پیشنهاد انتشار رسمی و عمومی برآورد سالانه ج.ا.ایران از تهدیدات امنیت ملی

پیشنهاد انتشار رسمی و عمومی برآورد سالانه ج.ا.ایران از تهدیدات امنیت ملی

 

کشورهای گوناگون سالانه نسبت به انتشار برآورد خود از امنیت ملی اغلب ناظر بر اهداف، چالش‏‌ها و تهدیدات پیش رو اقدام کرده و آن را در مرئا و منظر نخبگان و سیاستمداران قرار می‏دهند. گزارش ارزیابی تهدیدهای جهانی آمریکا، راهبرد امنیت ملی روسیه، گزارش سالانه اداره حفاظت از قانون اساسی آلمان، گزارش ارزیابی از تهدیدات علیه امنیت ملی نروژ، گزارش سازمان امنیت داخلی بلژیک از تهدیدات اصلی داخلی و خارجی بلژیک در حوزه سیاسی و امنیتی و گزارش سالانه خدمات امنیتی سوئد نمونه ای از این موارد می‌‏باشند. البته این اقدام صرفا به کشورهای غربی منحصر نبوده و برخی از دیگر کشورها نیز چنین اسنادی را در قالب راهبرد امنیت ملی یا تهدیدات امنیت ملی، سالانه یا هر چند سال یکبار منتشر می نمایند.

اسناد امنیت ملی و در قضیه حاضر برآورد ملی از تهدیدات امنیت ملی عموما به هدف بازتنظیم رفتار ساختارها و نهادهای ذی مدخل در حوزه امنیت ملی نگاشته شده و به عنوان یک نقشه راه مطمح نظر قرار می‏گیرد. این اسناد عمدتا نشان دهنده گفتمان حاکم بر نوع مواجهه آن کشور با تهدیدات امنیت ملی در حوزه داخلی و خارجی است. حال این سوال مهم به ذهن خطور می‏کند که چرا این کشورها، ادراک خود از تهدیدات امنیت ملی را به صورت عمومی منتشر ساخته و به یک تعبیر با انتشار علنی آن، ادراکات خود را با دیگر کشورها به اشتراک می‏گذارند؟ آیا شناختن این ادراکات توسط رقباء و متخاصمین خود یک نوع تهدید به شمار نمی‏آید؟ اینکه چرا یک کشور، برآورد خود از تهدیدات امنیت ملی را منتشر می‌‏سازد، می‏‌توان دلایل متعددی را برشمرد؛

  1. اعلام هشدار به رقباء و متخاصمین؛ به عنوان نمونه در گزارش سال 2021 پلیس امنیت نروژ، ادعاهایی در زمینه انتقال فناوری و دانش و رصد نمودن پناهندگان و مخالفین از سوی ایران مطرح شده‌‏است. در گزارش سالانه اداره حفاظت از قانون اساسی آلمان، از ایران به عنوان حامی گروه‏های اسلام گرا با گرایش شیعی به محوریت حزب‌الله لبنان یاد شده و اظهار می‏‌د‌‌ارد ایران در تلاش است با هدف گسترش و به بروز‏رسانی برنامه موشکی؛ اقلام، تجهیزات، دانش و فناوری مرتبط با برنامه‏های موشکی را در قالب معاملات تجاری در خاک آلمان خریداری نماید. همچنین آمده‏‌است؛ نیروهای امنیتی ایران بی وقفه در حال شناسایی و رصد نیروهای اپوزوسیون ساکن در شهرهای آلمان هستند. علاوه بر این فعالیت ایران در حوزه جاسوسی و حملات سایبری را دیگر حوزه‌‏های تهدید علیه امنیت آلمان برشمرده‏‌است. گزارش سالانه خدمات امنیتی سوئد نیز ایران را در کنار چین و روسیه یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برشمرده و اعلام می‏دارد ایران برای تاثیرگذاری و استخدام محققان در سوئد تلاش می‏‌نماید. این گزارش همچنین می‌افزاید ایران در سوئد جاسوسی صنعتی می‏‌کند و این اتفاق عمدتا شامل محصولات و صنایع فناوری پیشرفته سوئدی است که می‌‎‏توانند در برنامه‏‌های هسته‌‏ای هم مورد استفاده قرار بگیرند. این کشورها با درج تلاش ایران در جهت کسب فناوری‌‏های دوگانه در جهت گسترش برنامه هسته‏‌ای و موشکی در پی اعلام این هشدار به ایران می‏‌باشند که سرویس‏‌های اطلاعاتی کشورهای متبوعه‌‏شان توانسته‏‌اند به سطحی از اطلاعات در رابطه با چگونگی اقدامات ایران در این حوزه دست یابند. پیگیری ایران و متعاقبا عدم توقف این اقدامات می‌‏تواند واکنش‌های مقابله‏‌ای را در پی داشته‌‏باشد. این اعلام اطلاع تا حدی می‏تواند به احتیاط بیشتر نهادهای ایرانی در پیگیری این قبیل اقدامات در خاک آلمان بینجامد.
  2. خط سوزی؛ کشورها با انتشار برآورد خود از تهدیدات امنیت ملی به رقباء و متخاصمین اعلام می‏‌دارند تلاش ایشان (نوع، جنس و گستردگی) اقدامات را درک کرده‌‏اند. کشور موضوع این اقدامات خود بدین باور رسیده که به جهت گستردگی و برخی ملاحظات سیاسی و اجتماعی و بعضا بین‌المللی، از امکان مقابله موثر با آن اقدامات بهره مند نیست و یا حتی به جهت پیچیدگی های حاکم بر اقدامات رقباء و متخاصمین، از اشراف و شناسایی بیش از پیش بازمانده است. این مهم کشور موضوع اقدامات را بدین نتیجه می‏‌رساند که با اعلان عمومی و ذکر برخی جزئیات، خط و مسیر بکارگیری شده از سوی کشور یا کشورهای اقدام کننده را بسوزاند یا به اصطلاح سرخ کند.
  3. فریب؛ یکی از دلایل اعلان رسمی برآورد تهدیدات امنیت ملی، فریب و به انحراف کشاندن اذهان مخاطبان با تمرکز ویژه بر رقباء و متخاصمین می‌‏باشد. کشور منتشر کننده سند با بیان اقدامات کشورهای رقیب یا دشمن که بر علیه منافع و امنیت ملی اش سازمان داده شده است بعضا فریب و انحراف اذهان مخاطبان خود را پیگیری می‏‌کند. بدین توضیح که کشور اعلان کننده، صرفا توانسته به میزان اندکی از اطلاعات راجع به چگونگی انجام اقدامات یا نیازمندی کشور رقیب یا دشمن دست پیدا کند اما با بیان کلیاتی در گزارش، در پی القاء این نکته است که بر کل مسیر و خط بکارگیری شده از سوی رقباء و دشمنان، اشراف و آگاهی دارد. حال آنکه میان آنچه که فهم شده وآنچه واقعا در حال انجام است، فاصله معتنابهی وجود دارد. این بیان ممکن است کشور رقیب و متخاصم را به این باور رساند که تمام حلقات و زنجیره‏‌های بکار گرفته شده از سوی وی در جهت تامین و تحقق پروژه، تحت اشراف و شناسایی قرار گرفته و همین امر، موجبات اختتام، احتیاط و صرف هزینه‏‌های مضاعف در جهت مستور ماندن را به همراه خواهد داشت.
  4. ادراک سازی؛ شاید مهم‏ترین دلیل انتشار عمومی این اسناد، ادراک سازی با هدف تاثیرگذاری بر نظام فکری –معرفتی متحدین در نوع توصیف و مواجهه با پدیده ها و مسائل امنیت ملی است. ادراک سازی فعالیتی است که به ما کمک می‏‌کند تا تصور و برداشت دیگران از خود را به گونه‌ای که می‏‌خواهیم، تغییر دهیم. همچنین براساس تعریفی دیگر، ادراک سازی عبارت است از فعالیت‌‏هایی در راستای ارایه اطلاعات به مخاطبین به منظور تاثیرگذاری بر عواطف، انگیزه ها، استدلال های شخصی و برآوردهای سازمانی ایشان به گونه‏ای که برداشت‌‏های مدنظر آغاز‏کنندگان این فعالیت‏‌ها در بازنمود رفتارهای بیرونی آنان دیده شود.

در همین راستا نگاهی به گزارشات منتشره از سوی کشورهای غربی در توصیف وضعیت امنیت ملی خود در حوزه خارجی نشان می‌دهد این کشورها همواره یک موضوع که به زعم شان تهدید بود یا در پی تهدید انگاری آنند را در سالیان متعدد در برآوردهای خود درج می نمایند. تکرار این تهدید یا تهدیدانگاری در درک متحدین آن کشور از تهدید مطروحه اثرگذار بوده و به تدریج متحدین به جرگه آن کشور در اعمال فشار بر کشور موضوع فیه می‌‏پیوندند. موضوع تهدیدانگاری از فعالیت‏‌های سایبری ج.ا.ایران در گزارش‏‌های منتشره از سوی دولت ایالات متحده آمریکا و متعاقب آن تکرار این تهدید در گزارش‏های منتشره از سوی کشورهای اروپایی شاهدی بر این مدعاست. از این فرایند به یکسان سازی ادراک تعبیر می‌‏گردد.

  1. یکی دیگر از اهداف اعلان رسمی برآورد امنیت ملی از ناحیه کشورها، انحراف اذهان از تهدید واقعی و معرفی خود به عنوان تامین کننده امنیت و برطرف کننده تهدید می باشد. نگاهی به گزارش ارزیابی روندهای تهدیدات جهانی آمریکا نشان می‏دهد این کشور، اقدامات منطقه‌ای، قدرت نظامی، حملات علیه منافع آمریکا، برنامه هسته‌ای، توان سایبری، مداخله و قدرت نفوذ را از عناصر تهدید ایران نسبت به امنیت ملی آمریکا برشمرده‌‏است. این درحالی است که سلسله اقدامات آمریکا در طی سالیان گذشته در تمامی حوزه‌‏های پیش گفته به شکل‏‌گیری شرایط غامض، پیچیده و ناامن‌کننده انجامیده‏است. یا اداره حفاظت از قانون اساسی آلمان در گزارش سالانه خود 80 مرتبه از عبارت ج.ا. ایران استفاده و ایران را به عنوان تهدید کننده نظام سیاسی-حقوقی آلمان توصیف کرده است. تصریح به مرکز اسلامی هامبورگ و مسجد امام علی (ع) در این گزارش دقیقا نشان از تلاش آلمان در جهت تهدید انگاری از فعالیت‌های ایران با عنوان حمایت از گروه‌‏های اسلام‌گرا شیعی دارد.

حال ج.ا.ایران که در منطقه پرچالش غرب آسیا قرار گرفته، منطقه‌‏ای که به جهت نقش آفرینی مخرب بازیگران دولتی و غیر دولتی آبستن حوادث متعددی بوده و خواهد بود. این امر ایجاب می‏کند ج.ا.ایران که هم اکنون به دلایل گوناگون و مجاهدت‏‌های مخلصانه وافر به سطحی از قدرت موثر و در بعضی شرایط و مواقع به سطحی از قدرت مطلق در پیش برندگی امور منطقه دست یابد، با تبیین درست و رسمی از مواضع خود در قبال تحولات منطقه و حتی برخی روندهای جهانی اولا از سوء برداشت رقباء و متحدین از مواضع و چرایی کنش‏های ایرانی ممانعت بعمل آورد (انتقال بلاواسطه رویکردها و رهیافت های ایرانی) ثانیا با انتشار این برآورد تحقق برخی از اهداف مطروحه را پی بگیرد. در این چارچوب خط سوزی، هشدار به رقباء و متخاصمین و ادراک سازی از مهم ترین اهداف بشمار می‏‌آید.

علی ای حال پیشنهاد می‌گردد ج.ا.ایران، انتشار رسمی و عمومی گزارش ارزیابی از تهدیدات امنیت ملی با نگاهی به سطوح منطقه‌ای و بین‌الملل را در دستور کار خود قرار دهد.

آینده نظم بین‌الملل لیبرال

آینده نظم بین‌الملل لیبرال

 

مجموعه استدلال‌ها درباره نظم بین‌الملل، لیبرالیسم و نقش آمریکا، بر چارچوب‌های نظری متفاوتی استوار است که مناظره درباره موضوعی مهم چون آینده نظم بین‌الملل را می‌سازند. با توجه به اهمیت این موضوع به‌مثابه یک «پیچ تاریخی» مهم که بر سیاست‌گذاری امنیت ملی و منافع ملی کشورها اثرگذار است، کتاب پیش‌رو می‌کوشد تا از منظرهای گوناگون به تحلیل وضعیت جاری و آینده نظم بین‌الملل بپردازد.

برای مترجمان، توجه دادن به بحران در نظم بین‌الملل لیبرال (که مورد اذعان و پیش‌فرض حتی اندیشمندان لیبرال بوده است) بسیار حائز اهمیت بوده است، چه اینکه مخاطب دانشگاهی را از منظری انتقادی، درگیر با موضوع نظم بین‌الملل مطلوب آینده می‌سازد. به‌ویژه مخاطبان دانشجو بایستی ضمن شناخت زوایای گوناگون نظری موجود در دانش روابط بین‌‎الملل، باید بتوانند به‌خوبی از ابزار نظریه و سطوح تحلیل استفاده نمایند. هدف دیگر مترجمان برای گردآوری، انتخاب و ترجمه مقالات مرتبط با آینده نظم بین‎‌الملل، بهینه‌‎سازی تصمیم برای دستگاه سیاست خارجی است که فراتر از مسائل جاری دو و چندجانبه سیاست خارجی، آینده تحولات و فرایندهای کلان مرتبط با نظم جهانی را رصد نمایند.

در گردآوری مقالات این کتاب تلاش شده است تا ضمن پوشش کامل نظریات عمده روابط بین‌الملل، از آثار اندیشمندان مهم و صاحب سبک استفاده گردد. بر همین اساس از منظر واقع‌گرا به آثار متأخر؛ «جان مرشایمر» و «استفن والت» و از منظر لیبرال به آثار «جان ایکنبری» و «جوزف نای» توجه شده است. «بلکویل» و «رایت» نیز از منظری لیبرال اما با رویکرد سیاست خارجی به موضوع پرداخته‌اند. «دونکامب» و «دون» منظرگاه مکتب انتقادی را در این اثر نمایندگی می‌کنند و «آمیتا آچاریا» با رویکردی منطقه‌گرا و از منظر نظریات غیرغربی روابط بین‌الملل به موضوع ورود می‌کند.

محور مقاومت شرحی بر ویژگی‌ها و وجوه مختلف

نویسنده: دکتر مهدی هدایتی شهیدانی
محمد رضا بابایی

توضیحات

سخن ناشر
«آنچه در وهله اول باید به آن اشاره کنم میل سیری‌ناپذیر و دائم انسان به قدرت پس از قدرت است، که تنها با مرگ پایان می‌یابد.» این جمله‌ای است که هابز از بانیان اندیشه سیاسی مدرن غرب در ابتدای کتاب تاثیرگذارش-لویاتان- بر آن تاکید دارد و در واقع اساس انسان‌شناسی اوست. او با نگاهی یکجانبه به انسان، ذات او را شرور و قدرت‌طلب دانسته و انسان را گرگِ انسان لقب می‌دهد که باید آن را کنترل کرد. اما اگر به هابز امثال شهید حججی‌ را نشان دهیم، چه خواهد گفت! مطمئناً اندیشه اومانیستی و دنیاگرایانه غربی به هیچ عنوان نمی‌تواند انسان‌هایی مانند حججی‌ را تحلیل کند. آیا صرفاً ذات شرور و قدرت‌طلب انسان است که او را به مقاومت علیه دیگری وامی‌دارد. مثال‌های بسیاری است که به این سوال پاسخ منفی می‌دهند.
اندیشه «مقاومت» به عنوان تفکری علیه اندیشه «سلطه»، همواره در تاریخ بشر ظهور و بروز داشته است. اما مقاومتی که برآمده از متن اسلام باشد، به واسطه پشتوانه‌ی قدسی و الهی خود به مثابه تیغی بُرنده دل تاریخ را می‌شکافد و حوادثی تاثیرگذار و الهام‌یخش از خود به جای می‌گذارد. مقاومت پیامبر(ص) در مقابل جهالت قریش، مقاومت علی(ع) علیه دئانت معاویه و مقاومت حسین(ع) دربرابر ضلالت یزد، هر یک نمونه‌های خوبی برای هر دین مدار واقعی است.
در سده اخیر، مسلمانان پس از چندین قرن خواب غفلت، متاثر از روشنگرانی مانند سید جمال به احیاء اندیشه اسلامی در مقابل جهان سکولارشده غرب روی آورند. این تلاش‌ها پس از پیروزی و شکست‌های بسیار، منتهی به انقلابی بزرگ به رهبری عارفی حکیم و شریعت‌مدار گردید که خود سرآغاز احیای مقاومت مسلمانان علیه جهالت، دئانت و ضلالت مدرن شد. پس از این انقلاب، شاهد شکل‌گیری محوری از جریان‌های اسلامی برای مقاومت با نظام سلطه بودیم.
این جریان‌های مقاومت که بر مبنای اندیشه دینی امتِ واحد و زیر پرچم توحید و عقیده به نبوت و معاد راستین شکل گرفته‌اند، دارای وجوه منحصر به فردی می‌باشند که بررسی آن محور اساسی این کتاب است که به وسیله محقق ارجمند و گرانمایه جناب آقای دکتر مهدی هدایتی شهیدانی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب با هدف تبیین نحله‌های مقاومت و بیان وجوه آن و نقش تأثیرگذار آنان در مناسبات آینده جهان تألیف گردیده است.
در خاتمه از جناب آقای دکتر جبار شجاعی، دکتر محمد کمالی گوکی و
سرکار خانم مرضیه روشن‌روان که در آماده‌سازی این اثر همکاری صمیمانه‌ای داشته‌اند،
قدردانی می‌نماید.

پا به پای قاسم؛ تحلیل عینی دو دهه تحولات منطقه

نویسنده: سعدالله زارعی

توضیحات

ایران از سه قرن پیش یعنی فروپاشی صفویه در مهر ۱۱۰۱ه.ش در جایگاه یک کشور حاشیه‌ای و عموماً وابسته نقش‌آفرینی کرده است. جنگ‌های داخلی ۷۰ ساله میان افغان‌ها، افشار و زندی‌ها که منتهی به حکومت قاجارها در سال ۱۱۷۵ه.ش شد، اگرچه یک دولت مرکزی ثابت به وجود آورد و خیال کشاورزان شیرازی، دامداران قشقایی و باغداران مازندرانی را از راهزنی‌ها راحت کرد، اما حاکمان ضعیف‌النفس و دولتمردان فرصت‌طلبِ دنیاپرست، چنان تاریخی را برای ایران ثبت کرده‌اند که هیچ نشانه‌ای از غرور ملی و اسلامی در آن دیده نمی‌شود. زمانی که پادشاه ممالک محروسه ایران، ناصرالدین‌شاه اذعان می‌کند که: «اگر به جنوب می‌خواهم بروم باید از کنسول انگلیس اجازه بگیرم و به شمال می‌خواهم بروم باید از کنسول روسیه اجازه بگیرم.» خود نشان از وضعیت ایرانی است که درس‌های بزرگی در آن برای هر انسان آزاده‌ی آگاهی است.
برآمدن حکومت پهلوی که با شعارهای ملی‌گرایانه و ساختن ایران نوین همراه بود، اقتداری برای دولت ایجاد کرد که تنها چوبِ اقتدار آن بر سر ملت ایران بود و قدرت مصنوعی آن در مقاومت سه‌روزه‌ی ارتشش در مقابل متفقین در سال ۱۳۲۰ آشکار شد. شاهی که نماد شکوه و اقتدار بود و امروز برخی آن را چنین می‌نمایانند، توسط انگلیسی‌ها از ایران تبعید و در دیار غربت می‌میرد. فرزند او نیز که با اجازه انگلیسی‌ها شاه ایران می‌شود و با کودتای انگلیسی- آمریکایی علیه اراده مردم ایران، قدرتش تثبیت می‌شود، حوادث مختلفی را رقم‌زده است، که هر ایرانی را به فکر فرومی‌برد.
همه این حوادث و حافظه تاریخی ۲۵۰ ساله مردم ایران از وابستگی، خودفروختگی، حقارت، شکست و حذف دلسوزانی مانند امیرکبیرها، مصدق‌ها، مدرس‌ها، شیخ فضل‌الله نوری‌ها مردم ایران را آماده پذیرش منجی کرد که قدرت ایران را برآمده از خود مردم اخذ کند و آن‌ها را از وابستگی و خودفروختگی رها کند. برقراری جمهوری اسلامی که حاصل خون شهیدانی چون بهشتی، مطهری، رجایی به رهبری عارفی بزرگ و شریعتمدار بود که به تعبیر شهید سلیمانی اسلام را پشتوانه ایران قرار داد و ایران را از کشوری که زمانی شاهش برای سفر نیاز به اجازه بیگانه داشت، به قدرتی منطقه‌ای که با قدرت‌ها در بیرون از مرزهای خود می‌جنگد، بدل کرد.
بررسی تحلیلی حوادث ۴۰ ساله اخیر ایران، نیاز به گذشت زمان دارد، سنتِ علمی وجود دارد که بررسی دوره کنونی با توصیف آغاز می‌شود و سپس بعد از گذشت چندین دهه، تاریخ تحلیلی آن دوره‌ی نوشته می‌شود. دلیل این سنت این است که در بسیاری از وقایع و پدیدها نیاز به شناخت دقیق و موشکافانه از حوادث دارند. عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی، باعث می‌شود قضاوت در مورد تاریخی که پژوهش‌گر در آن می‌زید، بسیار سخت باشد. اما این به معنای ناممکن بودن این مسئله نیست و تحلیل‌گری که از دو ابزار برخوردار باشد، می‌تواند آنچه را که در آیینه قابل دیدن نیست، در خشت خام ببیند. ابزار نخست آگاهی دقیق و جزئی از تاریخ تحول و تطور حوادث در دوره یکصد سال گذشته در محیط پیرامونی خود و دوم همراه بودن با جزئیات حوادثی که در حال حاضر رخ می‌دهد. این دو ابزار به یک پژوهشگر کمک می‌کند تا بر فراز تاریخ بایستد و از پنجره تنگ و تاریک زمانه خود، به حوادث ننگرد. بررسی تحولات صورت گرفته در منطقه غرب آسیا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری محوری از جریان‌های مقاومت که در مقابل استکبار و استعمار ابرقدرت‌ها ایستاده است، نیاز به چنین ابزارهایی دارد که محقق ارجمند و پرتلاش جناب آقای دکتر سعدالله زارعی، که خود نیز از این دو ابزار بهره‌مند بوده و به‌نوعی تاریخِ ناطق حوادث دو دهه اخیر در منطقه محسوب می‌شوند، با اتکا به نقش، جایگاه و شخصیت شهید سلیمانی، حوادث منطقه را در کتاب پیش‌رو «پابه پای قاسم؛ تحلیل عینی دو دهه تحولات منطقه» تحلیل کرده‌اند.
پس از شهادت پرشکوه حاج قاسم سلیمانی، نیاز به بررسی نقش او در تغییر مناسبات منطقه و تغییر جایگاه ایران از یک کشور حاشیه‌ای و وابسته به کشوری تأثیرگذار و قدرتمند ضرورتی انکارناپذیر بود. عدم بررسی این مسائل، فرصت را برای تفسیر و تحلیل‌های غلط در مورد جایگاه ایران به دست عده‌ای فراهم می‌کند. امید است این پژوهش مورد بهره‌برداری پژوهش‌گران و تصمیم‌سازان قرار بگیرد. در خاتمه لازم است از زحمات سرکار خانم دکتر طاهره پورغلامی و خانم مرضیه روشن‌روان که در آماده‌سازی این کتاب تلاش‌های مجدانه‌ای داشته‌اند، قدردانی شود.

جامعه‌شناسی «وحشت همگانی» در آمریکا

شکافهای سیاسی و اجتماعی در آمریکا در سالهای اخیر چنان عمیق شده است که مردم روز به روز سلاحهای بیشتری را در خانه‌هایشان انبار می‌کنند و ترس و وحشت چنان فراگیر شده است که مقامات امنیتی این کشور به صراحت نسبت به وقوع جنگ داخلی در آینده نزدیک هشدار می‌دهند، اقدامی که همزمان با افول قدرت جهانی آمریکا در برابر رقبایش می‌تواند به فروپاشی این امپراطوری منجر شود.

جامعه‌شناسی «وحشت همگانی» در آمریکا

به گزارش سایت تحلیلی خبری الوقت : در شرایطی که هشدارهای مقامات و اندیشمندان آمریکایی در مورد آینده ناخوشایند نزاع‌ها و بحران‌های زیرپوستی در لایه‌های مختلف جامعه، در سالهای اخیر روندی فزاینده به خود گرفته است در این میان، اعلام نتایج نظرسنجی‌هایی که می‌گوید نیمی از مردم آمریکا معتقدند که کشورشان به سمت جنگ داخلی پیش می‌رود و حاضرند برای مقابله با دولت خود دست به سلاح ببرند، موضوعی که انتظارات از فروپاشی داخلی امپراتوری ایالات متحده را قوی‌تر از گذشته کرده است.

در این عرصه نمی‌توان به سادگی از کنار پدیده نوظهور ترامپیسم به سادگی عبور کرد که به شکاف‌های قومیتی و نژادی بیش از پیش دامن زده است. از طرفی، دموکراتها در ماههای اخیر تلاش می‌کنند تا با بررسی پرونده‌های دونالد ترامپ و احتمال دست داشتن او در حوادث حمله به ساختمان کنگره، او را برای همیشه از دایره قدرت سیاسی کنار بزنند، اما خوی و خصلتی که ترامپ دارد می‌تواند به تشدید خشونتها در این کشور دامن بزند. بنابر آمار تازه اداره امنیت حمل و نقل آمریکا، در کشوری که هر سال بر میزان خشونت‌های مرگبارش به دلیل آزادی حمل اسلحه افزوده می‌شود، میزان کشف و ضبط سلاحهای گرم به رقم بی‌سابقه‌ای طی دو دهه گذشته رسیده است. وزارت دفاع آمریکا از اکنون در هراس از وقوع هرج و مرج نابود کننده در داخل ارتش این کشور پس از انتخابات سال ۲۰۲۴ قرار دارد. با این وجود وضعیت سیاسی و اجتماعی آمریکا به مرحله‌ای رسیده است که مقامات این کشور به شدت از آینده هراس دارند و وقوع کودتا و جنگ داخلی عناوینی است که آمریکاییها گفته‌اند منتظرش هستند.

برای بررسی تحولات داخلی آمریکا «الوقت» با دکتر فواد ایزدی، کارسناس مسائل آمریکا و دکتر ابراهیم متقی، استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل بین‌الملل میزگرد و جلسه هم‌اندیشی برگزار کرده است تا به سوالاتی در این زمینه پاسخ دهد.

تحولات داخلی آمریکا به سمت و سویی پیش می‌رود که که در ماه‌های اخیر اخبار و گزارشهای زیادی نسبت به وقوع احتمال جنگ داخلی در رسانه‌های آمرکایی منتشر شده است. چه چیزی سبب شده تا مردم آمریکا سناریو جنگ داخلی را پررنگ‌تر ببینند و اساساً وقتی از جنگ داخلی صحبت می‌شود منظور چیست آیا چیزی شبیه آنچه در جریان جنگ‌های انفصال در قرن نوزدهم روی داد اتفاق خواهد افتاد؟

ایزدی: بحث جنگ داخلی در آمریکا هم می‌تواند واقعیت داشته باشد و هم ممکن است اشتباه باشد. مسئله جنگ داخلی در آمریکا در گذشته هم مطرح شده بود ولی در عمل چنین اتفاقی رخ نداد. اگر منظور از جنگ داخلی این باشد که یک ایالتی بخواهد از قلمرو اصلی آمریکا جدا شود مثل کالیفرنیا یا تگزاس و این مسئله به جنگ داخلی منجر شود یعنی همان واقعه‌ای که در قرن نوزدهم رخ داد، اما این اتفاق هیچ وقت رخ نخواهد داد. زیرا با اینکه جریانهای جدایی‌طلب در آمریکا همیشه حضور داشته‌اند اما خیلی جریانهای تاثیرگذاری نیستند و در قانون اساسی آمریکا هم پیش بینی نشده است که ایالت‌ها بتوانند جدا شوند. یعنی برای جدایی باید با دولت مرکزی مبارزه کنند که در جنگهای داخلی ۱۸۶۰ تا ۱۸۶۴ این اتفاق رخ داد و طی آن نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر کشته شدند و با این حال ایالت‌های جدایی‌طلب نتوانستند از دولت مرکزی جدا شوند. برای وقوع جنگ داخلی با این معیارها، شواهدی وجود ندارد که در حال حاضر بگوییم جنگ داخلی در حال رخ دادن است.

اما اگر جنگ داخلی را اینگونه در نظر بگیریم که در داخل آمریکا نارضایتی عمومی گسترده‌ای وجود دارد و مردم مسلح هستند و یک درصدی از مردم ممکن است از این سلاحها برای نشان دادن نارضایتی خودشان استفاده کنند، این موضوع در داخل آمریکا وجود دارد و در حال حاضر هم چنین حوادثی اتفاق می‌افتد. همچنانکه هوادارن دونالد ترامپ در واکنش به نتایج انتخابات به ساختمان کنگره حمله کردند و در روزهای اخیر هم در ایالت اوهایو فردی خشمگین به ساختمان اف بی ای حمله کرد و کشته شد. الان بر اساس آخرین نظرسنجی‌های انجام شده حدود ۱۲ درصد مردم معتقدند که وضعیت در آمریکا اصلا خوب نیست و این درصد جمعیت اعتقاد دارند که حتی در انتخابات ۲۰۲۰ تقلب صورت گرفته است و دونالد ترامپ باید رئیس جمهور می‌شد. همچنین ۶۸ درصد جمهوریخواهان اعتقاد دارند که در انتخابات قبلی تقلب شده است و ۲۸ درصد دیگر هم که مستقل هستند آنها نیز می‌گویند تقلب شده است. این ۱۲ درصد که حدود ۲۰ میلیون نفر از جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند از وضعیت کنونی این کشور خیلی ناراضی هستند و گفته‌اند که استفاده از سلاح برای تغییر دادن وضعیت کنونی کشور قابل توجیه است و این نشان می‌دهد که اگر یک درصد از این جمعیت ۲۰ میلیون نفری هم اگر بخواهند واقعا از سلاح برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند، وضعیت داخلی آمریکا بهم می‌ریزد.

در شورش‌های اجتماعی که در کشورها اتفاق می‌افتد، لازم نیست که اکثریت جامعه از وضعیت داخلی ناراضی باشند و اقدام به شورش بکنند و برای ایجاد شورش، تنها به یک اقلیت نیاز است که تا روند اعتراضات را به پیش ببرند و بتوانند به اهدافشان برسند. اگر منظور از جنگ داخلی درگیری مسلحانه است باید گفت که هر چقدر انسداد سیاسی و درگیری‌های سیاسی در آمریکا افزایش پیدا می‌کند میزان نارضایتی‌ها نیز به همان اندازه افزایش خواهد یافت. در کشوری که ۳۲۰ میلیون نفر جمعیت دارد حدود ۴۰۰ میلیون اسلحه ثبت شده در دست مردم وجود دارد و در کشور پرتنشی مثل آمریکا، این احتمال وجود دارد که خشونتها زیاد شود.

پس از حمله به دفتر اف بی ای در اوهایو، مقامات اف بی آی نسبت به هر گونه حمله احتمالی به دفاتر این اداره در سراسر آمریکا هشدار داد تا سطح حفاظتی را افزایش دهند. هنوز سطح تنشهای سیاسی در آمریکا به حدی جدی نیست و بررسی پرونده‌های ترامپ فعلا به مرحله‌ باریکی نرسیده است و در حال حاضر همه پرونده‌های او در دست بررسی است. اقدامی که در کنگره در جریان است تلاش می‌کند این مسئله را اثبات کند اینکه ترامپ در حوادث و فتنه ۲۰۲۰ و حمله به ساختمان کنگره چقدر نقش داشته است. از این جهت، این پرونده‌ها تاکنون به نتیجه قطعی نرسیده است و اگر دموکرات‌ها بخواهند به لحاظ قانونی مانع ورود ترامپ به انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۲۴ شوند و او را از قدرت سیاسی کنار بزنند، مشکلات و شکافهای اجتماعی در داخل آمریکا بیشتر هم خواهد شد.