در حال فراهم آوردن زمینه­ برای ادغام با گروهک کومله بودند که با افشاگری رسوا کننده­ وزارت اطلاعات پیرامون وابستگی کومله به رژیم کودک­‌کش صهیونیستی مواجه شدند (اطلاعیه­ پنجم مرداد ماه روابط عمومی وزارت اطلاعات و مستند «عملّیات بزرگ» که اخیراً از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد) و لذا مجبور به تعویق برنامه­ی دستوری ادغام دو گروهک خائن و وابسته به بیگانگان شدند.

4- دیدار تیم آمریکایی از مقر گروهک موسوم به پاک

در تاریخ 15/7/1401 هیئت سازمان جاسوسی آمریکا به‌صورت پنهان و در هتل دیوان اربیل با سرکرده­ی گروهک پاک به­نام حسین یزدان­پناه ملاقات و به بررسی آخرین وضعیت گروهک پس از موشکباران مقر آن توسط دلاورمردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پرداختند. آن ها به وی قول کمک ­های بیشتر و امید دادند تا زودتر اوضاع گروهک را ترمیم و به صحنه­ مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برگرداند. سپس تیم C.I.A برای دادن روحیه به گروهکِ درهم پاشیده، به همراه حسین یزدان­پناه و همسرش (هامِنو) از زخمی­های موشک‌باران فوق‌­الاشاره در بیمارستانی در اربیل عیادت کردند. همچنین کارشناسان نظامی همراه هیأت آمریکایی از محل اصابت موشک­های رزمندگان اسلام در مقرهای مختلف ضدانقلاب بازدید نمودند تا توان و دقت تخریب موشک­ های سپاهِ مقتدر اسلام را ارزیابی نمایند.

5- شبکه‌­های ماهواره­‌ایی سفارشی‌کار

جنگ رسانه‌ا­یی و تبلیغاتی که از قدیم یکی از مهم­ ترین ابزارهای استکبار جهانی برای استعمار و غارتگری و جنگ روانی و تحریف واقعیت­‌های جهان به نفع غارتگران و علیه ملل ستمدیده بود، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و با پیوستن بازماندگان رژیم ساقط شده­ پهلوی و فراریان گروهک­های تروریستی چپ و راست و منافق و فرقه‌­های منحرف و سایر فراریان سابقه­دار به جریان مسلّط رسانه­‌ایی صهیونیستی، صورت و سیرتی دیگر پیدا کرد. جریان سلطه ضمن فراهم آوردن به‌روزترین امکانات و تکنولوژی رسانه‌ا­یی (البته به­هزینه­ی گاو شیرده سعودی و امثالهم) و اِعمال فرماندهی واحد رسانه‌ا­یی بر آن­‌ها، به خط­‌دهی آمرانه و بهره‌­برداری استعمارگرانه از این نارسانه­‌ها پرداخت.

اگرچه جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ پرافتخار خود و به­ ویژه در مقاطع بروز برخی رویدادهای سال‌های گذشته همیشه با آوازه‌­گری­‌های مزوّرانه­ این نارسانه­ ها مواجه و با شیوه­ های آن­ ها آشنا بوده است؛ اما ‌بی‌شک در جریان اغتشاشات اخیر، «بزرگترین عملّیات تأثیرگذاری» و به عبارت دیگر «جنگ جهانی رسانه‌ایی» علیه ملّت سرافراز ایران طراحی و اجرا شد.

علاوه بر سوژه­ سازی از هر پدیده­ طبیعی و مصنوعی و آوازه‌­گری هم­نوای شبکه­های مُزدور فارسی زبان، موج سواری بر روی نارضایتی و خلق نارضایتی ­های سفارشی با جعل و روایت­ سازی دروغین از رویدادها، تبدیل نارضایتی به اعتراضات اجتماعی، دیگرگون نمودن اعتراضات اجتماعی به سیاسی، تغییر جهت آن­ها به اعتراضات ساختاری، و در نهایت تبدیل جملگی آن­ ها به اغتشاش و شورش و جنگ خیابانی و… این همان دستورالعملّی است که شبکه ­های مذکور در اغتشاشات اخیر دنبال کردند.

طرفه آن­ که شبکه­‌ایی همچون بی­‌بی‌­سی که از قدمتی دیرینه برخوردار است و قاعدتاً پیرامون شؤون حرفه­‌ایی خویش باید حساس باشد، با چرخشی گسترده و تغییر کامل برنامه‌­های عادی و روزانه­ خود و گذشتن از دیگر اخبار مهم جهانی، عملاً به مرتبه­ «صحنه گردانی عملّیاتی اغتشاشگران خیابانی» تبدیل شد. همچنین است رسوایی شبکه همتای آن، اینترنشنال سعودی که علاوه بر موضوع پیش‌گفته، رسماً به خط تجزیه­ ایران مقتدر و یکپارچه روی آورد و در نهایتِ صراحت، از تجزیه ­طلبی و تجزیه­ طلبان حمایت نمود.

چنین چرخشی در شبکه­ های مزدور و چنین هزینه­ حیثیّتی بالایی نمی­‌تواند صرفاً ناشی از یک ارزیابی اشتباه از موقعیت توسط آن شبکه ­ها باشد، بلکه قطعاً مبتنی بر «یک راهبرد تازه، یک طرح بزرگ و یک بسته­ اطلاعاتی- عملّیاتی» است که در سطوح بالای رژیم ­های آمریکا و انگلیس اتخاذ شده و به این نوکرانِ سفارشی­کار ابلاغ شده است.

در وقایع اخیر سناریوهای نخ نمای «کشته‌­سازی» و ادبیات تکراری اعتراف اجباری و خشونت سیستماتیک و نیز عوض کردن جای جلّاد و شهید و ده­ها شگرد شناخته شده‌ دیگر، با شیوه­‌ی یکسان اما با حجمی صدها برابر بیش از وقایع گذشته، نه تنها حیثیتِ نداشته شیپورهای انگلیسی، آمریکایی و گاوان شیرده آن­ها را بر باد داد، بلکه کلیه­ موازین حرفه­‌ای و بین‌­المللی را نیز درنوردید و سابقهی مبتذلی بر سوابق سیاه آن­ها افزوده شد؛ که پی­گرد حقوقی آن­ها و پیاده نظام فراری نارسانه‌­های یادشده در دستور کار قرار دارد.

بخش سوم) مرحله­ پسا آشوب

در یک ماه و نیم گذشته، دشمن آمریکایی و هم­پیمانان خبیث و پیاده نظام مزدور و نارسانه­‌های سفارشی­کار آن­ها، یقیناً با کلّ توان خویش وارد عرصه­ی جنگ ترکیبی تمام عیار و بزرگترین عملّیات تأثیرگذاری با نظام مقدس جمهوری اسلامی شدند. برای جامعه­ اطلاعاتی پرافتخار کشور که شبانه­‌روزی و لحظه به لحظه تحرکات ائتلاف شیطان بزرگ را تعقیب می­کردند، کمترین تردیدی وجود ندارد که حریف کلّ سناریوهای جنگ نرم و ترکیبی و عملّیات تأثیرگذاری خویش را با همه­ توانمندی­‌های قشون خود و هم­پیمانان، وارد صحنه­ نبرد با ملّت مقاوم و سرافراز ایران اسلامی کرد. اذعان داریم که دشمن مزاحمت ایجاد نمود، خسارت وارد کرد، تعدادی از جوانان این مرز و بوم را به خاک و خون کشید، اما با اتقان کامل می­گوییم او نتوانست به هیچ­یک از اهداف اصلیِ از پیش تعیین شده­ خود دست یابد. این ارزیابی مستدل و قطعی ماست که از قضای روزگار، دشمن آمریکایی و انگلیس خبیث نیز بدان اذعان دارند اما جرأت و جسارت اعتراف آشکار به آن­را ندارند. جامعه­ اطلاعاتی کشور، با الطاف الهی و عنایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به ارزیابی داخلی سازمان­های جاسوسی آمریکا و انگلیس دسترسی یافته است که صریحاً دربردارنده­ آن اعترافات، هم در پیرامون شکست سناریوهای مجمع شیاطین و هم در باب اذعان به ریشه‌­دار بودن «درخت تناور ایران اسلامی» و در قبول اقتدار غیرقابل انکار «ایران قوی» می­باشند. امروز مصالح اطلاعاتی و امنیتی به ما اجازه نمی­دهند که عین ارزیابی­‌های اردوگاه سلطه را افشاء کنیم. اما شاید در آینده، محذورهای کنونی رفع و امکان بر ملاکردن آن گزارشات فراهم گردد؛ که در آن صورت طبل رسوایی دشمنان آمریکایی، انگلیسی، صهیونیستی از بام فلک بر زمین خواهد افتاد.

     علاوه بر دشمنی‌های گذشته و جاری، رژیم آمریکا در تلاش است تا سیاست فشار حداکثری ترکیبی را علیه ملّت شریف ایران در سال آتی میلادی نیز اعمال کند و بودجه‌­های متعددی را بر پایه توهمات خود برای این منظور در نظر گرفته است. وزارت خزانه‌­داری آمریکا به اتفاق بخش­های مختلف در جامعه اطلاعاتی و وزارت امور خارجه آن رژیم، ظرفیت انسانی و مالی بی­سابقه‌‌ای را برای ایجاد فشار بر ایران اسلامی در قالب بسته­‌های تحریمی به ­کار گرفته است. علاوه بر سیاست فشار حداکثری، ده­ها پروژه به ­منظور بی‌­ثبات­‌سازی محیط داخلی ایران در قالب­های گوناگونِ مذکور در نظر گرفته و صرفاً برای یکی از پروژه‌­های مذکور که در این راستا طراحی شده 55 میلیون دلار تخصیص داده شده است. آژانس رسانه­‌های جهانی آمریکا که یکی از شکست­‌خورده‌­ترین بخش­های سیاست نفوذ آمریکا در پوشش دیپلماسی عمومی است و بودجه 840 میلیون دلاری دارد صرفاً برای مقابله رسانه­‌ای و عملّیات روانی علیه مردم ایران مبلغ 3/131 میلیون دلار در نظر گرفته است. این پروژه‌­ها صرفاً معطوف به عملّیات روانی علیه مردم داخل کشور نیست؛ یکی از برنامه­‌های آتی رژیم آمریکا تخریب وجهه ملّت ایران در میان ملّت­های دوست و همسایه و در نتیجه تضعیف سیاست‌های ثبات­‌ساز جمهوری اسلامی ایران در منطقه و انتقال ناامنی‌­های پیرامونی کشور به داخل است، به­ طوری­ که در جهت تحقق آن، بودجه اختصاصی تعریف کرده و برای دفتر متولی این امور 353 میلیون دلار در نظر گرفته است.

      جالب توجه است که دفتر تحقیق و اطلاعات وزارت امور خارجه آمریکا برای مقابله با نفوذ قدرت­های خارجی در داخل آمریکا 87 میلیون دلار بودجه و 394 نفر نیروی کارشناس اختصاص داده است. این دفتر که یکی از اعضای جامعه اطلاعاتی آمریکا محسوب می­شود، با سوءبرداشت نسبت به وضعیت حاکم بر جامعه قطبی شده آمریکا و تبعیض‌­های سیستماتیک در آن، ریشه‌ این مشکلات را در نفوذ سایرین در محیط سیاست داخلی خود جستجو می­کند و برای موضوع ایران بودجه و پروژه مستقل تعریف کرده است. علاوه بر این موارد دولت جنایتکار آمریکا که تنها استفاده کننده از سلاح کشتار جمعی هسته‌­ای در طول تاریخ بوده و هم اکنون نیز از رژیم صهیونیستی (دارنده تسلیحات هسته­‌ای بدون نظارت هیچ نهاد بین‌­المللی) حمایت می‌­کند، برای به ­اصطلاح مقابله و از بین بردن ظرفیت هسته‌­ای صلح آمیز ایران و فشار بر برخی دیگر از کشورها مبلغ 295 میلیون دلار در نظر گرفته است.

     این موارد صرفاً بخشی از بودجه­‌ها و امکاناتی است که رژیم تروریست آمریکا برای تضییع حقوق ملّت بزرگ ایران تحت عناوین مختلف وضع کرده است و ظرفیت­‌های مختلف دیگری را نیز در قالب­های پنهان و غیررسمی اختصاص داده که هدف اصلی آن حمایت پنهان از عناصر تولید ناامنی و آشوب در داخل کشور و زنده نگه­داشتن کورسوی آتش اغتشاشات است.

    طبق اطلاعات معتبر، پس از سیر نزولی­‌یافتن پروژه اغتشاشات، کانال‌­های منتهی به ائتلاف شیطانی، به پیاده نظام خود ابلاغ کرده‌­اند تا آمادگی خویش را حفظ و محورهای ذیل‌­الذکر را به‌عنوان خطوط اصلی اقدامات مورد تأکید قرار داده­‌اند:

1- تقویت ابزارهای مخرّب تأثیرگذاری از طریق فضای سایبر به­ هر شکل ممکن و از هر طریقی.     (شبکه­‌های اجتماعی آمریکایی به‌­مثابه سلاح استراتژیک).

2- علاوه بر مقامات آمریکایی و انگلیسی، با دولتمردان سایر کشورهای اروپایی نیز ارتباط برقرار کرده و تلاش نمایند آن­ها را در این پروژه دخیل نمایند.

3- حفظ آهنگ تخریبی نارسانه­‌های فارسی زبانِ عمدتاً لندنی- سعودی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

4- تحریک به اعتصاب در صنایع مختلف به­ ویژه در صنایع نفت و گاز با هدف قطع درآمدهای نفتی و نیز فلج کردن حمل و نقل کشور.

5- دامن زدن به اعتصاب مغازه‌­ها و بستن بازارهای کشور با هدف فشار بر مردم و افزایش نارضایتی و نهایتاً پیوند اعتصابات مختلف به یکدیگر.

6- تأکید ویژه بر کشته‌­سازی از طریق انتساب هر قتل و حادثه­ ای به نیروهای امنیتی و انتظامی، یا هدف قرار دادن اغتشاشگران در صحنه توسط تروریست‌­های اجاره­‌ای و انتساب آنها به نیروهای نظام یا بهره‌­گیری از سایر روش­ها.

7- هر اتفاق طبیعی و مصنوعی باید به سمت یک اغتشاش سیر کند و نیز هر اعتراض مدنی به شورشی خونین تبدیل شود.

8- به تعطیل کشاندن مدارس و دانشگاه‌ها.

     رژیم دژخیم آمریکا نه پیشینه­ درخشانی دارد که به اعتبار تاریخش اکنون صلاحیت دخالت در عرصه‌­های جهانی را دارا باشد و نه آینده­‌ای که به امید آن، در اندیشهی حکمرانی جهانی در آینده باشد. در باب گذشتهی آمریکا، شالوده مافیایی آن رژیم بر غصب سرزمین بومیان و قتل و نابودسازی حرث و نسل صاحبان آن مُلک شکل گرفته و پس از آن با ربایش و اسارت سیاه­پوستان آفریقایی و استثمار شیره جان آن­ها و اعمال بزرگترین، عمیق­‌ترین و بی‌­سابقه‌­ترین تبعیض نژادی در طول تاریخ و په نه­ی جغرافیا، گرد آمدن قسی­ترین و حرفه­‌ای ­ترین جانیان جهان در آن جغرافیا، تشکیل گسترده‌­ترین دولتِ متشکل از حرامیانِ سرگردنه‌­های جهان، تنها بکار برنده‌ سلاح‌­های هسته‌ای در دنیا، عامل کودتاهای متعدد و خونین در پهنه­ گیتی، عامل مستقیم و غیرمستقیم خونبارترین جنگ­های روی زمین، بانیانِ آشکار تروریسم رسمی و دولتی در عرصه­ بین‌­المللی آن‌هم بنا به شهادت سردار بزرگ جهان اسلام حاج قاسم سلیمانی، بزرگ­ترین سازنده و دلاّل تسلیحات کشتار جمعی، خالق جنایت­کارترین تروریست­‌های آدم خوار همچون داعش و گروهک‌­های تکفیری هم­سنخ آن، حامی پرسابقه‌­ترین و خائن‌­ترین تروریست­‌های جهانی از نوع تروریست‌­های آلبانی نشین با حداقل 12000 قربانی، پشتیبان خون­ریزترین و بَدَوی­‌ترین رژیم‌­های روی زمین همچون رژیم آل سعود، بزرگ­ترین و صریح­ترین استعمارگر جهان که در روزگار کنونی هم صریح و آشکار و با صدای بلند، دولتِ فرومایهی تحت استعمار خود را «گاو شیرده» می­‌خواند، نمادِ توحشِ به ­روز شده و جاهلیتِ مُدرن، و بالاخره رژیم ایالات متحده به­ عنوان عصاره همه پلیدی‌های اهریمنی که به درستی و دقت و حکمت توسط حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران به صفت «شیطان بزرگ» متصف شد؛ اکنون این جُرثومه همه زشت خویی‌­ها برای ملّت سربلند ایران ابراز نگرانی می‌­کند، در عین حال تنها آرزویی که برای این ملّت مستغنی می­نماید، استفاده از شبکه­‌های اجتماعی آمریکایی است و بس!

      و اما در پیرامون آینده، سردمداران رژیم آمریکا خوب می­دانند که «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت». مطلع هستند که از سال­ها پیش نظم نوینی در حال شکل­‌گیری است که سردمداری آن رژیم در این نظام تنها در حد وهم و خیال و در عوالم مجاز امکان­‌پذیر است، در همان فضایی که اخیراً خود و پیاده نظام­شان، به کرات نظام جمهوری اسلامی را در آن ساقط کردند؛ در فضای مجازی! همچنان­ که پیشینیان آن­ها در 43 سال گذشته و در فواصل شش ماهه­، 86 بار حاکمیت ایران را جابه­‌جا کردند! جمهوری اسلامی ایران همان درخت تنومندی است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) اخیراً توصیف کردند. درختی که حوادث زمانه نه تنها گزندی متوجه آن نکرده است بلکه هر رویدادی، ریشه­ آن­ را عمیق­تر، تنه­اش را نیرومندتر و سایه­ اش را گسترده­‌تر کرده و «ایران قوی» را آفریده است که به اذن الهی، روز به روز در حال قوی­تر شدن خواهد بود.

     حوادث اخیر کشور نیز بیش از همه، عنایات خداوندی به این آب و خاک را نشان داد؛ «پروژه‌ ویران سازی ایران» شکست مفتضحانه­‌ای خورد. همان پروژه­‌ای که قبلاً در افغانستان و عراق و سوریه و یمن و لیبی پیاده کردند، اما در ایرانِ قوی شکست سختی خورد. طبیعی است که به انتقام‌­گیری از ملّت سرافراز و مقاوم ایران روی آورند و بدیهی است که بلافاصله، دست­ پروردگان داعشی و تروریست­ های تجزیه ­طلب را وارد میدان نمایند؛ اما با عنایات صاحب اصلی این ملک و ملّت، حضرت ولیعصر ارواحنا فداه و عجل‌­الله تعالی فرجه­الشریف، کل توطئه­‌ها به ­سوی آن­ها برخواهند گشت اِن­شاءالله. همچنین آن اغتشاشات رشد و درک و فهم و بصیرت ملّتی فرهیخته را یک­بار دیگر به نمایش گذاشت که باید قدردان این ملّت عظیم­‌الشأن بود و سربازان گمنام امام زمان (عج) به نوبه‌ خویش در برابر این ملّت تعظیم می­‌نمایند. رهبری‌­های داهیانه فرمانده­ی معظّم کل قوا (مدّظلّه العالی) را یک­بار دیگر به پیش چشمِ دوست و دشمن آورد. انسجام درونی هر چه بیشتر جامعه اطلاعاتی کشور و همراهی و همدلی و همکاری آن­ها را برای آینده بیشتر و نزدیک­تر کرد.

اما در باب گروهک­ها و پیاده نظام شیطان و اغتشاشگران، قصد بر ادامه شناسایی و تعقیب آن­ها تا آخرین نفر است که این روند هم اکنون جریان دارد و البته راهی هم برای افراد فریب­‌خورده و نادم باز گذاشته شده تا خود را معرفی و شامل تخفیف در مجازات شوند.

و نهایتاً در پیرامون دشمنان اصلی، جنایات آن­ها در وقایع اخیر فراموش یا بخشوده نخواهد شد و این وعده­ قرآن کریم است که : «اِنّا مِنَ المُجرِمینَ مُنتَقِمُون»(9).

والسلام علی من اتّبع الهدی

وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

به نقل از فارس.